جیمز دابینز در تحلیل کوتاهی که اندیشکده رند آن را منتشر کرد؛ نوشت: من به‌عنوان منتقد سیاست‌های دولت بوش و اوباما، این اتهام را بسیار اغراق‌آمیز می‌دانم. چراکه در بحث‌های مطرح‌شده در دولت بوش و اوباما درباره عملیات نظامی آمریکا در افغانستان در سال‌های 2-2001 و بعدها در سال‌های 14-2013 به‌عنوان نماینده ویژه در امور افغانستان مشارکت داشتم. در هردوی این بحث‌ها، همانند بسیاری از دیگر بحث‌های مورد استناد در این مجموعه مقالات، طرفداران حضور حداقل نیرو با طرفداران بیشترین نیرو، در تقابل بودند.

رامسفلد، وزیر دفاع [آمریکا] در سال 2002 و رئیس‌جمهور اوباما در سال 2014 طرفدار حضور حداقل نیرو در افغانستان بودند. آن‌ها صادقانه معتقد بودند که کاهش شدید مأموریت و تعداد نیروهای آمریکا در افغانستان در راستای منافع آمریکاست. من بر اساس تجربه خویش در بوسنی و کوزوو طی دهه قبلی، در سال 2002 طرفدار نیروی بیشتر و در سال 2014 مخالف کاهش نیرو بودم، هرچند که استدلال من در هیچ‌کدام از آن‌ها مورد تائید قرار نگرفت.

این بحث‌ها به‌صورت محرمانه انجام می‌گرفت، اما گزارش آن در رسانه‌ها منتشر می‌شد. مجموعه مقالات واشنگتن‌پست تعدادی از نقدهای من را طوری نمایش داده است که گویی این‌ها افشاگری جدیدی هستند درحالی‌که صرفاً تکرار انتقاداتی آشکار محسوب می‌شوند. من‌بعد از ترک دولت در سال 2002 و دوباره در سال 2014 گزارشی مفصل از این بحث‌های درونی به چاپ رساندم. برداشت من این بود که آن‌هایی که حرفشان در این بحث‌ها به کرسی نشست صادقانه می‌خواهند تصمیماتشان در دسترس عموم قرار بگیرد تا آشکارا از تصمیمات خود دفاع کنند. هم رامسفلد و هم اوباما آشکارا معتقد بودند که نیروی کمتر بهتر است. افراد زیردست آن‌ها نیز از این تصمیم حمایت کرده و به اجرای صادقانه چیزی پرداختند که آن را دستورات قانونی و سیاست‌های سنجیده می‌دانستند.

از سال 2001، هر سه دولت مدعی بودند که در دولت سازی [در افغانستان] دخالت نمی‌کنند؛ اما آمریکا بی‌پرده از طیفی از برنامه‌ها پشتیبانی می‌کرد. در سال 2014، اوباما از پایان عملیات جنگی آمریکا خبر داد، اما اذعان کرد که نیروهای آمریکایی به مشاوره و حمایت خود از ارتش افغانستان و انجام مأموریت‌های ضد-تروریسم ادامه خواهند داد.

این اظهارات برای بیان مأموریت افغانستان با واژه‌های مطلوب را نمی‌توان فریبکاری قلمداد کرد زیرا فعالیت‌های آمریکا در افغانستان به‌طور گسترده در کنگره بررسی‌شده و در رسانه‌ها گزارش می‌شد. بن‌بست‌ها، اشتباهات و بحث‌های سیاسی داخلی که در این مقالات واشنگتن‌پست ذکرشده است، قبلاً موضوع گزارش رسانه‌ها به‌ویژه واشنگتن‌پست و بازرس کل ویژه در امور بازسازی افغانستان نیز بوده است.

ازاین‌رو، مقایسه این مقالات با گزارش پنتاگون نیز گمراه‌کننده است. گزارش پنتاگون از اسناد خیلی محرمانه نشان می‌داد که مکاتبات کتبی مقامات با گفته‌های آن‌ها مطابقت نداشت درحالی‌که مقالات واشنگتن‌پست عمدتاً از مصاحبه‌های غیر محرمانه‌ای اخذ شده است که سال‌ها پس از رویداد موردنظر انجام‌گرفته‌اند. جای تعجب نیست که گزارش وضعیت، درست پس از رویداد آن نسبت به فرض‌ها و برداشت‌های بعدی واقع بینی بیشتری دارد.

مردم آمریکا از این جنگ به مدت دست‌کم یک دهه ناامید شده‌اند. دولت‌های پیاپی برای کاهش عملیات آمریکا اقدام کرده‌اند بدون اینکه مایه پیامدی بدتر شوند. پیشاپیش اتهامات زیادی در جریان است و افزودن اتهام نیت بد به استدلال بد تنها باعث گل‌آلود شدن آب شده و دست‌یابی به تأملات منصفانه و درس‌های پایدار را دشوارتر می‌سازد.