آلیسیا گارسیا هررو و جیان وی شو در مطلبی که اندیشکده بلژیکی بروگل آن را منتشر ساخت، نوشتند: مراودات اقتصادی چین با روسیه تعمیق یافته است. تجزیه‌وتحلیل آمار تجارت چین نشان می‌دهد که این کشور به رقیب اتحادیه اروپا در بازار روسیه تبدیل شده است.

چین در دو دهه گذشته و از زمان الحاق به سازمان تجارت جهانی به‌سرعت توسعه پیدا کرده است. در حال حاضر این کشور به بزرگ‌ترین صادرکننده در جهان تبدیل شده و از اتحادیه اروپا پیشی گرفته است.

در چنین بستر و زمینه‌ای، بازار روسیه مملو از کالاهای چینی است و سهم صادرات آمریکا و اتحادیه اروپا به بازار روسیه را گرفته است. ورای افزایش وزن اقتصادی چین، تغییر فضای جهانی، ازجمله تحریم‌ها و ضدتحریم‌ها بین غرب و روسیه، جنگ تجاری بین چین و آمریکا و استراتژی هند – پاسیفیک به رهبری آمریکا موجب شده است تا روسیه سیاست نگاه به شرق را در گرایش‌های اقتصادی خود دنبال نماید.

چین نیز به‌طور فزاینده به مناطق هم‌جوار و فراتر از آن از طریق ابتکار «یک کمربند، یک‌راه» علاقه‌مند شده است. در میان تعداد زیادی از کشورهای شرکت‌کننده در ابتکار مذکور، روسیه از موقعیت مهمی به‌عنوان بزرگ‌ترین دریافت‌کننده منابع مالی چین عمدتاً برای زیرساخت‌های انرژی و راه‌آهن برخوردار است. از مجموع شش کریدوری که چین برای ابتکار یادشده اعلام کرده است، تعداد زیادی، ازجمله پل زمینی اوراسیای جدید و کریدور چین – مغولستان – روسیه از خاک روسیه عبور می‌کند.

 

مروری بر تاریخ اقتصادی چین – روسیه

همکاری راهبردی بین روسیه و چین به قرن هفدهم بازمی‌گردد و در طول این قرن تعاملات و مراودات اقتصادی اهمیت چندانی نداشته است؛ اما جریان تجارت، اعطای خطوط اعتباری و تا حدود کمتری سرمایه‌گذاری بین چین و روسیه از دهه 1980، آغاز شد.

 

تجارت

در دهه 1990، تجارت بین روسیه و چین نسبتاً کم بوده است، اما حتی در این زمان چین برای روسیه اهمیت بیشتری داشت تا روسیه برای چین. بر اساس آمارهای منتشرشده، روسیه تنها 1 درصد از کل صادرات چین و 8/2 درصد از واردات این کشور را به خود اختصاص می‌داد.

در این دوره، روسیه به‌واسطه موقعیت پیشرفته‌ترش در تولیدات صنعتی توانست مجموعه گسترده‌ای از کالاها، ازجمله مواد خام، به‌ویژه نفت، گاز، آهن، فولاد، کود و فلزات غیر آهنی و نیز تولیدات سرمایه‌بر همچون تجهیزات حمل‌و‌نقل و انواع خودروها را به چین صادر کند. صادرات چین به روسیه در این دوره شامل کالاهای سنتی و تولیدات کاربر، به‌ویژه منسوجات بود.

زمان مهم و کلیدی برای توسعه اقتصادی چین در بستر سیاست‌باز، الحاق این کشور به سازمان تجارت جهانی در سال 2000 بود. چین از این سال به بعد، شاهد رشد معجزه‌آسا بود.

تا اوایل دهه 2000، اقتصاد چین چهار برابر اقتصاد روسیه بود. دو دهه بعد، تولید ناخالص داخلی چین به 13 تریلیون دلار رسید، درحالی‌که اقتصاد روسیه در این دوره رشد نسبتاً کمی داشت و در حال حاضر تولید ناخالص داخلی‌اش 6/1 تریلیون دلار است.

علاوه بر اندازه اقتصادی نابرابر، دسترسی آسان چین به بازارهای صادراتی از طریق عضویت در سازمان تجارت جهانی و تزریق گسترده سرمایه‌گذاری خارجی مستقیم به زیرساخت‌های خود موجب شد تا صادرات چین به روسیه افزایش زیادی داشته باشد. هم‌زمان آهنگ افزایش صادرات روسیه به چین کم بوده و از سال 2001 تا 2014، میانگین کسری موازنه تجاری به میزان 2/1 میلیارد دلار بوده است. این روند ادامه داشت تا اینکه در سال 2018، تغییر چشمگیری صورت گرفت. با افزایش واردات چین از روسیه، به‌ویژه نفت موازنه تجاری به نفع روسیه به میزان 15 میلیارد دلار تغییر کرد.

به‌طورکلی، چین از دهه 2000 به شریک تجاری مهم برای روسیه تبدیل شده است و جایگاه این کشور از ششمین شریک تجاری روسیه در سال 2000 به اولین شریک تجاری این کشور در سال 2018 ارتقا یافته است.

اگرچه اتحادیه اروپا با سهم 44 درصدی از کل تجارت روسیه، اهمیت بیشتری از چین برای روسیه دارد، اما پکن هرسال این فاصله را کاهش داده و این روند همچنان تداوم دارد.

بعلاوه، چین با برقراری خطوط اعتباری برای روسیه، به‌ویژه تأمین مالی پروژه‌ها به‌سرعت به بازیگر مهمی در بخش تأمین مالی پروژه‌های مختلف این کشور تبدیل‌شده است. تا سال 2009، بندرت شاهد تأمین پروژه‌ها در روسیه توسط چین بوده‌ایم، اما از این سال به بعد این قبیل فعالیت‌های چین در روسیه افزایش چشمگیری داشته است که اوج آن در سال 2017، بود. در این سال چین 34/6 میلیارد دلار، پروژه‌های مختلف روسیه را تأمین مالی کرده است.

افزایش تجارت چین با روسیه، چالشی آشکار برای مؤسسات اروپایی است. در سال 1995، اتحادیه اروپا 40 درصد از کل واردات روسیه را تشکیل می‌داد و این سهم به 53 درصد تا سال 2002 افزایش یافت، اما مجدداً به سطح سال 1995 کاهش یافت.

سهم چین از کل واردات روسیه با افزایش تدریجی از کمتر از 3 درصد به 21 درصد افزایش یافته است. بعلاوه، ده محصول اول صادراتی چین و اتحادیه اروپا به روسیه، همپوشانی دارد که شامل تولیدات الکتریکی، ماشین‌آلات تخصصی، عمومی و تجهیزات جاده‌ای است.

صادرات چین به روسیه جایگزین مناسبی برای صادرات اتحادیه اروپا به بازار روسیه، به‌ویژه در بخش‌های سرمایه‌بر همچون کالاهای الکترونیکی است.

 

رقابت در بخش مالی

متعاقب الحاق شبه‌جزیره کریمه و تحریم‌های اروپا علیه مسکو در سال 2014، چین جایگاه مالی اتحادیه اروپا در روسیه را گرفت. ظرف تنها دو سال پس از تحریم‌های اروپا، موقعیت مالی اتحادیه اروپا در روسیه در سال 2016، شدیداً تنزل پیدا کرد. در این میان چین به حمایت از پروژه‌های مختلف در روسیه ادامه داده است.

 

نتیجه‌گیری

اگرچه اتحادیه اروپا همچنان اولین شریک تجاری، سرمایه‌گذاری و مالی روسیه است، اما چین به‌سرعت در حال نزدیک شدن به اتحادیه اروپا است و در بخش تجارت و تأمین مالی در حال پیشی گرفتن از آن است.

در حال حاضر رقابت بین چین و اتحادیه اروپا در بازار روسیه عمدتاً در بخش تجارت است و اتحادیه اروپا سهم خود را در این بخش از بازار روسیه ازدست‌داده است.