تاتیانا کاستووا – ژان در یادداشتی که پایگاه اینترنتی موسسه فرانسوی روابط بین‌الملل (IFRI) آن را منتشر کرد؛ نوشت: امانوئل مکرون چهارمین رئیس جمهور فرانسه است که پوتین طی 20 سال حضور در قدرت مجبور به رقابت با آنها بوده است. روابط روسیه – فرانسه در زمان ژاک شیراک، رئیس جمهور فرانسه از 1995 تا 2007، دوستانه بود. در سال 2003، مسکو مخالفت فرانسه و آلمان با حمله آمریکا به عراق را نوید نظم بین‌المللی جدید تصور می کرد. دیدار اخیر پوتین از پاریس در مراسم تدفین ژاک شیراک و لحن دوستانه رسانه رسمی روسیه در این رویداد، از نوستالژی مقاومت مشترک روسیه – اروپا با اقدام یکجانبه «رقیب – شریک» ترانس آتلانتیک یعنی آمریکا حکایت می کرد.

روابط کرملین با نیکولاس سارکوزی، رئیس جمهور فرانسه از 2007 تا 2012، نیز لحظات پرافتخاری داشت بطوریکه، سارکوزی در جنگ ناگهانی بین روسیه و گرجستان در اوت 2008 میانجیگری کرد. با این حال، در زمان ریاست جمهوری فرانسوا اولاند ( 2012-2017) روابط متقابل بین روسیه و فرانسه به واسطه الحاق کریمه توسط روسیه، بدترین دوره بی سابقه در روابط دو کشور را تجربه کرد.

در حالیکه رسانه های روسیه طی کارزار انتخابات ریاست جمهوری فرانسه تصویری منفی از امانوئل مکرون ترسیم می کردند، انتخاب وی امید به بهبودی روابط متقابل را زنده کرد. از زمان الحاق کریمه در سال 2014، سیاست فرانسه در قبال روسیه (هم در زمان اولاند و هم مکرون) به دو فرمول گفتگو و قاطعیت خلاصه شده است.  فرانسه به دفاع از امنیت خود، اتحاد اروپا و ترانس آتلانتیک و ارزش های دموکراتیک و لیبرال و همزمان به توسعه و حفظ گفتگوهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی با روسیه متعهد بوده است.

 

عواملی که چرخش جدید مکرون به سمت روسیه را توجیه می کند

از ابتدای تابستان 2019، سیاست فرانسه در قبال روسیه به چند دلیل به سمت گفتگو به جای سخت گیری و قاطعیت سوق پیدا کرده است. خروج انگلیس از اتحادیه اروپا، افول سیاسی آلمان و تغییر و تحول در مقامات اروپا، فرانسه را عملا به تنها کشور اروپایی تبدیل کرد که قادر است به تدوین ابتکار عمل در خصوص روسیه بپردازد. دلیل مهم دیگر، انتخاب ولادیمیر زلنسکی به ریاست جمهوری اوکراین بود که مکرون روابط خوبی با وی برقرار کرد. به طور حتم فرانسه انتخابات پارلمان اوکراین را (که باعث تکمیل قدرت زلنسکی شد) فرصتی برای پیشبرد حل و فصل مناقشه در شرق اوکراین قلمداد می کرد که علت اصلی بن بست روابط اروپا-روسیه محسوب می شود. در نهایت، دغدغه های سیاست داخلی فرانسه احتمالا با این چرخش مکرون ارتباط دارد. مکرون خود را برای رقابت انتخاباتی 2022 آماده کرده و تلاش می کند تا با استقبال از بهبود روابط با روسیه و مخالفت با مهاجرت، جناح راست و حتی جناح راست افراطی را جذب کند.

 

تاثیر بالقوه بر روابط متقابل

در طرف دیگر، پوتین از این چرخش فرانسه استقبال کرده و از لحاظ داخلی و بین‌المللی به اهمیت اروپا برای روسیه تاکید خواهد کرد. علیرغم تحریم های غرب و تحریم های متقابل روسیه، روابط متقابل فرانسه-روسیه از پایگاه اقتصادی محکمی برخوردار است. از سال 2015، فرانسه یکی از بزرگترین سرمایه گذاران و بزرگترین پیمانکار خارجی در روسیه بوده است. از نظر پوتین، تمایل و اعتماد کار آفرینان فرانسوی به بازار روسیه باعث کاهش فشار تحریم ها می شود.

با این حال، روابط حاکم بر روسیه و فرانسه نه منحصرا دوجانبه و نه تجاری محض است. این روابط دارای موضوعات راهبردی چندجانبه ای است که بن بست ها و تنش های فراوانی دارد. حل و فصل بحران شرق اوکراین هنوز جریان دارد. روسیه از موقعیت ممتاز این منطقه در اوکراین دست برنخواهد داشت تا در گزینه های راهبردی آینده اوکراین نفوذ داشته باشد. همچنین، هنوز هیچ دلیلی برای آغاز مذاکره لغو تحریم های اروپایی مقرر در توافق مینیسک، وجود ندارد و فرانسه هم به تنهایی این تحریم ها را لغو نخواهد کرد تا انسجام اروپا را حفظ کند.

برخلاف گمانه زنی ها در مورد ساختار امنیتی جدید اروپا، هیچ بحث جدی با روسیه در مورد سیاست اتحادیه اروپا در پیرامون خود، یعنی گسترش ناتو یا به رسمیت شناختن اتحادیه اقتصادی اوراسیا به عنوان یک بازیگر بین‌المللی، صورت نگرفته است. همچنین، در سوریه نیز روسیه حاکم بازی بوده و از چند قطعنامه فرانسه در سازمان ملل جلوگیری کرده است.

برخلاف گرمای موجود در گفتمان فرانسه و روسیه، موضع هر دو طرف در بیشتر موضوعات بین المللی متفاوت بوده و دولت روسیه در سیر تحول خود از ارزش های اروپا فاصله گرفته و تولید بی اعتمادی می کند.

و در آخر اینکه، سیاست جدید مکرون باعث نگرانی کشورهای اروپایی نظیر لهستان و کشورهای بالتیک شده است. آنها از فرانسه به خاطر عدم هماهنگی اقدامات خود با دیگر پایتخت های اروپا انتقاد می کنند و این در حالی است که مکرون رسما به دنبال تقویت اتحادیه اروپاست. به نظر می رسد که زمان «گفتگوی تاریخی و راهبردی» با روسیه، که مکرون خواهان آن می باشد، هنوز فرا نرسیده است. فرانسه باید برای پرهیز از چند دستگی هرچه بیشتر [در اتحادیه اروپا] تلاش کرده و به عنوان قدرت حامی چندجانبه گرایی، قوانین بین‌المللی و ارزش های اروپا، به اجرای تمام و کمال این نقش خود بپردازد و طرح های بلندمدت ارائه کند. وقت آن است که فرانسه، همانند دوره جنگ سرد، در همه شرایط به ایفای نقش ممتاز میانجیگری خود بپردازد و درجه بین المللی خود را بالا ببرد.