ولفرام لاخر در یادداشتی که موسسه آلمانی امور امنیت و بین الملل آن را منتشر کرد، نوشت: تقریبا هشت ماه پس از حمله «نیروهای مسلح عرب لیبی» به طرابلس، هنوز نشانه‌ای از پایان جنگ به چشم نمی‌خورد. تلاش‌های دیپلماتیک جاری از واقعیت‌های میدانی فاصله گرفته است.

توازن فعلی قوا، احتمال رجوع به یک فرایند سیاسی را ناممکن کرده است. تا زمانی که حفتر از فرصت پیشروی به طرابلس برخوردار است، وی و حامیان خارجی‌اش مذاکرات را تاکتیکی برای ایجاد شکاف در میان مخالفان قلمداد می‌کنند و به محاصره هرچه بیشتر این شهر خواهند پرداخت. برای هموارسازی شرایط مذاکرات، دولت‌های غربی باید برای تضعیف ائتلاف حفتر همکاری و زمینه را برای دوره بعد از حفتر آماده کنند.

پس از چند روز ابتدایی حمله به طرابلس، نیروهای حفتر برای ماه‌ها نتوانسته‌اند به طرابلس پیشروی زمینی کنند. مخالفان حفتر (ائتلافی از گروه‌های مسلح از شهرهای غربی لیبی) نیز نتوانسته‌اند حملات حفتر را خنثی کنند. بازپس‌گیری «غریان» در اواخر ژوئن 2019 آخرین موفقیت عمده نیروهای ضد- حفتر محسوب می‌شود. حفتر از زمانی که غریان را از دست داده است، تنها به «ترهونه» به عنوان پایگاهی برای تهاجم زمینی خود تکیه کرده است. شبه نظامیان «برادران کانی» در این شهر نقشی محوری در ائتلاف حفتر داشته‌اند.

با طولانی شدن این جنگ، حمایت نظامی خارجی برای هر دو طرف بیش از پیش اهمیت یافته است. در اواسط آوریل، امارات استفاده از پهپادهای جنگی را در حمایت از حفتر آغاز کرد. مخالفان حفتر نیز با دریافت پهپادهای جنگی از ترکیه توازن را برقرار کردند. از اواخر ژوئن، جت‌های جنگنده امارات به دفعات مخالفان حفتر را بمباران کرده اند، به‌طوری‌که امارات به تدریج برتری هوایی را تثبیت کرد و  عملیات پهپادهای ترک عمدتا متوقف شد.

با این حال، حفتر پیشرفت چندانی نداشته است، زیرا وی نتوانسته است تعداد زیادی از جنگجویان مصمم لیبی را بسیج کند. نیروهای وی شامل یگان‌هایی است که او طی سال‌های اخیر در شرق لیبی ایجاد کرده و همچنین شامل گروه‌های مسلح غرب لیبی است که وفاداری آن‌ها به حفتر قطعی نیست. علاوه بر این، حفتر از نیروهای مزدور روسی شرکت خصوصی نظامی «واگنر» برخوردار است که ماه سپتامبر به طرابلس اعزام شده و تعدادشان به 1000 نفر می‌رسد.

 

جنگ فرسایشی

با تداوم بن بست، هر دو طرف امیدوار هستند که اردوی طرف مقابل از هم بپاشد. حفتر با حمایت سخاوتمندانه خارجی به جنگ فرسایشی با مخالفان روی آورده است. حفتر و حامیان خارجی وی انتظار دارند که برخی رهبران شبه نظامیان در اردوی دشمن به زودی جبهه خود را تغییر دهند و به آن‌ها بپیوندند.

درست است که تهدید حفتر تنها عامل اتحاد دشمنان وی شده است، اما تنش‌هایی در این ائتلاف ضد- حفتر به چشم می‌خورد. نیروهای مخالف حفتر نیز به مذاکرات آتش بس با شبه نظامیان اهل ترهونه امید بسته‌اند تا از حفتر جدا شوند.

 

فرایند برلین

در سپتامبر 2019، قاسم سلامی، نماینده ویژه سازمان ملل و دولت آلمان فرایند برلین را آغاز کردند که مجموعه‌ای از گفتگوها بین پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل و کشورهای دخیل در لیبی محسوب می‌شود. هدف نخست آن، برگزاری کنفرانس‌هایی در سطح بالا است تا این کشورها به توقف حمایت خود از طرفین جنگ متعهد شوند و به تحریم تسلیحاتی پایبند باشند. هدف این است که شرایط برای آتش بس مهیا و به فرایند سیاسی لیبی رجوع شود.

آغاز فرایند برلین بر این فرض استوار بود که حامیان خارجی حفتر پس از ماه‌ها جنگ به این نتیجه رسیده‌اند که پیروزی نظامی تحقق نمی‌یابد و بنابراین آن‌ها برای مذاکره آماده خواهند بود. این فرض، نادرست و اعزام مزدوران روسی از ماه سپتامبر نیز بیانگر همین امر است. همچنین، فرانسه، مصر و امارات (حامیان خارجی حفتر) نیز ظاهرا این مذاکرات را صرفا گامی برای به قدرت رساندن حفتر قلمداد می‌کنند. بنابراین، هیچ دلیلی وجود ندارد که این کشورها از هدف بلند مدت خود برای به قدرت رساندن حفتر دست بردارند. از این رو، اگر اقلیتی از مخالفان حفتر با آتش‌بس و مذاکرات موافقت کنند، این امر پایانی برای جنگ نخواهد بود، بلکه خطر تشدید جنگ را در پی خواهد داشت.

 

گزینه‌های دیگر

یک راه حل سیاسی برای جنگ لیبی هنگامی قابل تصور است که بهره‌برداری حفتر از مذاکرات برای کسب دستاورد نظامی و ایجاد شکاف در میان مخالفان خود امکان‌پذیر نباشد. شرط اول این است که آمریکا و کشورهای اروپایی باید تضمین کنند که اجازه نقض آتش بس را به حفتر نخواهند داد. شرط احتمالی دوم هم به چند دستگی در ائتلاف حفتر مربوط است تا تهدید تهاجم دوباره پس از مذاکرات برطرف شود.

با این حال، ایتالیا، انگلیس، آلمان و دیگر کشورهای اروپایی می‌توانند بیش از پیش اعمال نفوذ کنند و دولت فرانسه را به پذیرش موضع خود و عدم حمایت از حفتر وادار سازند. چند دستگی در ائتلاف حفتر نیز موجب تضعیف قدرت او در شرق لیبی شده و به بروز بی‌ثباتی در آنجا دامن خواهد زد، اما با توجه به سالخوردگی و بیماری ظاهری وی، چنین سناریوی در هر حال محتمل است.

در حال حاضر, حلقه درونی حفتر با تشکیلاتی سرکوب کننده، منافع متناقض ائتلاف وی را سرپا نگه داشته است، اما با مرگ وی مناقشه برای پر کردن خلاء قدرت بروز  خواهد کرد. آماده سازی زمینه برای دوره بعد از حفتر یک سیاست واقع‌گرایانه و بهتر از آن است که برای پایان این جنگ ناخوشایند و دستیابی حفتر به قدرت منتظر ماند.