شاران گرووال در گزارشی که بر روی وب‌سایت موسسه بروکینگز منتشر شد، نوشت: اغلب پژوهشگران و ناظران توافق دارند که تداوم اعتراضات بعد از برکناری یک دیکتاتور می‌تواند نخبگان را تحت فشار بگذارد تا تعهدات برای دموکراتیک کردن را دنبال کنند.

در هر صورت هفت ماه گذشته و رژیم الجزایر هنوز تغییر موضع نداده است، ظاهرا امیدوار است که آتش اعتراضات سرد شود و غیرمعترضان از تظاهرات پی در پی خسته شوند. در واقع پژوهشی جدید نشان می‌دهد که تداوم اعتراضات می‌تواند شمشیری دو لبه باشد و احتمالا باعث شود که غیر معترضان نه تنها از تظاهرات،‌ بلکه در کل از دموکراسی خشمگین شوند.

تا چه حد شاهد خستگی از اعتراضات میان معترضان و غیر معترضان در الجزایر بوده‌ایم؟ آیا هر یک از این گروه‌ها به همان اندازه به آرمان خود متعهدند که در ماه آوریل هنگام سقوط بوتفلیقه متعهد بودند؟

 

نظرسنجی درباره ناآرامی در الجزایر

نظرسنجی جدید از الجزایری‌ها می‌تواند کمک کند به این سوالات پاسخ بدهیم. من همکارانم، طاهر کیلاوز و رابرت کوبینک، از ماه آوریل تا کنون یک نظرسنجی آنلاین را در الجزایر از طریق آگهی‌هایی در فیسبوک انجام دادیم.

این آگهی‌ها به تمامی کاربران فیسبوک در الجزایر که بالای 18 سال و در الجزایر ساکن بودند، نشان داده شد. کلیک بر روی آگهی‌ها کاربران را به صفحه Qualtrics می‌برد تا در آنجا رضایتنامه را تکمیل و سپس در نظرسنجی شرکت کنند. نمونه فیسبوک، البته معرف کل جمعیت نیست. فقط 45 درصد از الجزایری‌ها (19 میلیون) کاربر فیسبوک هستند. نمونه فیسبوک در مقایسه با جمعیت کل به سمت ثروت بیشتر و آموزش بهتر گرایش دارد و بیشتر شهرنشین هستند.

در هر صورت در مقایسه با نظرسنجی‌های سنتی، هزینه پایین تر نظرسنجی در فیسبوک به ما اجازه می‌دهد نمونه بزرگ‌تری ایجاد کنیم و نظرسنجی را برای یک دوره‌ طولانی‌تر زمانی انجام دهیم. ما از اول آوریل این نظرسنجی را به طور مستمر انجام دادیم و نمونه‌ای از بیش از 14000 الجزایری را تهیه کردیم.

داده‌های این نظرسنجی بلند مدت به ما اجازه می‌دهد که تغییرات را در طول زمان در میان جمعیت الجزایری فیسبوک دنبال کنیم.

 

سنجش خستگی از اعتراضات در الجزایر

این نظرسنجی به ما اجازه می‌دهد تا پرسشی را که در دست داریم، بررسی کنیم: الجزایری‌ها هنوز تا چه حد به اهداف و تاکتیک‌های جنبش اعتراضی متعهد هستند؟ ما کار را با تقسیم نمونه به دو زیرمجموعه شروع کردیم: معترضان به عنوان افرادی تعریف شده‌اند که دست کم در یکی از اعتراضات از ماه فوریه تا کنون شرکت داشته اند و غیرمعترضان آنهایی هستند که در تظاهراتی شرکت نداشته‌اند.

ابتدا حمایت آنها از هدف فراگیر جنبش را بررسی می‌کنیم: یک تغییر کامل در نظام سیاسی. ما در نتایج‌مان متوجه شدیم که حمایت از «تغییر کامل نظام سیاسی» هم در میان معترضان و هم در میان غیرمعترضان در طول زمان در واقع رشد داشته است. در ماه آوریل در میان معترضان آن درصدی که از تغییر کامل حمایت یا به شدت حمایت کردند 78 درصد بودند و این رقم در ماه اکتبر به 89 درصد افزایش داشت. همچنین در میان غیرمعترضان حمایت از تغییر کامل در ماه آوریل 64 درصد بود، اما در ماه اکتبر به 74 درصد رسید. حتی حمایت از تغییر سیستمی بیشتر شده است.

در هر صورت در حالی که جمعیت فیسبوکی الجزایر همچنان به اهداف جنبش اعتراضی متعهدند، به نظر می‌رسد که حدی از سرخوردگی از تاکتیک خاص اعتراضات وجود دارد.

از آوریل تا اکتبر، حمایت از اعتراضات از 94 درصد به 80 درصد در میان معترضان و از 67 درصد به 58 درصد در میان غیرمعترضان رسید. همین طور درصدی که می‌خواهد اعتراضات ادامه داشته باشد از 93 به 71 درصد در میان معترضان و از 76 به 58 درصد در میان غیرمعترضان رسیده است.

این مهم است که تاکید شود که اکثریت هر گروه همچنان به حمایت از اعتراضات ادامه می‌دهد، اما کاهش اندکی در طول زمان به ویژه از ماه اوت تا کنون رخ داده است.

 

تحلیل امتیازات برای معترضان

یک راه درک این گرایشات ظاهرا متفاوت تمایز قائل شدن میان اهداف و تاکتیک‌های جنبش اعتراضی است. در حالی که الجزایری‌ها همچنان به هدف تغییر سیستمی متعهد هستند، تردید زیادی در این خصوص وجود دارد که آیا اعتراضات قادرند به آن هدف دست یابند یا خیر.

ابتدا اعتراضات هفتگی جمعه‌ها با امتیازات بیشتری روبرو بود. بین ماه‌های آوریل و ژوئیه معترضان نه تنها موفق به برکناری بوتفلیقه، بلکه موفق به خلع برادر و مشاور او، دو نخست وزیر سابق، چند مدیر برجسته تجاری و دیگر وزیران و سیاستمداران شدند. در ابتدا به نظر می‌رسید که اعتراضات تغییری سیستمی ایجاد خواهد کرد.

در هر صورت از ماه اوت تا کنون این امتیازات کمتر شده است. این رژیم تمایلی نداشته به یکی از صریح‌ترین خواسته‌های معترضان پاسخ بدهد: برکناری عبدالقادر بن صالح، رئیس جمهور و نورالدین بدوی، نخست وزیر الجزایر که هر دو باقی مانده رژیم بوتفلیقه هستند. در عوض رژیم تلاش کرده است نقشه راهی را با درخواست برای برگزاری دوباره انتخابات ریاست جمهوری که در حال حاضر به دسامبر موکول شده است و پنج مقام دوره بوتفلیقه در صف آن قرار دارند، دوباره تحمیل کند. در عین حال این رژیم سرکوب جنبش اعتراضی را تشدید کرده، هم رهبران اپوزیسیون و هم تظاهرات کنندگان را بازداشت می‌کند.

در حالی که اعتراضات با امتیازات کمتری روبرو می‌شود، حمایت از تاکتیک‌های اعتراضی ممکن است حتی در حالی کمرنگ شود که حمایت از تغییر سیستمی افزایش داشته است. اگر این گرایش ادامه یابد، ممکن است زمینه را آماده کند تا برخی در این جنبش تاکتیک‌های جدیدی را دنبال کنند. در ماه اوت فراخوان‌ها برای نافرمانی‌های مدنی آغاز شد، که شامل اعتصابات و تحصن‌هایی فراتر از تظاهرات‌ها و اعتراضات بود. اواخر اکتبر شاهد حملات اتحادیه‌های مختلف کارگری و قضات بود در حالی که شایعاتی در خصوص یک اعتصاب کلی سراسری به گردش درآمد.

خلاصه این که جنبش اعتراضی هیچ نشانه ای از تحلیل رفتن را نشان نمی‌دهد. 9 ماه گذشته و درخواست‌ها برای تغییر سیستمی فقط با رشد روبرو بوده است. در هر صورت در حالی که معترضان در تلاشند به آن هدف برسند، ممکن است حمایت از اعتراضات تکمیلی با اعتصاب‌ها و تحصن‌ها رشد کند، اما آنچه روشن است این است که این رژیم نتوانسته است معترضان را آرام، سرکوب یا خسته کند.