داگلاس فیث در یادداشتی که اندیشکده آمریکایی هوور آن را منتشر کرد، نوشت: چین تلاش می کند به برتری نظامی آمریکا در آسیا و احتمالا در سایر مناطق پایان دهد. این رویکرد، مقامات آمریکا را بر آن می دارد تا درباره چگونگی ارتباط امنیت نظامی با تجارت و سرمایه گذاری تجدید نظر کنند. مقامات آمریکا، متحدان خود در سراسر جهان را برای پیوستن به این تجدید نظر فرا می‌خوانند.

چگونگی تنظیم روابط تجاری و دیگر روابط آمریکا با چین، بزرگترین چالش راهبردی پیش روی این کشور است. توقف همه روابط تجاری با چین، راه حل این چالش نیست، زیرا نه عملی است و نه ضروری. با این حال، بی توجهی  نیز پاسخ مناسبی برای این چالش نیست، زیرا نادیده گرفتن نقش مناسبات تجاری در راهبرد امنیت ملی چین، نگران کننده است.

این چالش در چند سال گذشته به طور منطقی عیان شده است. مقامات آمریکا در مورد چگونگی مقابله با بلندپروازی های چین در خصوص زیرساخت های اینترنت 5G ، هوش مصنوعی، محاسبات کوانتومی، فناوری پیشرفته تولید، عملیات سایبری، نفوذ در تأسیسات مهم (ازجمله بندرها) و سایر موارد حساس نظامی، اقدام به ایجاد قوانین و سیاست های لازم نموده و با متحدان خود مشورت ( و در برخی موارد، منازعه ) کرده اند.

شی جی پینگ، رئیس جمهور چین، این کشور را وارد عرصه جدیدی کرده است. وی تاکید کرده است که چین «محکم و استوار» می ایستد و اکنون باید «در کانون تحولات جهان باشد». چین قدرت خود را به نمایش گذاشته و برای مثال بر مناطق وسیعی از دریای چین جنوبی ادعای حاکمیت کرده است، در حالی که از دیرباز به عنوان آب های بین المللی شناخته می شد. این ادعای چین، زورگویی علیه فلیپین، ژاپن، ویتنام و دیگر همسایه ها است. چین این کشورها را تهدید کرده و آنها را با حمله به ماهیگیران و غرق کردن قایق هایشان، مجازات می کند. شیوه ای که رهبران چین از همسایگان خود سوء استفاده می کند، نمونه ای از حکمرانی ضد- دموکراتیک آنها در چین محسوب می شود.

چین آرزو دارد تا به یک قدرت بزرگ دریایی تبدیل شود و به خوبی در این مسیر پیش می رود. رئیس جمهور شی جی پینگ با ایجاد نیروی دریایی نیرومند منطقه ای، در حال ایجاد توانمندی هایی است که در دکترین چین «حفاظت از دریاهای باز» خوانده می شود. چین با کشتی سازی فراوان دریایی و استقرار ناوگانی از ناوهای هواپیمابر، کشتی های آبی- خاکی، شناورهای سطحی و زیردریایی و همچنین، توسعه موشکی، انجام ماموریت های دور- برد و ساخت تاسیسات بی شمار در خارج از این کشور، که عملیات های دریایی در اقیانوس ها را تسهیل می سازد، عزم خود را برای ایجاد یک نیروی دریایی جهانی نشان داده است. در اوت 2017، چین اولین پایگاه نظامی خارجی خود را در جیبوتی افتتاح کرد که در تنگه بین اقیانوس هند از یک طرف و دریای سرخ، کانال سوئز و دریای مدیترانه از طرف دیگر، واقع است.

راهبرد دریایی رئیس جمهور شی جی پینگ منحصرا به کشتی های نظامی محدود نمی شود، بلکه چین یکی از بزرگترین ناوگان تجاری جهان و بزرگترین ناوگان ماهیگیری در آب های دور را در اختیار دارد. چین در کشتی سازی تجاری پیشتاز جهان است. اگر حضور دریایی آمریکا در مناطق راهبردی بیش از پیش افول کند و چین در مسیر پیش روی خود باقی بماند، زمانی نمی گذرد که چین برتری در کنترل دریاها را از آن خود می سازد.

طرح جاده و کمربند رئیس جمهور شی جی پینگ مستلزم پروژه های احداث زیرساخت های وسیع در سراسر جهان است. چین از این طرح برای وصل کردن خود به تاسیسات مفید و همچنین برای بهبود استانداردهای فن آوری اطلاعات و پلتفرم های تجارت الکترونیکی خود استفاده کرده و به دنبال آن است تا از یک طرف به نفوذ تجاری دست یابد و از طرف دیگر دسترسی (پیدا و پنهان) مقامات چین به اطلاعات وسیع تکنولوژیکی، بازرگانی، شخصی و سایر اطلاعات را فراهم سازد – همه این ها از لحاظ اقتصادی و راهبردی قابل بهره برداری هستند.

شبکه بهم پیوسته بندرهای جهان یکی از عناصر اصلی طرح جاده و کمربند محسوب می شود. چین در بسیاری از مناطق ازجمله در برمه، بنگلادش، پاکستان، سریلانکا، جیبوتی، مصر، اسرائیل، ترکیه، یونان، ایتالیا، اسپانیا، مراکش، فرانسه، بلغارستان و هلند صاحب بنادر یا عامل آنها بوده و یا برای تصاحب یا اداره این بنادر برنامه ریزی کرده است.

دولت چین فعالیت های راهبردی و تجاری را بسیار بیشتر از دولت های غربی هماهنگ می سازد. یکی از مهمترین طرح های امنیت ملی چین عبارت از چیزی است که چین آن را سیاست همجوشی نظامی- غیرنظامی می نامد. رئیس جمهور شی جین پینگ به تعهد چین برای بهره برداری از فعالیت های غیرنظامی در جهت تقویت قدرت نظامی چین افتخار می کند.

در حال حاضر آمریکا از نظر سنتی نمی تواند چین را دشمن خود تلقی کند. همچنین، آمریکا نمی تواند چین را «مهار» کند، طوری که اتحاد شوروی را به لحاظ اقتصادی منزوی کرده بود. زیرا کنترل صادرات به اتحاد شوروی بسیار موثر واقع شد و این امر تا حد زیادی بدین خاطر بود که در آن زمان تمایز بین فن آوری نظامی و غیر نظامی کاملا مشخص بود. اما اکنون امکان چنین تمایزی اصلا معلوم نیست.

موقعیت چین در جهان بی سابقه است. چین رقیب هم‌پای راهبردی آمریکا و همزمان، شریک بزرگ تجاری و سرمایه گذاری این کشور است. بیشتر تجارت و سرمایه گذاری چین به حوزه فن آوری مربوط است که از نظر نظامی به بهبود توانایی چین در برابر آمریکا کمک می کند.

روابط بین چین و روسیه در برخی حوزه ها تیره و در برخی دیگر سازنده است. روابط این دو کشور در فروش سلاح، رزمایش نظامی مشترک، و مشاوره های دفاعی نزدیک تر شده است. چین و روسیه در برابر منافع آمریکا و غرب در گستره جهان باهم همکاری کرده و از ایران، سوریه و ونزوئلا حمایت کرده اند. هر دو کشور به دنبال ایجاد شکاف در ائتلاف های آمریکا و مهار آنها هستند.

این ائتلاف ها به آمریکا کمک می کنند تا چالش چین را بدون جنگ اداره کند. برای دست یابی این ائتلاف ها به هدف خود، اعضای آنها باید به سه چیز مهم بپردازند:

  • نخست، پیشبرد ارزیابی تهدید مشترک
  • دوم، بهبود برنامه ها و توانمندی های نظامی خود و همچنین، توانایی عملیات مشترک
  • سوم، مقابله با خطراتی که چین با ادغام فعالیت های تجاری و راهبرد امنیت ملی تهاجمی خود به وجود آورده است.

چین فعالانه مرز میان فعالیت های تجاری و نظامی را حذف می کند. رئیس جمهور شی جی پینگ پا روی این نظریه دیرینه گذاشته است که با رشد اقتصاد چین، این کشور لزوما لیبرال خواهد شد. با این حال، خبر خوش این است که هر دو جناح چپ و راست آمریکا به چالش چین پی برده اند – چیزی که در این جامعه دو قطبی معمولا کمیاب است. پرداختن به این چالش مستلزم تلاش در داخل و خارج است.