زها حسن در یادداشتی که بنیاد کارنگی برای صلح آن را منتشر ساخت، نوشت: از دید فلسطینی‌ها، تشکیل رژیمی متشکل از اتحاد لیکود – آبی و سفید (کاحول لاون) یا ائتلاف راست افراطی لیکود تفاوت چندانی ندارد.

آمریکا پشت هر اقدامی که رژیم اسرائیل انجام می‌دهد خواهد ایستاد و از اقدامات آنها حمایت خواهد کرد. البته آمریکایی‌ها نسبت به راه حل مذاکره‌شده در تناقض هستند، مگر اینکه کنگره آمریکا گام‌هایی را برای امکان حفظ راه حل صلح‌آمیز بردارد. اما کنگره آمریکا بجای انجام این کار، آماده است زمینه‌های طرح آمریکا برای سازش را فراهم کند؛ طرحی که فقط تضمین کننده درگیری و منازعه دائمی خواهد بود.

برای وضعیت 2 میلیون شهروند فلسطینی که بطور مرتب از آنها به عنوان عرب‌های اسرائیلی یاد می‌شود تا از این طریق در اصالت و بومی بودن آنها ابهام و شبهه ایجاد کنند، تغییر چندانی رخ نخواهد داد. علیرغم فتنه‌انگیزی نتانیاهو علیه شهروندان فلسطینی، بنی گانتس وعده نداده‌است که قانون اساسی رژیم یهود را لغو می‌کند که شهروندی درجه 2 برای فلسطینی‌ها را قانونی می‌سازد.

حزب فهرست مشترک قادر نخواهد بود روند اخراج همه جوامع فلسطینی در داخل سرزمین‌های اشغالی مثل روستای العراقیب که ساکنان این روستا باید برای تخریب خانه‌های خودشان پول پرداخت کنند را متوقف سازد.

حدود 5 میلیون فلسطینی در مناطق اشغالی کرانه باختری و نوار غزه احساس امنیت کمی دارند. بنی گانتس که از اتهام‌های جنایات جنگی در لاهه حمایت می‌کند، جنگ‌افروزتر و افراطی‌تر از بنیامین نتانیاهو است و در تبلیغات انتخاباتی گذشته رجزخوانی و لاف‌زنی می‌کرد که نوار غزه را بمباران کرده و آن را به عصر حجر برمی‌گرداند.

سال‌های طولانی احاطه و محاصره نوار غزه ادامه خواهد داشت، مردم فلسطین از حقوق اولیه و اساسی خود محروم هستند و درگیری و خشونت با شدت کم و زیاد به صورت متناوب یا پراکنده بین فلسطینی‌ها (گروه‌های مبارز در کرانه باختری) و رژیم صهیونیستی در جریان خواهد بود. فلسطینی‌ها در کرانه باختری که وسعت آن هر روز با محاصره بیشتر و توسعه شهرک‌های صهیونیستی کمتر می‌شود در محاصره قرار گرفته‌اند. فلسطینی‌های بومی بیت‌المقدس با ادامه و استمرار لغو حقوق اقامتی خود مواجه خواهند شد و تلاش‌های مضاعفی برای بیرون راندن آنها از بیت‌المقدس صورت خواهد گرفت.

یک اختلاف بالقوه بین بنی گانتس و نتانیاهو ممکن است مربوط به منضم ساختن نواحی و مناطق مختلف باشد. اگرچه رژیم صهیونیستی بخش وسیعی از کرانه باختری را به خود منضم ساخته‌است، اما برای اجتناب از پیامدهای بین‌المللی، اشغال و الحاق سرزمینی را بطور رسمی اعلام نکرده‌است. در عوض، رژیم صهیونیستی بتدریج شهرک‌های غیرقانونی را از طریق متصل ساختن سیستم فاضلاب، شبکه‌های جاده‌ای و شبکه برق و نیز از طریق قوانین رژیم صهیونیستی برای شهرک‌سازی یکپارچه می‌کند. بنیامین نتانیاهو در تبلیغات انتخاباتی وعده داده‌است که گام بعدی را برمی‌دارد و مالکیت این رژیم بر شهرک‌ها و دره اردن را گسترش می‌دهد، در حالی که رقیب وی یعنی بنی گانتس اعلام کرد فقط از نگهداری این نواحی حمایت و پشتیبانی می‌کند.

دولت ترامپ و اعضای تیم سازش خاورمیانه برای حمایت از الحاق حقوقی به شیوه‌های بی‌شمار علامت داده‌اند، ازجمله اینکه رژیم صهیونیستی یک رژیم اشغالگر است یا اینکه این رژیم فقط نماینده بخش بسیار کوچکی از کرانه باختری است را رد کرده‌‌اند. همچنین واژه اشغالگر را از گزارش کشوری حقوق بشری وزارت امور خارجه آمریکا و عبارت سرزمین‌های فلسطین را از فهرست کشورها در اداره منطقه‌ای وزارتخانه یادشده حذف کرده‌اند. بعلاوه، دولت ترامپ و تیم یادشده پتک برداشته و خانه‌های فلسطینی‌ها را در بیت‌المقدس شرقی تخریب می‌کنند و بیان می‌دارند که رژیم صهیونیستی حق منضم ساختن بخش‌هایی از کرانه باختری را دارد.

برای مستحکم ساختن این تغییر در سیاست، اعضای دولت ترامپ به تاریخ کتاب مقدس اتکا می‌کنند. دیوید فریدمن، سفیر آمریکا در سرزمین‌های اشغالی در یک سخنرانی قبل از برگزاری کنفرانس سالیانه کمیته امور عمومی آمریکا – اسرائیل گفت که وی و دولت ترامپ نمی‌توانند طرح سازش را به دولت دیگری در آمریکا واگذار کنند تا رژیم صهیونیستی بر کرانه باختری دره اردن تسلط یابد.

دولت ترامپ علاقمند است چیزی را در آستین خود داشته باشد تا قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال 2020، به پایگاه انجیلی خود هدیه بدهد. استمرار مشارکت نزدیک ترامپ با رژیم صهیونیستی برای وی حیاتی و مهم است، چراکه بکارگیری عبارت مشارکت نزدیک وی با رژیم صهیونیستی بیانگر این امر است که ترامپ با بیان اینکه مناسباتش با رژیم صهیونیستی است به آسانی رابطه شخصی نزدیکش را با نتانیاهو کنار می‌گذارد و نه اینکه بطور فزاینده از استمرار غیرمحتمل وضع موجود حمایت و پشتیبانی کند.

در تمامی این مسائل کنگره کجا هست؟ جمهوریخواهان و دمکرات‌های سنا حتی نمی‌توانند در مورد قطعنامه غیرالزام‌آور برای حمایت از مذاکرات مربوط به تشکیل دو دولت توافق کنند. لایحه‌ای در دست است که آرزوها و حاکمیت ملی فلسطینی‌ها را از طریق فشار به سازمان آزادی‌بخش فلسطین برای پایین آوردن سطح وضعیت حقوقی و سیاسی خود در سازمان ملل متحد و در دیوان بین‌المللی کیفری، جایی که فلسطین باید یک دولت باشد تا در پرونده‌های جنایات جنگی شکایت کند غیرمشروع خواهد ساخت. اگرچه هدف اصلی، مجبور ساختن سازمان آزادی‌بخش فلسطین برای نرم ساختن تشکیلات خودگردان فلسطین به منظور بازپرداخت خسارت به قربانیان خشونت سیاسی در جریان انتفاضه دوم می‌باشد که قبلاً رد شده‌است، لایحه یادشده سازمان آزادی‌بخش فلسطین را از درون تهی ساخته و به موجودیت آن پایان خواهد داد. این امر سرانجام به این معنا است که نمایندگی فلسطین برای امضای سازش با رژیم صهیونیستی وجود نخواهد داشت.

برای ایجاد انگیزه در فلسطینی‌ها جهت پذیرش الحاق سرزمینی، کمیته تخصیص سنای آمریکا خواستار تامین مالی برای حمایت از مشارکت بین کسب و کار فلسطینی‌ها و اشغالگران در کرانه باختری شده‌است تا از این طریق زمین و منابع طبیعی از فلسطینی‌ها سلب مالکیت ‌شود. با این قبیل تحرکات و برنامه‌ها، آنچه باقی می‌ماند این است که سیاست آمریکا در قبال خاورمیانه ورق زده شود و با رونمایی طرح آمریکا موسوم به معامله قرن، حاکمیت کامل رژیم صهیونیستی مورد شناسایی قرار گیرد.