جولیان بارنز و الی گرانمایه در تحلیلی که اندیشکده شورای روابط خارجی اروپا منتشر کرد، نوشتند: موضوع حیاتی برای جانسون این است که وی در حال حاضر قصد دارد تا از سناریوی گرفتاری انگلیس در یک رویارویی گسترده در خاورمیانه جلوگیری کند. با در نظر گرفتن بلاتکلیفی های جاری مربوط به برگزیت، جانسون باید این موقعیت را به عنوان فرصتی برای نمایش رهبری در داخل و تقویت میزان تعامل دیپلماتیکی انگلیس با شرکای اروپایی خود و آمریکا قلمداد کند.

اقدامات اخیر ایران در تنگه هرمز، بی دلیل و در خلاء اتفاق نیفتاده است. این اقدامات نتیجه مستقیم تصمیم آمریکا به تشدید کارزار فشار حداکثری علیه ایران بوده است. از جمله، تهران معتقد است که توقیف اخیر نفتکش این کشور در جبل الطارق، نقشه دولت آمریکا بود و اقدام انگلیس را دزدی دریایی خواند.

در بحبوحه این تنش ها اگر انگلیس نیز با راهبرد فشار حداکثری آمریکا علیه ایران همراه شود، ممکن است که باعث فروپاشی کامل توافق هسته ای شود–که این در راستای منافع انگلیس نیست. جانسون به جای انتخاب این مسیر فاجعه بار، باید دیپلماسی همه جانبه را در اولویت قرار دهد.

تهران نیز به حل دیپلماتیک موضوعات علاقمند است و به نفع خود نمی‌داند که سیاست انگلیس را به سوی سیاست دولت ترامپ سوق دهد.

در همین حال، تمرکز بر حل و فصل مساله مهمی که بر خاورمیانه سایه انداخته است یعنی، خطر بروز جنگی به وسعت منطقه، نیازی فوری محسوب می شود. برای حل این مساله، جانسون باید با امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه، همکاری کند که فعالیت سیاسی متمرکزی برای تنش زدایی منطقه ای انجام داده است.

در این خصوص، جانسون باید از رابطه شخصی خود با ترامپ بهره برداری کند. رئیس جمهور آمریکا آشکارا به بن بست رسیده است. اگر آمریکا تحریم ها علیه صادرات نفت ایران را برای مدتی معین لغو کند، فرصتی برای احیای دیپلماسی ایجاد خواهد شد.

اگر این اقدامات شکست بخورد، انگلیس باید بداند که منافع راهبردی ایران چنین ایجاب خواهد کرد که حداقل  تا 2021 و تا روی کار آمدن یک رئیس جمهور جدید و تغییر سیاست آمریکا در قبال ایران، کمر خود را سفت ببندد. مناقشه ایران هنگامی خاتمه می یابد که اقدامات اروپا منافع مقرر ایران در موضوع هسته ای را تضمین کند.

اروپا و آمریکا در رابطه با ایران با مشکل بزرگی مواجه هستند که باید حل و فصل شود. با این حال، تا جایی که چشم انداز تنش با ایران قابل رویت است، در مسائل کلی پیشرفت چندانی به چشم نمی خورد. رسیدن جانسون به قدرت فرصتی برای انگلیس فراهم کرده است تا نیروی محرکه جدیدی به این فعالیت ها تزریق و مسیر بهتری ترسیم کند.