برخی متفکران، فاصله گرفتن مسلمانان از حقیقت قرآن، واقعیت زندگی در کشورهای اسلامی و اندیشه و رفتار مسلمانان را از مهم‌ترین عوامل انحطاط و مانع بازگشت حقیقی به اسلام توصیف کرده‌اند.

لوراواکچیا واگلری، استاد ادبیات عرب و تاریخ تمدن اسلامی در دانشگاه ناپل در کتاب «پیشرفت سریع اسلام» درباره قرآن می‌گوید: «ما در این کتاب مخزن‌ها و ذخایری از علوم را می‌بینیم که فوق ظرفیت و استعداد باهوش‌ترین اشخاص و بزرگ‌ترین فیلسوفان و قوی‌ترین مردان قانون سیاست است. ما را شگفتی و حیرت از دینی است که نه‌تنها نظریه‌ای را دنبال می‌کند که با نیازمندی‌های بشر سازگار است و شریعتی را ایجاد می‌کند که از عالی‌ترین قوانین تشکیل می‌شود و انسان می‌تواند در پناه آن زندگی کند، بلکه از این حدود نیز گام را فراتر می‌نهد و فلسفه حیات را نیز عرضه می‌دارد. شریعت که به‌منزله قانون اسلامی به شمار می‌رود، فقط از آداب و تشریفات شکل نمی‌گیرد، بلکه تمام مظاهر حیات اجتماعی و شخصی نیز از احکام آن پیروی می‌کند.»

جواهر لعل نهرو، دانشمند و سیاستمدار فقید هندی نیز در کتاب «نگاهی به تاریخ جهان» می‌گوید: «سرگذشت اعراب و داستان این‌که چگونه به‌سرعت در آسیا و اروپا و آفریقا توسعه یافتند و فرهنگ و تمدن عالی و بزرگی را به وجود آوردند، یکی از شگفتی‌های تاریخ بشر است، نیرو و فکر تازه‌ای که عرب‌ها را بیدار ساخت و ایشان را از اعتمادبه‌نفس و قدرت سرشار ساخت، اسلام بود.»

بنابراین، بازگشت حقیقی به قرآن ازجمله الزامات اساسی احیای تمدن اسلامی به شمار می‌رود.

ازنظر قرآن، پیامبر اسلام در همه زمینه‌ها ازجمله تمدن سازی الگو و الهام‌بخش است. در آیه 21 سوره احزاب آمده است «لَقَد کانَ لَکُم فی رَسولِ اللَّهِ أُسوَهٌ حَسَنَهٌ لِمَن کانَ یَرجُو اللَّهَ وَالیَومَ الآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثیرًا»؛ برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی است برای آن‌ها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار زیاد یاد می‌کند.

علامه طباطبائی در تفسیر این آیه شریفه گفته است: «کلمه اسوه به معنای اقتدار و پیروی است و اسوه در مورد رسول خدا عبارت است از پیروی او، این وظیفه همیشه ثابت است و شما همیشه باید به آن جناب تأسی کنید.»

بنا به فرمایش قرآن، پیروی از سیره رسول‌الله (ص) بهترین شیوه تبلیغ حق و بازگشت به اسلام است. شناخت و تبیین سیره ایشان از نیازهای مبرم زمان بیداری اسلامی است، چراکه تقویت و تداوم نهضت اسلامی تا حاکمیت اسلام و احیای تمدن اسلامی فقط با الهام گرفتن از اقدامات ارزنده رسول‌الله امکان‌پذیر است.

پس باید گفت که اقتدا به سیره رسول‌الله نیز یکی دیگر از الزامات اساسی احیای تمدن اسلامی محسوب می‌شود.

در همین راستا باید اهتمام به وحدت را مؤلفه دیگری در احیای تمدن اسلامی در نظر گرفت. اخوت اسلامی یکی از شعارهای عمیق، اصیل، ریشه‌دار و مؤثر قرآنی است که بر اساس آن مسلمانان از هر نژاد و رنگ و با هر زبان باید با یکدیگر احساس عمیق برادری کنند. پیامبر اکرم (ص) به‌رغم گستردگی زمینه‌های اختلاف در صدر اسلام، با تدبیر و درایت خاص توانست اتحاد نیرومندی را در مدینه ایجاد کند.

در کتاب عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن آمده است: «محمد، یک نفر عرب ساده، قبایل پراکنده کوچک و برهنه و گرسنه کشور خود را به یک جامعه فشرده و با انضباط تبدیل کرد و آن‌ها را در میان ملل روی زمین با صفات و اخلاق تازه‌ای معرفی کرد و در کمتر از 30 سال این طرز و روش امپراتور قسطنطنیه را مغلوب کرد و سلاطین ایران را از بین برد، سوریه و مصر و بین‌النهرین را تسخیر کرد و دامنه فتوحاتش را از اقیانوس تا کرانه دریای خزر و تا رود سیحون بسط داد.»

در این رابطه مقام معظم رهبری نیز این‌گونه توصیه کرده‌اند: «تفاوت‌ها را به رسمیت بشناسید و آن را مدیریت کنید. تفاهم میان مذاهب اسلامی کلید نجات است. آن‌ها که آتش تفرقه مذهبی را با تکفیر این‌وآن دامن می‌زنند، اگر خودشان هم ندانند مزدور و عمله شیطان‌اند.»

از دیگر مؤلفه‌های ضروری برای احیای تمدن اسلامی باید به نظام سازی اشاره کرد. نخستین اقدام ضروری در روند بیداری اسلامی نظام سازی است. همان طور که پیامبر در اولین اقدام سرنوشت‌ساز برای سروسامان دادن امور جامعه اسلامی نظام‌سازی و حکومت تأسیس کرد.

در نظر داشتن آرمان‌ها و شعارهای انقلابیون در کشورهای اسلامی بهترین گزینه در روند نظام‌سازی الگوی «مردم‌سالاری دینی» یعنی تأسیس حکومت اسلامی بر پایه خواست مردم است. نظامی که در آن زمامداران با رأی مردم برگزیده می‌شوند و ارزش‌ها و اصول حاکم بر جامعه، اصول مبتنی بر معرفت و شریعت اسلامی است. در این رابطه باید توجه داشت که مردم‌سالاری دینی اسلامی متفاوت با دموکراسی غربی است.

بیدارگران جهان اسلام برای نظام سازی، قانون‌نویسی و سروسامان دادن اوضاع و شرایط در راستای اهداف و مصالح جهان اسلام باید از قرآن و سیره نبوی الهام بگیرند.

شناسایی آسیب‌ها و خطرهایی که در این مسیر وجود دارد از موضوعاتی است که نیازمند مواظبت و بصیرت جدی است. فراموش کردن اصول و اهداف، کاهش انگیزه‌ها، سست شدن عزم‌ها، دنیاطلبی و غنیمت‌جویی، غرور ناروا، غفلت از توطئه‌ها، اعتماد به بیگانگان، تفرقه و اختلاف از مهم‌ترین خطرها و آفات احیای تمدن اسلامی است که اگر به‌درستی رصد نشود و رهبران و راهنمایان بصیر تدبیری برای مبارزه با آن‌ها نیندیشند، می‌توانند به‌عنوان عامل بازدارنده عمل کنند و فرصت‌های پدید آمده را به تهدید تبدیل کنند.

درنهایت باید گفت که احیای تمدن اسلامی امری دور از واقعیت نیست و ظرفیت‌های مادی و معنوی اسلام آن‌قدر بالا است که با بازشناسی و تقویت آن‌ها می‌توان بار دیگر شکوه و عظمت گذشته را برپا کرد. در این راستا باید همه امکانات و توان مادی و معنوی را شناسایی کرد و با در پیش گرفتن راهبرد روشن و هدفمند، در راستای احیای این تمدن اقدام کرد.