این مقدمه می‌تواند یکی از دلایل کینه غربی‌ها از قوم روهینگیا و همچنین دستور به سکوت خانم آنگ سان سوچی باشد که توسط بریتانیایی‌ها حمایت می‌شود.

در هر صورت، بحران روهینگیا با آوارگی حدود یک‌میلیون نفر و کشتار هزاران کودک، زن و کهن‌سال آن‌قدر بزرگ بود که بتواند سال‌ها در راس خبرها باشد. اما فارغ از دلایل تاریخی، دلایل زیر را برای فراموشی این بحران می‌توان عنوان کرد:

  1. بنگلادش و دولت هندگرای شیخ حسینه به‌عنوان کشوری که بیشترین تأثیر از این آوارگی را داشت به تعامل مثبتی که هند و میانمار با یکدیگر داشتند پیوسته و با دریافت وعده‌های اقتصادی عملاً دراین‌باره سکوت کرد.
  2. ظرفیت‌های بین‌المللی بنگلادش به‌عنوان متأثرترین کشور از بحران بسیار پائین بود و در ابتدای بحران شاهد بودیم که تلاش‌های این کشور برای ایجاد یک اجماع حداقل نیم‌بند جهانی در این مورد نیز به‌جایی نرسید.
  3. بحران روهینگیا و جنایات بودائی‌های افراطی جنبش 969 علیه زنان، کودکان و کهن‌سالان به سرمایه‌گذاری فرهنگی غرب در اشاعه بودیسم به‌عنوان یک سنت معنوی عاری از خشونت و استفاده سمبولیک از شخصیت‌هایی چون تنزین گیاتسو علیه حکومت چین کمونیست، آسیب جدی وارد می‌کرد. درنتیجه خروج فوری بحران از دستورکار رسانه‌ای از اولویت زیادی برخوردار بود.
  4. جهان اسلام به‌عنوان مدعی اصلی پرونده مسلمانان روهینگیا، در میانه ظهور داعش و بحران سوریه و عراق که از سال 2011 آغاز شده بود با پرونده روهینگیا در سال 2015 روبرو شد. با توجه به فوریت و اهمیت پرونده داعش که جهان اسلام را به دو گروه موافق و مخالف [داعش] تقسیم کرده بود، پرونده مسلمانان روهینگایا به‌زودی به فراموشی سپرده شد.
  5. با توجه به روابط غرب با دولت وقت میانمار، پرونده این بحران در شورای امنیت سازمان ملل هم راه به‌جایی نبرد و صرفاً شاهد واکنش‌هایی در حد ابراز نگرانی بودیم.

 

سازمان همکاری‌های اسلامی در این رابطه چه مسئولیتی داشت؟

این سؤال به مخاطب این نکته را گوشزد می‌کند که اصولاً سازمانی هم به این نام وجود دارد! این سازمان در پرونده فلسطین، کشمیر، بهار عربی، افراط‌گرایی، وحدت جهان اسلام و… تا کنون نتوانسته کارایی و نقش موثری داشته باشد.

در حال حاضر وضعیت مسلمانان روهینگیایی که در سال ۲۰۱۷ در اثر قتل‌عام ارتش و بودائی‌های افراطی مجبور به فرار و استقرار در بنگلادش شدند به چه صورت است؟

آوارگان روهینگیا به‌تناسب توانایی خود در فرار از استان راکهین [یا به تلفظ غلط راخین] در کشورهای بنگلادش، مالزی، تایلند و هند مستقر شده‌اند. البته برخی کشورهای منطقه ازجمله ترکیه و قطر با بهره‌برداری مناسب از این بحران، اقدام به جذب نخبگان این قوم در عرصه‌های مختلف علی‌الخصوص عرصه رسانه‌ای کردند.

اما به‌طورکلی بیش از 700هزار نفر از جمعیت یک‌میلیونی آواره اکنون در اردوگاه‌های مرزی از جمله کاکس بازار در کشور بنگلادش حضور دارند. علاوه بر وضعیت معیشتی و اسکان، اوضاع فرهنگی آنان نیز دچار پیچیدگی‌های ناشی از آوارگی شده است. فحشا در حاشیه کاکس بازار به اوج خود رسیده است. گروه‌های افراط‌گرای سلفی-وهابی در حال جذب مزدور از میان آوارگان هستند و نبود امکانات آموزشی و بهداشتی شرایطی بدتر از بحران فرار از وطن را برای آوارگان به ارمغان آورده است.

بخشی از آوارگان روهینگیا اکنون در ایالت بنگال‌غربی در کشور هند مستقر هستند که آزار و اذیت زیادی را حتی از سوی جمعیت اقلیت مسلمان این ایالت متحمل می‌شوند و فشار زیادی برای خروج آنان از بنگال‌غربی وجود دارد. اما اوضاع آوارگان در مالزی، تایلند و بعضاً در اندونزی کمی بهتر است.

در رابطه با این بحران، انتظار می‌رود جمهوری اسلامی ایران از طریق رایزنی با برخی کشورهای اسلامی منطقه، سازمان همکاری اسلامی را برای برداشتن گام‌های موثر ترغیب نماید.