ژان پیسانی فری در تحلیلی که اندیشکده بلژیکی بروگل منتشر کرد، نوشت: این سؤال دشواری است که پیروزی جو بایدن در انتخابات آمریکا چگونه می‌تواند به مرمت نظام جهان کمک کند؟

قاعدتاً عدم اشتیاقی برای زدودن میراث ترامپ چه در داخل آمریکا و چه در سطح بین‌المللی وجود نخواهد داشت؛ اما تلاش صرف برای بازگشت به دوران پیش از ترامپ برای مواجهه با چالش‌های عمده که به‌واسطه ریاست جمهوری ترامپ در سال ۲۰۱۶ ایجاد شده است، به شکست خواهد انجامید. همان‌طور که آدام پوزن در اندیشکده پترسون نوشته است، وظیفه پیش رو بازسازی است، نه مرمت.

اولویت نخست باید پیشروی به‌سوی نظام مبتنی بر منافع مشترک باشد. قصد بایدن برای پیوستن مجدد بدون پیش‌شرط به توافقنامه پاریس ۲۰۱۵ قابل‌ستایش است، اما به‌خودی‌خود موجب اجرایی شدن این برنامه نخواهد شد. پرشمار بودن بازیگران و وسوسه قوی انداختن بار این برنامه بر دوش دیگران کار را سخت کرده است، حتی تدابیر در حوزه بهداشت نیز تاکنون نتوانسته است پاسخگویی چالش‌ها باشد.

وضعیت اقلیمی جهان بحرانی است. با توجه به فقدان اجماع جهانی، تلاش‌ها باید بر ائتلافی متمرکز باشد که اعضای آن در خصوص اهداف همپوشانی داشته باشند و بتوانند به‌واسطه تجارت، مکانیسم‌هایی را برطرف‌های ثالث اعمال کنند.

اولویت دوم، تبدیل اقتصاد جهانی به یک نظام رقابت‌پذیر است. فارغ از پیروزی بایدن در انتخابات سوم نوامبر، رقابت قدرت‌های بزرگ میان آمریکا و چین برای تداوم سلطه بر روابط بین‌الملل ادامه خواهد یافت؛ اما مشابهت‌سازی میان آن با جنگ سرد اشتباه است، زیرا طرف‌های کنونی شرکای عمده اقتصادی برای یکدیگر محسوب می‌شوند، درحالی‌که سهم واردات شوروی از آمریکا به یک درصد هم نمی‌رسید، 18 درصد صادرات آمریکا اکنون به چین است.

اروپا بزرگ‌ترین تماشاگر این روند است. خسارت جانبی جنگ میان این دو قدرت جهانی، گریبان اروپا را می‌گیرد. در همین حال اتحادیه اروپا دستش خالی نیست و باید به نظم اقتصاد جهانی تکیه کند؛ اتحادیه اروپا نباید اجازه دهد از اقتصاد به‌عنوان سلاح استفاده شود. همان‌طور که شورای روابط خارجی اروپایی در گزارش اخیر خود استدلال کرده، این بلوک باید خود را در برابر استفاده ابزاری از اقتصاد مجهز سازد.

سومین اولویت آن است که نظام اقتصادی جهانی حمایت بیشتری از کارگران و شهروندان داشته باشد. همین حالا هم تردیدها درباره جهانی‌سازی به دلیل درگیری تجاری چین و آمریکا، افزایش نابرابری و این درک که وضعیت در دوره همه‌گیری کرونا وخیم‌تر شده، رو به افزایش گذاشته است؛ به‌طوری‌که اقتصادهای پیشرفته هم باید برای به خرید تجهیزات ساده تقلا کنند. شهروندان و کارگران خواهان نظام اقتصادی هستند که بهتر از آنان حمایت کند. دولت‌ها باید این را در نظر داشته باشند و نشان دهند به این موضوع اهمیت می‌‌دهند.

هر یک از این سه هدف، یعنی مراقبت از منافع مشترک جهانی، جلوگیری از تبدیل روابط اقتصادی به سلاح و ایجاد نظامی عادلانه‌تر، چالش‌برانگیز است. هیچ‌گاه در تاریخ مراکز قدرت این‌قدر مجبور به همکاری برای مواجهه با تهدیدهای مشترک در این حجم و اندازه نبوده‌اند. دشوار نیست که تصور کنیم سیاست‌گذاران چگونه ممکن است از اهداف ارزشمند اقلیمی به خاطر حمایت از وضعیت ملی دست بکشند؛ بنابراین چالش‌های جدی در انتظار سران کشورها است.