زهرا رضایی

گروه‌های فلسطینی پیش‌ازاین تأکید کرده بودند که معامله قرن قابل‌اجرا شدن نیست و فلسطینی‌ها برای به شکست کشاندن آن تلاش خواهند کرد.

نگاهی به سوابق تاریخی نشان می‌دهد، از دهه 70 میلادی تلاش‌های موازی برای برقراری سازش توأمان میان اعراب -رژیم اسرائیل و فلسطین – رژیم اسرائیل از سوی آمریکا صورت گرفته است که اصلی‌ترین هدف این تلاش‌ها مشروعیت بخشیدن به رژیم اشغالگر اسرائیل بوده است.

در خلال این سال‌ها برخی کشورها مانند مصر و اردن با رژیم صهیونیستی قرارداد صلح امضا کردند، ولی دیگران حاضر به امضای چنین پیمانی نشدند. به‌این‌ترتیب، تلاش‌ها برای حل ریشه اصلی مناقشات و اختلافات موجود، یعنی مناقشه اسرائیل و فلسطینیان تاکنون به نتیجه نرسیده و شکست‌خورده است.

در چند سال گذشته و باروی کار آمدن دونالد ترامپ، بار دیگر، طرح جدیدی بانام «معامله قرن» باهدف پایان دادن به مناقشه فلسطین و اسرائیل مطرح شد که هر از چند گاهی جزئیاتی از آن منتشر می‌شود؛ طرحی که به باور بسیاری از ناظران به‌مانند طرح‌های پیشین و بنا به دلایل مشخص شکست خواهد خورد.

 

طرح معامله قرن چیست و چه اهدافی را دنبال می‌کند؟

چندی پیش، روزنامه عبری زبان «یسرائیل هیوم» با استناد به یک سند وزارت خارجه رژیم صهیونیستی، جزئیات کامل طرح صلح آمریکا برای فلسطین و اسرائیل موسوم به معامله قرن را فاش کرد.

طبق نوشته این روزنامه بر اساس توافقنامه سه‌جانبه‌ای میان رژیم صهیونیستی، سازمان آزادی‌بخش فلسطین (ساف) و جنبش حماس کشور فلسطین به نام فلسطین جدید در اراضی کرانه باختری و نوار غزه تشکیل می‌شود و شهرک‌های این مناطق نیز به اسرائیل داده خواهند شد. البته کانون‌های شهرک‌سازی کماکان تحت تسلط اسرائیل خواهند ماند و شهرک‌های جدا افتاده نیز به آن‌ها ملحق خواهند شد و مساحت کانون‌های شهرکی تا رسیدن به شهرک‌های جدا افتاده گسترش می‌یابد.

طبق این سند قدس تقسیم نخواهد شد و میان رژیم صهیونیستی و کشور فلسطین جدید مشترک می‌ماند، اما ساکنان عرب از این شهر انتقال پیدا می‌کنند تا جزو اهالی فلسطین جدید شوند. شهرداری قدس نیز که زیر نظر رژیم صهیونیستی است، مسئول تمام اراضی قدس به‌استثنای بخش آموزش خواهد شد، چراکه بخش آموزش به عهده فلسطین جدید است و فلسطین جدید به شهرداری قدس مالیات ویژه مربوط به املاک و آب پرداخت می‌کند.

مصر باهدف ایجاد کارخانه، فرودگاه و اماکنی برای مبادلات تجاری و کشاورزی اراضی را به فلسطین می‌دهد، اما به فلسطینیان اجازه داده نخواهد شد تا در این اراضی ساکن شوند. یک اتوبان نیز بین غزه و کرانه باختری احداث خواهد شد.

طبق این طرح به فلسطین جدید اجازه داده نخواهد شد که ارتش و سلاح قوی داشته باشد و تنها سلاحی که می‌تواند داشته باشد، سلاح پلیس است.

توافقنامه‌ای دراین‌باره بین رژیم صهیونیستی و فلسطین امضا خواهد شد که طبق آن اسرائیل از فلسطین جدید در مقابل هرگونه تجاوز خارجی دفاع می‌کند، اما این دفاع مشروط به پرداخت هزینه آن به این رژیم است و مذاکره بین رژیم صهیونیستی و کشور‌های عرب «میانه‌رو» درباره مبلغی که اعراب به ارتش این رژیم به‌عنوان هزینه حفاظت (از فلسطین جدید) خواهند پرداخت، انجام خواهد شد.

با این اوصاف به نظر می‌رسد این طرح کاملاً یکجانبه باهدف خلع سلاح مقاومت فلسطین و توجیه اشغالگری رژیم صهیونیستی آماده‌شده است.

 

نشست بحرین، نمایشی برای آغاز معامله قرن

در اولین مرحله از اجرای این طرح، پس از گذشت 6 ماه، نهایتاً نشستی مرتبط با معامله قرن، تدوین و طراحی شد که در پشت پرده‌ی آن نیز مقدمات عادی‌سازی روابط میان کشورهای عربی و منطقه با رژیم صهیونیستی گنجانده‌شده بود.

استدلال صهیونیست‌ها این بود که چرا باید با یک کشور عربی و عرب‌زبان درگیر باشیم؛ درحالی‌که می‌توانیم با 99% دیگر وارد رابطه شویم و در پس این روند، مشکل آن‌یک درصد نیز حل خواهد شد.

به‌این‌ترتیب، جراد کوشنر، داماد یهودی و تاجرمآب رئیس‌جمهور آمریکا و معمار اصلی طرح معامله قرن در حقیقت باهدف تأمین هزینه اجرای معامله قرن از جیب اعراب نشستی را در بحرین برگزار کرد.

این نشست دو هدف را دنبال می‌کرد: اول؛ حراج زمین فلسطینی‌ها برای پیشبرد معامله قرن. دونالد ترامپ چه در دوران رقابت‌های انتخاباتی و چه در دوران ریاست جمهوری همواره بر تأمین هزینه‌های حضور بین‌المللی آمریکا توسط متحدانش تأکید کرده است. در این راستا برای مثال شاهد فشار به اروپا در متقبل شدن هزینه‌های بیشتر در ناتو و یا فشار بر سعودی‌ها برای پرداخت هزینه تأمین امنیت آن‌ها بودیم. آمریکا در مورد معامله قرن نیز تلاش دارد تا هزینه‌های طرح خود را توسط کشورهای منطقه تأمین کند.

دوم؛ نمایش عادی‌سازی روابط اعراب و اسرائیل. اوج این تلاش‌ها را می‌توان در سفر بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی به کشور عمان و همچنین سفر برخی از مقامات صهیونیست به کشورهای امارات متحده عربی و بحرین مشاهده کرد. برگزاری اجلاس با حضور مقامات ارشد کشورهای عربی و رژیم صهیونیستی در یک کشور عربی همچون بحرین می‌توانست این هدف را بیش از بیش پررنگ نماید.

بااین‌همه و باوجود تلاش آمریکا برای مشارکت گسترده کشورهای عربی و دیگر کشورهای جهان در این نشست، فقط وزیران امور مالی سه کشور عربستان، امارات و وزیر امور خارجه بحرین به‌عنوان شاخص‌ترین مقام‌های کشورهای عربی در آن شرکت کردند.

این نشست در شرایطی برگزار شد که همه گروه‌های فلسطینی حتی تشکیلات خودگردان فلسطین به ریاست محمود عباس نیز با تحریم آن اعلام کرده بودند که حاضر نیستند در ازای رشوه، از آرمان فلسطین چشم‌پوشی نمایند.

چین، روسیه و اتحادیه اروپا نیز با توجه به نادیده گرفته شدن اصل اشغالگری، اجرایی شدن و موفقیت طرح معامله قرن را بعید دانستند و از شرکت در نشست بحرین خودداری کردند. درواقع همان‌طور که داماد رئیس‌جمهور آمریکا و معمار معامله قرن هم اعتراف کرد، این نشست شکست خورد.

 

دلایل شکست نشست منامه و موانع اجرای معامله قرن

مشارکت ضعیف و دور از انتظار آمریکایی‌ها در این نشست، سبک بودن طرح آمریکا و حامیان این طرح و غیرقابل اجرا بودن آن را به نمایش گذاشت.

مهم‌ترین مانع تحقق معامله قرن حماس و مقاومت غزه است. از سال گذشته تلاش‌های بسیاری برای اعمال تحریم‌ها و فشار‌هایی همراه با پیشنهادهای وسوسه‌انگیز به حماس برای تن دادن به سازش بزرگ انجام‌شده است.

بخش اول این طرح روی نوار غزه متمرکز است و از این منطقه آغاز می‌شود. نشریه اسرائیل هیوم به نقل از برخی مقامات عربی که نامشان را فاش نکرد، مدعی شد این طرح قصد دارد بحران انسانی و وضعیت وخیم در نوار غزه را بهبود بخشد.

اما تحولات ماه‌های اخیر در نوار غزه از راهپیمایی‌های بازگشت و بادبادک‌های آتشین تا پاسخ‌های قاطع موشکی به حملات جنگنده‌های صهیونیستی نشان می‌دهد مقاومت فلسطین در نوار غزه با درک اهمیت شرایط کنونی با جدیت به دنبال ایستادگی در مقابل معامله قرن است.

بر اساس شواهد موجود و موارد انتشاریافته از معامله قرن در این طرح مسئله آوارگان احتمالا با «وطن جایگزین» در خارج از فلسطین اشغالی جایگزین و «حق بازگشت» آوارگان فلسطینی به کشورشان برای همیشه لغو می‌شود.

این در حالی است که مسئله حق بازگشت به سرزمین مادری برای همه فلسطینی‌ها مسئله‌ای حیاتی به شمار می‌رود که چشم‌پوشی از آن به‌مثابه چشم‌پوشی از ماهیت فلسطینی است.

عدم همراهی افکار عمومی جهان عرب و اسلام یکی دیگر از عوامل ناکامی این طرح خواهد بود. چنانکه اقدامات برخی کشور‌های عربی و اسلامی، چون سوریه، عراق، تونس و … علیه معامله قرن، فضای سنگینی را ضد رژیم‌های سازشگر و دخیل در این مسئله مانند عربستان، اردن و مصر در جهان عرب ایجاد کردند و این مقاومت، هدف آنان را برای عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی با مشکل روبه‌رو ساخته است.

مشکلات داخلی نتانیاهو در کنار بدبینی بخشی از جامعه صهیونیستی به طرح معامله قرن را نیز نباید فراموش کرد. باید به خاطر داشت که طرح آمریکایی‌ها بدون هماهنگی و همراهی کشور‌های اروپایی و روس‌ها تدوین و اجرایی شده است. مقدمه این طرح یعنی انتقال سفارت آمریکا به قدس اشغالی نشان داد اروپا و روسیه از این مسئله بسیار نگران‌اند و به‌شدت با آن مخالفت می‌کنند.

اذعان آمریکایی‌ها به شکست نشست منامه و موضع واحد گروه‌های فلسطینی و امت اسلامی در برابر آن باعث شد تا معامله قرن به همبستگی قرن و اتحاد بی‌سابقه بین گروه‌های فلسطینی و تا حدودی بین ملل عرب تبدیل شود.

واکنش واحد به خیانت برخی اعراب و شیطنت آمریکایی‌ها نشان داد به‌رغم گذشت هفتادسال از اشغال فلسطین، نسل‌های جدید نه‌تنها عِرق خود را نسبت به سرزمینشان از دست نداده‌اند، بلکه ارتباط آن‌ها با فلسطین روزبه‌روز قوی‌تر شده است.

مردم فلسطین، به‌ویژه نسل جوان آن بار دیگر در عمل نشان دادند که باوجود همه تهدیدها و فشارها و کشتار فلسطینی‌ها با آگاهی یافتن و آموختن شیوه‌های مدرن مقاومت و پایداری، مقاوم‌تر و هدفمندتر به نهضت و جبهه مقاومتشان باور دارند و مبارزه‌شان را تا آزادی کامل فلسطین ادامه خواهند داد.