عوامل مهمی چون موقعیت جغرافیایی ایران که می‌تواند در پیشبرد ابتکار «کمربند و راه» به شیوه‌ای سریع‌تر و کم‌هزینه‌تر به چین کمک کند، منابع انرژی، با توجه به نیازمندی‌های روزافزون انرژی پکن به‌گونه‌ای که طبق پیش‌بینی‌ها تا سال 2030 حدود هفتاد درصد انرژی چین از منطقه خاورمیانه تأمین خواهد شد، بازار بالقوه ایران و از همه مهم‌تر همسویی کلان سیاست خارجی ایران و چین، سبب می‌شود توسعه همکاری میان دو کشور به امری قابل‌انتظار تبدیل شود. کما اینکه با نگاه به گذشته نیز می‌توان دریافت نیازمندی‌های مشترک محرک حفظ و تداوم روابط پکن-تهران بوده است.

باوجوداین، از همان زمان طرح این قرارداد، طرح موضوعاتی در میان تحلیلگران داخلی و خارجی نشان داد دید منفی و دامن زدن به چین هراسی در ایران نیز به‌طورجدی رو به گسترش است. البته شایان‌ذکر است که این موضوع در حال حاضر در برخی از کشورهایی که چین توانسته روابط خود را با آن‌ها نیز گسترش دهد رو به افزایش است. نمونه‌های این امر را می‌توان در میان کشورهای آسیای مرکزی مشاهده کرد.

در این میان، تردیدی وجود ندارد که متأثر از رقابت‌های چین و آمریکا، مقامات واشنگتن و البته رسانه‌های ضد چینی، نقش زیادی در تبلیغات و گسترش چین هراسی در سرتاسر جهان داشته‌اند. به‌عنوان‌مثال، طرح مفاهیمی چون ایجاد «تله بدهی»، ازجمله اقداماتی است که به دنبال ایجاد این هراس در میان کشورهای مقصد ابتکار «کمربند و راه» مطرح‌شده که طبق آن هرگونه همکاری اقتصادی با چین به باج‌دهی سیاسی منجر خواهد شد.

پس از انتشار پیش‌نویس قرارداد 25 ساله طرح موضوعاتی مانند اجاره جزیره کیش به چین، یا حضور نظامی احتمالی پکن در آینده در ایران در فضای افکار عمومی خود نشان‌دهنده اوج بدبینی مردم به چین بودند. شاید آخرین نمونه این بدبینی افکار عمومی در مورد استخراج ارز دیجیتال بود که بسیاری از مردم، عامل خاموشی برق در کشور را چینی‌ها می‌دانستند. اگرچه نمی‌توان منکر نقش تبلیغات ضد چینی در شکل‌گیری بدبینی بود، اما اقدامات گذشته چین نقشی تعیین‌کننده در این شیوه تفکر و بدبینی داشته است. به‌طورکلی این تصور در میان ایرانیان پذیرفته‌شده که در زمان اوج فشارها باوجود نگاه به شرق در سیاست خارجی کشور، پکن آن‌گونه که باید، اقداماتی مهم به‌منظور کاهش فشارهای اقتصادی علیه مردم صورت نداده است. به‌عنوان‌مثال، نگهداری 22 میلیارد دلار پول نفت ایران در دوره قبلی تحریم‌ها در زمان باراک اوباما و مبلغ 20 میلیارد دلار در چین در شرایط کنونی خود از عواملی بوده که سبب شده این تصور به‌طور گسترده در افکار عمومی ایران به وجود آید که نمی‌توان روی چین حساب کرد.

به نظر نگارنده مهم‌ترین اقدامی که چین باید صورت دهد این است که با اقدامات مثبت از گسترش چین هراسی و بدبینی افکار عمومی نسبت به خود بکاهد. به‌طور طبیعی ذهن هر شهروند ایرانی در روابط با پکن با این پرسش‌ها مواجه می‌شود که آیا چین نیز نسبت به توسعه همکاری با ایران جدیت دارد؟ چرا این‌همه سخن از همکاری با کشور دوست و همکاری با چین در عمل در زندگی آن‌ها تأثیری نداشته است؟ درصورتی‌که پکن بخواهد روابط خود با ایران را توسعه دهد مقامات چینی باید به موضوع بدبینی تاریخی ایرانیان نسبت به دولت‌های خارجی حساس باشند. همین بدبینی تاریخی، نقش زیادی در دوری از آمریکا در شرایط کنونی ایفاء کرده است.

بر همین اساس، در شرایط کنونی پکن می‌تواند با انجام اقداماتی مانع شدت گیری ذهنیت منفی بیشتر شود. چراکه این امر در صورت تأخیر می‌تواند به عاملی مهم در ممانعت از همکاری‌های اقتصادی دو کشور حتی باوجود خواست و اراده تصمیم گیران دو طرف تبدیل شود.

در شرایط شیوع کروناویروس، همکاری مشترک در ساخت واکسن و یا همکاری به‌منظور واردات گسترده واکسن چینی، آزادسازی منابع مالی ایران، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های ایران به‌گونه‌ای که مردم به‌صورت ملموس تأثیرات آن را در زندگی خود احساس کنند، تسهیل امکان تجارت کلان و خرد و غیره تا حدی می‌تواند این نقیصه را برطرف سازد. اگرچه بر همگان واضح است که محدودیت‌های جدی در پیشبرد بسیاری از بندهایی وجود دارد که در قرارداد 25 ساله ایران نهفته است. مواجهه شرکت‌های چینی با مجازات و تحریم‌های احتمالی آمریکا در صورت همکاری با ایران، محدودیت‌های بانکی، سیاست خاورمیانه‌ای پکن مبنی بر دوری و نزدیکی برابر به تمام طرف‌ها ازجمله این محدودیت‌ها به شمار می‌روند.