برنامه بلندمدت چین، دلارزدایی از مبادلات بین‌المللی خود است؛ اقدامی که اگر همراه با اقدام بالا در نظر گرفته شود به معنای کاهش شدید تقاضا برای دلار خواهد بود. چین، نزدیک به 4 هزار میلیارد دلار با جهان تجارت دارد و حجم تجارت آن با آمریکا نیز بیش از 400 میلیارد دلار است. این حجم عظیم از سهم چین در تجارت جهانی نشان می‌دهد که تصمیم آن به دلارزدایی تدریجی از اقتصاد داخلی و بین‌المللی خود می‌تواند به تضعیف شدید موقعیت دلار در تجارت و اقتصاد جهانی بیانجامد. رویکرد تهاجمی ترامپ و پیشگامی او در راه‌اندازی جنگ تجاری با کشورهای مختلف، موجب شد تا کشورهای دیگری نیز از رویکرد چین استقبال کنند و به اتحادهای پولی دو یا چندجانبه یا دلارزدایی از تجارت بین‌المللی خود، گرایش پیدا کنند. اگرچه این گرایش و این حرکت تهاجمی چین به معنای افزایش شتاب در دلارزدایی از تجارت جهانی نیست؛ بااین‌وجود، جایگاه انحصاری دلار به‌عنوان ارز اصلی و واسطه مبادله جهانی پیش‌فرض، به‌شدت، به چالش کشیده می‌شود.

افزون بر این، سیاست ارزی چین نیز سیاستی وابسته به شرایط است به‌طوری‌که در سابقه سیاست‌های ارزی این کشور، میخکوب کردن ارزش یوآن به دلار، کاهش ارزش یوآن و افزایش ارزش یوآن در برابر دلار نیز به چشم می‌خورد. برای نمونه در سال 2015، بانک خلق چین، ارزش یوآن در برابر دلار را کاهش داد تا صادرات این کشور به آمریکا را تقویت کند. درحالی‌که طی یک دهه، ارزش یوآن به صورتی باثبات، مانده بود و با آهنگی مشخص، تقویت می‌شد تا اعتماد سرمایه‌گذاران را به ثبات ارزش آن، جلب کند. این سابقه و تجربه نشان می‌دهد که چین در انتخاب‌ سیاست‌های تجاری و ارزی خود، افزون بر دید بلندمدت، روی مقتضای زمانی نیز تمرکز دارد و ممکن است پس از نیل به مقصود، رویکرد سیاستی خود را تغییر دهد اما رویکرد سیاست تجاری و ارزی بلندمدت آن، سبقت گرفتن از اقتصاد ایالات‌متحده و تبدیل‌شدن به اقتصاد مسلط جهان بر اساس چشم‌انداز «ساخت چین 2025» است.

از این منظر، اقدام چین به دلارزدایی را باید به‌عنوان اقدامی مکمل سایر اقدامات و پروژه‌های بلندمدت آن ازجمله پروژه جاده ابریشم در نظر گرفت که در مسیری همسو، تقاضای کشورهای عضو و کشورهای مقصد جاده برای یوآن را افزایش خواهد داد و یوآن را به ارزی مسلط در قلمروی این پروژه، تبدیل خواهد کرد. اینکه مجموعه رویکرد تجاری و ارزی چین، بلوک‌بندی جدیدی را در جهان به وجود می‌آورد، اگر پاسخ مثبتی هم داشته باشد مشابه شرایط جنگ سرد شوروی سابق و ایالات‌متحده نخواهد بود. درواقع، فضای رقابت بین چین و آمریکا به سمت رقابت کارتل‌های ارزی می‌تواند پیش برود؛ کارتل‌های ارزی در آمریکای شمالی به رهبری ایالات‌متحده، اتحادیه اروپا به رهبری آلمان و فرانسه و آسیای میانه به‌علاوه روسیه و همچنین اغلب کشورهای آفریقایی و برخی از کشورهای آمریکای لاتین به رهبری چین به‌عنوان کشورهایی که بیشترشان به‌واسطه مدل تأمین مالی کالایی توسط چین، بیش‌ازپیش در جبهه تقویت یوآن قرارگرفته‌اند.

اما عامل مهم دیگری که در این میدان بازی باید لحاظ شود، رمزارزهای نوظهوری است که شرایطی متفاوت از ارزهای متعارف دارند. هرچند که چین توسعه ارز دیجیتالی e-RMB را دنبال می‌کند اما در این زمینه، هنوز رقابت‌مندی کمتری نسبت به رمزارزهایی مانند بیت کوین دارد و پشتیبانی چهره‌های مشهوری مانند ایلان ماسک، موضع چنین ارزهایی را بیشتر تقویت کرده است. بااین‌وجود، جایگاه چین در تجارت جهانی این امکان را به چین می‌دهد تا ارزهای دیجیتالی با توان رقابتی بالا نیز داشته باشد