اجرای نورد استریم 2 در دسامبر گذشته پس از امضای لایحه سیاست دفاعی توسط دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا که شامل تحریم‌هایی علیه این پروژه بود، متوقف شد. با مخالفت صریح وزیر خارجه آمریکا با احداث خط لوله در 15 ژوئیه 2020، پمپئو مدعی شد «این یک هشدار واضح برای شرکت‌هایی است که به پروژه‌هایی برای نفوذ منفی روسیه کمک می‌کنند. آمریکا کمک این شرکت‌ها به پروژه نورد استریم 2 را نمی‌پذیرد و آن‌ها باید همکاری خود با این پروژه را متوقف کنند و یا در انتظار پیامدهای منفی این همکاری باشند. به اعتقاد پمپئو، تحریم افراد و شرکت‌های حامی نورد استریم 2 بر اساس قانون «کاتسا» (قانون مقابله با دشمنان آمریکا از طریق تحریم‌ها) اعمال خواهد شد، قانونی که با آرای کنگره و سنای آمریکا، علیه ایران، روسیه و کره شمالی به تصویب رسید. واشنگتن در حال تشکیل یک ائتلاف برای جلوگیری از تکمیل احداث خط لوله صادرات گاز نورد استریم و ممانعت از افزایش صادرات گاز روسیه به اروپا است. از نقطه نظر آمریکا، این خط لوله، اروپا را به خطر می‌اندازد و این منطقه را به گاز روسیه وابسته می‌کند.»

در صورت تکمیل این خط لوله پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد قیمت گاز در اروپا کاهش قابل توجهی خواهد داشت و افتتاح این خط لوله ضرر بزرگی به صادرکنندگان گاز آمریکا وارد خواهد کرد و صادرکنندگان بخش بزرگی از مشتریان خود را در اروپا از دست می‌دهند. آمریکا بر این باور است که قدرت نفوذ روسیه در اروپا با راه‌اندازی این خط چندین برابر شده و وابستگی شدیدی میان کشورهای اروپایی به گاز ارزان روسیه درپی خواهد داشت. مجری اصلی طرح خط لوله نورد استریم، غول انرژی روسیه شرکت «گازپروم» است، اما نیمی از هزینه آن را پنج شرکت اروپایی او ام وی، وینترشال، دآ، ان جی، اونیپر و شل برعهده گرفته‌اند. زمان آغاز بهره‌برداری از این خط لوله که هزینه آن 10 میلیارد یورو برآورد شده در سال 2020 اعلام شده است اما با توجه به تحریم‌های آمریکا و کناره‌گیری برخی شرکت‌ها زمان بهره‌برداری آن مشخص نیست.

 

آلمان دریافت کننده عمده گاز نورد استریم

آلمان دریافت کننده عمده گازی خواهد بود که از طریق خط لوله نورد استریم مستقیما به اروپا صادر می‌شود، اما آمریکا مخالف فعالیت این خط لوله بوده و مدعی است که تنها نفوذ روسیه را در تامین انرژی اروپا افزایش می‌دهد. البته منافع گازی آمریکا به عنوان صادرکننده بزرگ LNG هم در این مخالفت بی‌تأثیر نیست. آلمان در این خصوص دچار دو دستگی شده است. آنگلا مرکل، تحت فشار فزاینده‌ای قرار گرفته و حتی هم حزبی‌های وی این پروژه را زیر سئوال برده‌اند. مرکل با وجود درخواست‌های سیاسی برای توقف ساخت نورد استریم پس از مسمومیت ناوالنی، همچنان موافق ادامه این پروژه است. کناره‌گیری آلمان و لغو این پروژه به معنای هدر رفتن سال‌ها تلاش دولت برای تبدیل آلمان به یک هاب گازی پرمنفعت خواهد بود. در این میان هایکو ماس وزیر خارجه آلمان، مواضع متناقضی داشته است. او یکبارتوقف پروژه را به عنوان واکنشی به پرونده مسمومیت ناوالنی رد کرد و یکبار در پارلمان آلمان، روسیه را تهدید کرد که اگر در پرونده مسمومیت «آلکسی ناوالنی» شفاف‌سازی نکند مقامات این کشور را تحریم کرده و توقف پروژه خط لوله گاز هم بعید نیست.

 

تاکید روسیه بر تصمیم گیری مستقل آلمان بدون فشارهای آمریکا

نورد استریم 2 ظرفیت انتقال گاز از طریق دریای بالتیک به آلمان را دو برابر کرده و به 110 میلیارد متر مکعب در سال می‌رساند و نیاز روسیه به استفاده از اوکراین به عنوان یک کشور ترانزیت برای صادرات گاز به اروپا را کاهش می‌دهد. به باور لاوروف، وزیر خارجه روسیه، آلمان باید درخواست‌ها برای توقف این پروژه را نادیده بگیرد. این موضوع اکنون به مسئله حیثیت آلمان تبدیل شده است». مسکو از برلین می‌خواهد تصمیماتش در خصوص نورد استریم را به تنهایی بگیرد و تسلیم فشارهای آمریکا نشود. از نگاه مسکو، این یک پروژه اقتصادی بین‌المللی و مطابق با استانداردهای اروپایی است و همه مجوزهای لازم را دریافت کرده و اتحادیه اروپا خود باید امنیت انرژی‌اش را تامین کند.

 

جنگ قره باغ و انرژی اروپا

با فروپاشی شوروی سابق کشورهای منطقه تلاش زیادی نمودند تا منابع هیدروکربن را از دریای خزر به بازار مصرف برسانند. پروژه مهم خط لوله نفت باکو-تفلیس-جیحان در سال 2006 با سرمایه‌گذاری شرکت‌های خارجی به بهره‌برداری رسید و نفت آذربایجان را به بازار مصرف رساند. تلاش آمریکا و اروپا بر این بود که منابع انرژی در آسیای میانه و دریای خزر بدون عبور از خاک روسیه و استفاده از زیرساخت‌های انرژی آن به بازار مصرف برسد.

با آغاز بحران قره‌باغ مشکلات زیادی در بعد سیاسی و امنیتی برای آذربایجان ایجاد شد، با این وجود برنامه افزایش صادرات انرژی و تقویت بنیه نظامی‌اش ادامه یافت. وابستگی اروپا به گاز روسیه و تلاش اعضای اتحادیه برای تنوع بخشی به منابع انرژی، فرصت مناسبی را برای باکو پدید آورد تا نقش خود را در معادلات انرژی و سیاسی-امنیتی منطقه افزایش دهد.

پروژه خط لوله انتقال گاز تاناپ موسوم به «جاده ابریشم انرژی» که در سال 2018 افتتاح شد و از منطقه شاه دنیز 2 در نزدیکی سواحل خزر در شهر باکو و با گذر از خاک گرجستان، در خاک ترکیه ادامه می‌یابد، تا ایتالیا امتداد دارد. این کریدورِ قفقاز-آناتولی-اروپا، با مشارکت 12 شرکت و 6 کشور و با 40 میلیارد دلار سرمایه احداث شد. پروژه انتقال گاز آذربایجان به اروپا به ظرفیت 16 میلیارد متر مکعب شامل دو مرحله پروژه تاناپ، به ظرفیت اولیه انتقال 6 میلیارد متر مکعب گاز و پروژه تاپ (ترنس آدریاتیک پایپلاین) به ظرفیت ده میلیارد متر مکعب است.

منطقه تووز که اوایل تابستان آذربایجان و ارمنستان با یکدیگر در آن درگیر شدند برای آذربایجان و ترکیه اهمیت استراتژیک دارد چرا که خط لوله باکو-تفلیس-جیحان، خط آهن باکو-تفلیس-کارس، خط لوله قفقاز جنوبی و خط لوله تاناپ از آن عبور می‌کند.خط لوله باکو-تفلیس-جیحان و تاناپ را کنسرسیوم‌های مختلفی احداث کرده‌اند و شرکت‌های انرژی آمریکایی، بریتانیایی، نروژی، روسی، ترکیه‌ای و… در این پروژه‌ سهام دارند. هدف قرار گرفتن این خط لوله‌ها توسط ارمنستان، با پاسخ این کشورها و اتحادیه اروپا روبرو خواهد شد.روسیه همواره ارمنستان را همپیمان طبیعی خود می‌داند و مانند کشوری که به حمایت روسیه محتاج است، با آن رفتار کرده است. روسیه شراکت‌های متعددی نیز در بخش انرژی و دفاعی با آذربایجان برقرار کرده است.

گروهی در ترکیه و در تنش میان ارمنستان و آذربایجان انگشت اتهام را به سمت روسیه نشانه می‌گیرند. به اعتقاد آن‌ها رویکرد روسیه در رابطه با ارمنستان یک جانبه نیست. روسیه می‌خواهد دو دولتی که از مدت‌ها پیش برخلاف میل او عمل کرده‌اند را به خود وابسته‌تر کرده و با دور کردن ترکیه از ائتلاف غرب، از استخراج نفت در منطقه دریای اژه جلوگیری کند.

به باور این گروه، مهلت دو قرارداد گاز ترکیه با روسیه در سال 2021 به پایان می‌رسد و ترکیه کسری انرژی ناشی از این امر را با خرید گاز از آذربایجان از طریق خط لوله تاناپ تلافی خواهد کرد. این وضعیت خود به تنهایی دلیل کافی برای تمایل روسیه جهت ایجاد بی‌ثباتی در خط مرزی آذربایجان- ارمنستان است. حملات ارمنستان نه تنها آذربایجان، بلکه ترکیه را هم هدف قرار می‌دهد. حملات ارمنستان «ژئوپلتیک انرژی» را که ترکیه در مرکز آن جای دارد، هدف قرارداده و علائم یک سناریوی چند ملیتی را دارد.

حملات ارمنستان، تهدیدی علیه ترکیه به واسطه دریای سیاه، شرق مدیترانه، لیبی، شرق و غرب فرات و منطقه قفقاز را یادآور می‌شود. این حقیقت نیز نشان می‌دهد که حملات ارمنستان، از سوی آمریکا، اسرائیل، یونان، فرانسه، عربستان و غیره حمایت می‌شود و با اقدامات تحریک‌آمیز این کشورها ارتباط دارد. نکته دیگر تحولات مربوط به خطوط انرژی و تنش در شرق مدیترانه است. گروهی بر این اعتقادند آمریکا از مدت‌ها پیش در صدد شکستن نفوذ روسیه در قبرس یونانی‌نشین است و پشت پرده این موضوع تلاش آلمان برای ضربه زدن به پروژه «خط لوله جریان شمال -2» جای دارد آمریکا از این طریق علاوه بر جلوگیری از سود روسیه از گاز، برای فروش گاز به آلمان و جایگزینی شرق مدیترانه به عنوان تضمینی برای تداوم انرژی تلاش کرد. آمریکا بازی خود را از طریق یونان و قبرس، به عنوان اعضای اتحادیه اروپا به اجرا گذاشته است.