گوستاف گیرارت در مطلبی که موسسه مطالعات سیاسی بلژیک موسوم به اگمونت منتشر کرد، نوشت: با توجه به اینکه در حال حاضر اتحادیه اروپا درصد کمتری از تجارت، سرمایه‌گذاری، پشتوانه ارزی، هزینه دفاعی و کمک توسعه‌ای جهانی را در اختیار دارد، این تغییر موجب افزایش نگرانی‌ها در باره زوال و انحطاط نسبی اتحایه اروپا و امنیت اقتصادی آن در آینده شده است.

این نگرانی‌ها مناسبات اتحادیه اروپا و چین را متاثر ساخته است. با توجه به رشد اقتصادی کم اتحادیه اروپا، نیروهای سیاسی خواستار برابری در مناسبات اقتصادی  چین – اتحادیه اروپا هستند.

در صورت دسترسی بهتر به بازار، صادرکنندگان اروپایی در موقعیت بهتری برای فروش کالاها و خدمات خود در بازار مصرف روبه رشد چین خواهند داشت و تحقق این امر موجب اصلاح کسری موازنه تجاری با چین خواهد شد.

تغییرات در توزیع قدرت اقتصادی جهانی، موضع اتحادیه اروپا را در قبال چین تغییر داده است. اگرچه موازنه تجاری اروپا همچنان مثبت است، لکن حفظ سطوح بالای رفاه اجتماعی دشوار شده است. اروپا به این حقیقت رسیده است که بنیان‌های نظام اقتصادی اجتماعی آن در خطر است.

 

ابتکار یک کمربند یک راه

علاقه اولیه اروپا به ابتکار یک کمربند یک راه فروکش کرده است. این ابتکار نه تنها انسجام داخلی اتحادیه اروپا را تضعیف می‌سازد، بلکه رقابت شدیدی میان شرکا‌ی اروپایی از حیث تجاری، سرمایه‌گذاری و دسترسی به بازار در اروپا و آسیا ایجاد کرده است. سیاستگذاران اروپا به طور فزاینده پی برده‌اند که پیامد ابتکار یک کمربند یک راه فراتر از قاره اروپا بوده و توازن قدرت و ثبات در آسیا را متاثر ساخته است.

با توجه به اینکه بازارهای آسیایی مقاصد صادراتی مهم برای اروپا به شمار می‌روند و بخش عمده‌ای از تجارت دریایی آن از مسیر هند -اقیانوسیه ترانزیت می‌شود، برای امنیت اقتصادی اروپا حفظ نظم قانون‌محور و باز گذاشتن جریان تجارت در اقیانوس هند و آرام حیاتی است.

از این دیدگاه، نفوذ فزاینده چین فقط بر موقعیت کشورهای پیشرفته غربی در توزیع جهانی ظرفیت‌ها تاثیر ندارد، بلکه چالشی برای ارزش‌ها و اصول سازمانی‌اش ایجاد می‌کند.

نفوذ اقتصادی فزاینده چین نفوذ سیاسی این کشور را فراتر از مرزهایش توسعه داده و پکن را به یک بازیگر تاثیرگذار تبدیل کرده است. این کشور گفتمان‌های بدیل مدرنیته تدوین کرده و روایت خود را از حکمرانی جهانی گسترش می‌دهد. روایت چین توانایی رژیم فعلی حکمرانی جهانی را زیرسوال می‌برد.

به علاوه، تغییر در مجموعه قدرت جهانی اشتیاق و علاقه به اتحادیه اروپا به عنوان الگوی یکپارچگی و موقعیت آن را به عنوان قدرت تحول‌گرا در سیاست بین‌الملل تحت تاثیر قرار داده است.

 

چالش‌ها

در کنار فرصت‌ها، آگاهی فزاینده‌ای در میان سیاستگذاران اروپایی نسبت به چالش‌های ناشی از ابتکار یک کمربند یک راه وجود دارد. در بهار 2019، سفرای کشورهای عضو اتحادیه اروپا در چین نسبت به ابتکار یادشده از حیث اقتصادی، زیست محیطی، اجتماعی و مالی گزارش انتقادی ارائه کردند.

حضور فزاینده و روبه گسترش چین در اتحادیه اروپا و همسایگی آن نگرانی‌هایی ایجاد کرده است. به عنوان مثال مونته نگرو در سال 2014، موافقتنامه‌ای با اگزیم بانک چین برای پوشش مالی 85 درصد از ساخت بزرگراه‌های این کشور منعقد کرد که این پروژه 25 درصد تولید ناخالص داخلی مونته نگرو است. بسیاری بر این باورند که مونته نگرو قادر به بازپرداخت بدهی به چین نخواهد بود و ناخواسته باید زیرساخت‌های حیاتی را در اختیار چین قرار بدهد.

مورد مشابه سریلانکا است که قادر نبوده است وام‌های دریافتی از چین را برای ساخت بندر هامبانتوتا بازپرداخت کند. در نتیجه این بندر و مقدار زیادی از زمین‌های اطراف آن که از حیث راهبردی در منطقه مهمی از اقیانوس هند و خلیج بنگال واقع شده است تا سال 2116 در کنترل چین خواهد بود.

همینطور خرید کامل یا بخشی از بنادر در بلژیک، هلند، اسپانیا، ایتالیا و به‌ویژه در یونان احساس عجیبی برانگیخته است. چین زیرساخت‌های راهبردی را در اروپا خریداری کرده است، در حالی که سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی اروپا در چین به شدت محدود است.

کلیه این مسائل نگرانی‌های اروپایی‌ها درباره توسعه نفوذ چین در آسیا، اروپا و آسیای مرکزی را بیشتر کرده است.

 

راهبرد اتحادیه اروپا

اتحادیه اروپا راهبرد جدید خود را برای اتصال اروپا با آسیا تدوین کرده است. این استراتژی بر پیوند و ارتباط قانون‌محور، جامع و پایدار تاکید دارد. سرمایه‌گذاری‌ها باید حقوق کارگران را محترم شمرد، از وابستگی‌های مالی و سیاسی پرهیز شود و شرایط برابر برای همه در همه جا برقرار گردد. این استراتژی بدیلی برای ابتکار یک کمربند یک راه برای دولت‌های آسیایی و اروپایی می‌باشد. یک مولفه مهم، امکان‌پذیری این استراتژی است که به شدت منوط به اختصاص منابع مالی کافی از سوی اتحادیه اروپا و بسیج سرمایه‌گذاری از سوی شرکت‌های خصوصی و چندجانبه است.

 

نتیجه‌گیری

همکاری بین اتحادیه اروپا و چین بر سر یک کمربند یک راه، با چالش‌های جدی مواجه است. در حالی که طرفین منافع مشترک زیادی دارند، رقبای یکدیگر در نظم بین‌المللی نیز به شمار می‌روند. روابط بین چین و اتحادیه اروپا ترکیبی از مولفه‌های همکاری و رقابت است. چین یک کشور قدرت‌محور است، اما اتحادیه اروپا یک قدرت تحول‌گرا می‌باشد.

منطق کشور قدرت‌محور بر این باور استوار است که به‌واسطه ماهیت آنارشی نظام بین‌الملل تفوق بر سیاست قدرت و منافع متضاد غیرممکن است.

در مقابل، منطق قدرت تحول‌گرا بازتاب دیدگاه لیبرالی است. این دیدگاه بر این باور است که در شرایط وابستگی متقابل پیچیده، مقررات و هنجارها می‌توانند تضاد منافع را به شدت کاهش دهد، نگرانی‌ها درباره دستاورد نسبی را از طریق ایجاد اعتماد متقابل تقلیل دهد و همکاری فیمابین را پایدار سازد.

برقراری پیوند بین اتحادیه اروپا و چین آسان نخواهد بود. افزایش نگرانی‌ها درباره امنیت اقتصادی و دستاورد نسبی همراه با اختلاف‌های بنیادی در هویت‌ها و نظام‌های اجتماعی چالشی در مسیر شکل‌دهی به نظم هماهنگ و جمعی خواهد بود.

پیوند بین چین و اتحادیه اروپا یک اقدام موازنه‌ای دشوار بین روندهای همگرا و واگرا خواهد بود. نقطه تعادل در این موازنه جایی در طیفی است که از همکاری خالص تا رقابت شدید خواهد بود.