اندرو لیبر و کریستوفر کاروترز در یادداشتی که اندیشکده فارن افرز آن را منتشر کرد، نوشتند: بسیاری از تحلیلگران اقدامات محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان را با چین مقایسه کرده‌اند. دیوید ایگناتیوس، ستون نویس واشنگتن پست اولین نفر از تعداد زیادی از تحلیگران بود که این دستگیری ها را با مبارزه بلند مدت شی جین پینگ، رییس جمهور چین با فساد مقایسه کرد که در جریان آن، تعداد زیادی از مقامات عالی رتبه و دیگر بوروکرات ها متهم شدند. حامیان بن سلمان می گویند که او همچون شی جین پینگ، درباره اصلاحات در بازرگانی و بهره وری دولت جدی است.

با این حال، اخیرا تحلیلگران، اقدامات ضد فساد در هر دو کشور را رد کردند و آن را همان طور که کلی فولر، عضو موسسه امرکین اینترپرایز می گوید، چیزی بیش از چنگ زدن به قدرت با استفاده از “تاکتیک مستبدانه متداول برای تحکیم قدرت”  ندانستند.

در مقایسه اقدامات بن سلمان با جین پینگ سه نکته حائز اهمیت است. نخست آنکه، خیلی زود (و سهل گیرانه) است که اقدامات ضد فساد بن سلمان را رد کنیم. ولیعهد عربستان جین پینگ نیست، اما مبارزه جین پینگ نشان می دهد که خودکامه ها می توانند گاهی چنبره بر قدرت را با اصلاحات اساسی تلفیق کنند. دوم، بن سلمان برای آنکه بیشتر مشابه همتای چینی خود باشد به اختیارات کامل برای به چالش کشیدن وضعیت فعلی فساد و ظرفیت دولتی کافی برای انجام اصلاحات نیاز دارد. سوم، آزمون اصلاحات در ماه‌های پیش رو این خواهد بود که آیا سرکوب ادامه پیدا می کند، بن سلمان قواعدی روشن را علیه جریان رسمی اعلام و اجرا می کند و در نهایت، دستگیری های اخیر فقط چنگ زدن به قدرت برای شروع یک تلاش جدی با هدف عهده دار شدن یک فساد سیستماتیک است یا خیر؟.

خودکامه ها اغلب به شدت فاسد هستند، اما اشتباه است که همه تلاش‌های مستبدانه برای پاکسازی دولت را چیزی بیش از “نمایش سیاسی” ندانیم. بیشتر کارشناسان چینی معتقدند که مبارزه شی، دست کم فساد را به طور نسبی محدود کرد در حالی که به او کمک کرد تا قدرت شخصی اش را تحکیم کرده و کنترل حزب کمونیست چین بر دولت و جامعه را گسترش دهد. از سال 2013 تا کنون، حزب کمونیست بیش از نیم میلیون نفر را برای فساد مجازات کرده که همه آنها از رقبای شی جین پینگ نبوده‌اند. در واقع، حتی میان مقامات ارشدی که هدف اتهامات فساد واقع شدند، فقط تعداد معدودی به عنوان تهدید مستقیم برای شی یا قدرتش در نظر گرفته می شدند. بنابراین، آنها آشکارا فاسد بودند.

اغلب تحلیلگران درباره این اقدامات ضد فساد، گرفتار توضیح واضحات شدند و این طور فرض می کنند که هرکسی که در جریان سوءاستفاده هدف پاکسازی قرار گیرد در درجه اول دشمن فرد خودکامه است و در غیر این صورت چرا باید هدف پاکسازی واقع شود؟ درباره وقایع اخیر در عربستان به عنوان مثال نویسندگانی نظیر زک بوشام در وب سایت وکس و الیوت آبرامز در شورای روابط خارجی این امکان را مطرح کرده اند که بن سلمان در حال دفع خطر کودتای در حال ظهور از سوی رقبای بالقوه‌اش است یا اینکه درصدد توقف وقوع یک کودتا است. این نظریه ممکن است درباره متعب بن عبدالله، وزیر پیشین گارد ملی که زمانی به عنوان رقیب بالقوه تاج و تخت عربستان دیده می‌شد، محتمل باشد. اما درباره دستگیری تکنوکرات های حامی دولت که قدرت کمی در دست دارند، چطور؟ به عنوان مثال، حتی مدرک کوچکی از این که عادل فکیه، وزیر پیشین اقتصاد و برنامه، بن سلمان را به چالش کشیده باشد یا اصلا بتواند تلاشی برای به چالش کشیدن او انجام دهد، وجود ندارد.

در واقع، بی سابقه نیست که مستبدان و خودکامه‌ها رقبا را پاکسازی کنند و سپس واقعا در کاهش فساد موفق شوند؛ اگر چه بسیاری از آنها در این راه موفق نمی شوند. چیانگ کای شک، بعد از شکست در جنگ داخلی چین و عقب نشینی به تایوان، پالایش و اصلاحات موفق حزب ناسیونالیست فاسد را آغاز کرد. لی کوان یو، نخست وزیر سابق سنگاپور به رغم دیکتاتور بودنش به این دلیل مورد تحسین بسیاری در سراسر جهان قرار گرفت که سنگاپور را پاکسازی کرد. اخیرا در رواندا، سیاست های سختگیرانه پل کاگامه، رییس جمهور این کشور در خصوص مبارزه با فساد مورد تمجید رسانه های غربی و سازمان های بین المللی توسعه قرار گرفت. ( مبارزات چندین ساله شی هم چشمگیر بوده اما همچنان ادامه دارد.)

ممکن است منتقدان اعتراض کنند که عربستان هیچ یک از آن کشورها نیست و هیچ تضمینی وجود ندارد که این دستگیری ها فقط با هدف چنبره زدن بر قدرت اتفاق نیفتاده باشد. اگرچه سنجیدن افکار عمومی در عربستان کار دشواری است، اما تعداد زیادی از سعودی ها از مشاهده دستگیری و خجالت زده شدن این شاهزادگان فربه خرسند می شوند. در دوره‌ای که پایین بودن چندین ساله بهای نفت دامنه ریاضت در این کشور شاه نشین را افزایش داده است، اعلامیه دولت مبنی بر اینکه میلیاردها دلار بودجه عمومی را از متهمین بازپس گرفته، شاید نشانه خوشایندی از این باشد که حداقل تعداد معدودی از ثروتمندان و قدرتمندان نیز مجبورند سهم شان را بپردازند.   برخی کاربران سعودی در توییتر از بازداشت ها استقبال کرده و حتی کلیپی از صحنه هایی از فیلم “گرگ وال استریت” را به اشتراک گذاشتند و در زیر نویس آن از واژه هایی نظیر پول شویی، اختلاس و قوم پرستی استفاده کردند.

اگر بن‌سلمان در تلاش باشد پای خود را جای پای جین پینگ یا خودکامه هایی بگذارد که در گذشته فساد را محدود کردند، هیچ راهنمای روشنی برای با مبارزه با فساد مستبدانه در اختیار ندارد. تحلیل و بررسی 27 مورد پاکسازی مستبدانه از سال 1945 تا کنون که توسط یکی از نویسندگان این گزارش انجام گرفته نشان می دهد که رهبران زمانی در کارشان موفق شده اند که اختیاراتی نامحدود برای به چالش کشیدن فساد موجود داشته‌ و توانسته اند برای تحقق و اجرای اصلاحات به ظرفیت قوی دولت تکیه کنند. در چین، اقدامات شی بسیار قوی‌تر از اقدامات رهبران دیگر نظیر هوجینتائو بوده است. علت این امر تا حد زیادی این بود که او در مقایسه با دیگران از قدرت شخصی بسیار بیشتری برخوردار بود؛ قدرتی که موفقیت های این مبارزه باعث تقویت بیشترش شد. شی جین پینگ، مائو تسه تونگ نیست، اما وجهه عمومی او به عنوان یک رهبر کارآمد (به ویژه در خصوص مسئله فساد) به او کمک کرده است تا یک وجهه شخصیتی ایجاد کند.

اگر این تحلیل درست باشد، باید گفت که بن سلمان در مسیرش برای داشتن اختیار شخصی و آزادی عمل لازم برای از بین بردن امتیازات رسمی گسترده به خوبی پیش رفته است. ما می‌دانیم که موج بازداشت‌های اخیر در درجه اول برای از بین بردن رقبای بالقوه او در مسیر قدرت صورت نگرفته است، زیرا او در ژوئن گذشته وقتی محمد بن نایف، ولیعهد سابق و تنها رقیب واقعی اش را کنار زد چنین کاری را انجام داده بود. اینکه او بازداشت‌های اخیر را از موضع قدرت انجام داد تا حدودی به این ایده اعتبار می بخشد که بن سلمان در تلاش است تا سوء استفاده از قدرت توسط مقامات را محدود کند.

با این حال یک خودکامه اصلاح طلب برای موفق شدن حتی بدون حضور رقبا و با فرض این که اقدامات ضد فساد واقعا به مبارزه با فساد مربوط باشد، به یک دولت سازمان یافته و توانمند نیاز دارد. به عنوان مثال می توان گفت که شی جین پینگ بدون یک حزب کمونیست توانمند و سازمان یافته از هیچ کمکی برخوردار نبود و بن سلمان نیز بدون کمک بوروکراسی سعودی به دردسر خواهد افتاد. ولیعهد و متحدانش می‌توانند حداقل برای مدتی بر ذخائر مالی قابل توجهی تکیه کنند. با این حال ممکن است برای به زانو درآوردن شرایط حاکم بر دولت سعودی در پی چندین دهه رقابت های درون خانوادگی با دشواری روبرو شوند. این اختلافات به ظرفیت‌های دولتی مورد نیاز برای محدود کردن فساد از جمله توان توزیع کارآمد منابع (یا اطمینان از این که پول به همانجایی میرود که قرار است برود) و تنظیم روابط اجتماعی (برای ان که روابط شخصی بر مقررات رسمی غلبه نکند)  ضربه می زند. بن سلمان در اینجا فاصله زیادی با شی جین پینگ دارد؛ حتی منتقدین سرسخت حزب کمونیست هم اذعان می کنند که این حزب دارای ظرفیتی دولتی است که اغلب رژیم های استبدادی فقط می‌توانند حسرتش را بخورند.

بازداشت های اخیر در کوتاه مدت هزینه هایی واقعی را بر اقتصاد عربستان تحمیل می کند، زیرا سرمایه گذاران بیمناک می شوند و سعودی‌های ثروتمند نیز سرمایه خود را به مقاصدی امن در خارج می‌فرستند. در واقع نگرانی ها درباره تاثیر تدابیر مبارزه با فساد بر رشد اقتصاد در چین باعث شده بود که بسیاری از کارزارهای مبارزه با فساد در دوران پیش از شی جین پینگ به ویژه در سال های 1980 و اوایل 1990 با کندی روبرو شوند. اما اگر بازداشت نخبگان با عقب نشینی روبرو نشود، این سرکوب در قسمت های عمیق تر دولت ادامه یابد و بن سلمان از قواعد روشن علیه اقدامات خلاف مقامات حمایت کند، آن گاه ما دلیلی داریم تا باور کنیم که ولیعهد در خصوص مبارزه با فساد جدی است. فقط در آن زمان است که ما متوجه خواهیم شد که آیا این بازداشت ها فقط یک خانه تکانی بهاری شدید بوده یا نخستین اقدامات یک فرد اصلاح طلب.

سایت شورای راهبردی روابط خارجی، محتوای این ترجمه را رد یا تائید نمی‌کند.