بر اساس آنچه بر روی وب سایت مرکز مطالعات راهبردی بگین سادات قرار گرفت، مایکل روبین، امیلی بی. لاندو، باربارا اسلاوین، بهنام بن طالب لو، پائولینا ایزویکز کارشناسانی بودند که به این سوال پاسخ دادند.

مایکل روبین عضو موسسه امریکن اینترپرایز در پاسخ به این سوال که آیا عدم تایید برجام توسط ترامپ راه را برای اصلاح آن می گشاید؟ گفت: برجام توافقی ناقص بود. این توافق رویه منع اشاعه را چند پاره کرد: آژانس بین المللی انرژی اتمی در سال 1991 در خصوص آفریقای جنوبی استانداردی بسیار بزرگ تر را اعمال کرد و در سال 2003 جامعه بین المللی خلع سلاح فیزیکی برنامه مخفی لیبی را خواستار شد. اما در مورد ایران، تهران یک زیرساخت غنی سازی در مقیاس صنعتی را در اختیار دارد که کنترل بر آن در حال زوال است.

روبین مدعی شد: به غیر از مقررات زوال پذیر(sunset clauses)، محدودیت ها بر بازرسی، ابهام در رابطه با موشک های بالستیک با قابلیت حمل کلاهک هسته ای و ساختاری که به ایران پیشاپیش پاداش داد، برجام این احتمال را نادیده می گیرد که ممکن است مهندسین ایرانی بر روی وجوه نظامی برنامه هسته ای در خارج از کشور، در کره شمالی، کار کنند.

اما درباره این که آیا عدم تایید برجام راه را برای اصلاح این توافق می گشاید؟ باید گفت که حامیان عدم تایید برجام اگر خدشه ای را که این کار به اعتبار آمریکا وارد می کند، نادیده بگیرند، با این موضوع احمقانه برخورد کرده اند، با این حال در صورتی که دیپلمات ها قدرت یک جانبه گرایی را کم اهمیت جلوه دهند، باید تاریخ را از نو بنویسند. تحریم های یک جانبه دوران کلینتون، بوش و اوباما بسیار موثرتر از قطعنامه های سازمان ملل بوده اند. شرکت های اروپایی و آسیایی با وجود گلایه هایی که داشتند به آن تحریم ها پایبند بودند.

این مسئله به سادگی علاج این توافق نیست. مقررات زوال پذیر دستور کار آینده پسابرجام را برنامه ریزی می کند. بحث درباره لغو برجام فقط به بازنویسی گذشته مربوط نمی شود، بلکه به برنامه ریزی برای آینده مربوط می شود.

امیلی بی. لاندو، پژوهشگر ارشد و رئیس برنامه کنترل تسلیحات و امنیت منطقه ای، موسسه مطالعات امنیت ملی تل آویو (INSS) در پاسخ به این سئوال گفت: تصمیم ترامپ به لغو برجام به احتمال زیاد به دلیل این احساسش بود که تاییدهای پیشین توافق از سوی ترامپ تاثیری ناخوشایند داشته و پیام قاطع او درباره برجام با این مضمون که برجام توافقی ناقص است را تضعیف کرده است. ترامپ بعد از این که دو بار این توافق را تایید کرد، مورد حمله موافقان برجام قرار گرفت که می گفتند او پیامی گیج کننده را درباره ایران ارسال می کند. او در حالی که”می پذیرد” ایران به این توافق پایبند است ( یا آن طور که حامیان می گویند “این توافق کارایی دارد”) به طور همزمان موضعی سرسختانه را علیه آن اتخاذ کرده است. بنابراین ترامپ تصریح کرد که قضیه به این شکل نیست و این توافق را بر مبنای بندی که به منافع امنیت ملی آمریکا مربوط می شود، تایید نکرد.

اما نتیجه تایید نکردن توافق در واقع می تواند شروع روندی برای تقویت این توافق باشد که هدف اعلام شده دولت است. علت این امر آن است که دولت های 1+5 که به همراه آمریکا در دولت اوباما درباره این توافق مذاکره کردند، بیم دارند که هدف واقعی ترامپ از تایید نکردن توافق در واقع گشودن راه برای ترک آن باشد و برای پیشگیری از این امر، برخی از این دولت ها نشانه هایی از تمایل اولیه برای رسیدگی به برخی مشکلات در این توافق و حواشی آن را نشان داده اند. این موضوع که این دولت در تقویت توافق موفق شود یا خیر در نهایت به همکاری کنگره و متحدان آمریکا بستگی خواهد داشت.

باربارا اسلاوین، مدیر ابتکار ایران، شورای آتلانتیک در واشنگتن گفت: برجام نمی تواند “اصلاح” به مفهوم مذاکره مجدد شود. ایران و دیگر امضا کنندگان به وضوح گفته اند که با چنین اقدامی مخالفند. این توافق می تواند با یک توافق بعدی تکمیل شود، اما این امر مستلزم نوعی ظرفیت دیپلماتیک است که ترامپ در حال حاضر فاقد آن است. این مساله همچنین مستلزم اراده برای ارائه امتیازات جدید به ایران است.

کنگره آمریکا می تواند با حذف این الزام داخلی که باید هر 90 روز یک بار نظر درباره پایبندی ایران را اعلام کند، این کار را برای ترامپ راحت تر کند. در هر صورت، با توجه به سطح کلی آشفتگی این روزهای کنگره و ظاهرا حمایت دموکراتیک قاطع برای حفظ توافق هسته ای، دشوار می توان تصور کرد که هرگونه اصلاحیه قانون بازنگری توافق هسته ای ایران پیش شرط 60 رای را در سنا دریافت کند.

عدم تایید برجام توسط ترامپ حتی تردید بیشتری را درباره سیاست آمریکا در قبال ایران ایجاد و همکاری آمریکا و اروپا که برای ایجاد این توافق بسیار حیاتی بود را تضعیف کرده است. در حالی که تمایل دارم نوعی روزنه امید را شاهد باشم، اما فرض چنین چیزی در این برهه از زمان کار دشواری است.

بهنام بن طالب لو، تحلیل گر ارشد مسائل ایران در بنیاد دفاع از دموکراسی ها (FDD) در واشنگتن در پاسخ به این سوال گفت: به طور خلاصه باید گفت، بله. عدم تایید، ابزاری سیاسی است که قصدش رسیدن به دو هدف است. در کل این اهداف به “گشودن راه برای اصلاح ” برجام مربوط می شود. نیروی محرکه برای بهبود برجام در درک این مسئله ریشه دارد که اگر این توافق به تنهایی رها شود می تواند در طول زمان توسعه برنامه هسته ای ایران را تسهیل کند.

وی ادعا  کرد که این توافق به سادگی می تواند هرگونه ابعاد تسلیحاتی را از دید مخفی کند و افزود: اول، عدم تایید، به عنوان یک اقدام به شدت علنی، به جامعه بین المللی اراده برای پذیرش ریسک با هدف رسیدن به توافقی که شفافیت لازم را در برنامه هسته ای ایران ارائه دهد، نشان می دهد.

دوم، عدم تایید به این معنا است که واشنگتن دیگر چشمش را به روی سابقه ضعیف تهران در اجرای توافق نمی بندد. بنابراین مادامی که ایران بر این باور باشد که آمریکا این توافق را اجرا نخواهد کرد، هیچ مشوقی برای محدود کردن اقداماتش نخواهد داشت.

هدف از عدم تایید به همراه افزایش فشار اقتصادی غیر هسته ای این است که تهران متوجه شود واشنگتن درباره محروم کردنش از تمامی راه ها به سوی سلاح هسته ای جدی است و تنها راه خروج پایبندی به توافقی جامع تر است.

پائولا ایزویکز، پژوهشگر موسسه بین المللی مطالعات استراتژیک لندن (IISS) نیز در پاسخ به این سوال گفت:  من تردید دارم. ایران هیچ علاقه ای به مذاکره مجدد درباره این توفق ندارد و به نظر نمی رسد دولت ترامپ آماده دادن هیچ مشوقی برای این کار باشد. روسیه و چین مطمئنا هیچ تمایلی به بازگشایی این پرونده ندارند؛ طرف های اروپایی هم همینطور هستند. بی علاقگی اروپایی ها ریسک بروز اختلافات در اتحاد آمریکا و اروپا را به دنبال دارد که می تواند پیامدهایی فراتر از این توافق هسته ای را به دنبال داشته باشد. لایحه ای که اخیرا در کنگره آمریکا به جریان درآمده محدودیت هایی یک جانبه را در رابطه با ایران پیشنهاد می دهد که اگر نقض شود به تحریم هایی خودکار منجر خواهد شد. این که گفته شود از این رویکرد یک جانبه در اروپا استقبال نمی شود دست کم گرفتن موضوع خواهد بود. این دلخوشی کوچک وجود دارد که این لایحه واقعا برای تصویب شدن طراحی نشده و هدف اصلی اش این باشد که پیامی را ارسال کند. اما این لایحه در کنار لفاظی های ترامپ به بروز فضایی متزلزل در خصوص این توافق منجر می شود که مشابه سیاست رسمی آمریکا به نظر می رسد.

اجرای مستمر برجام توسط ایران در درجه اول به این موضوع بستگی دارد که آیا می تواند از مزایای اقتصادی آن نفع ببرد یا خیر. و این موضوع بسته به تصمیمات تجاری اپراتورهای اقتصادی دارد که احتمالا در چنین فضای نامطمئنی کمتر ریسک می کنند. در نهایت عدم تایید برجام ممکن است به توافقی بهتر منجر نشود بلکه بهانه ای به دست ایران بدهد تا یک برنامه هسته ای بدون محدودیت را دنبال کند. زمان نتیجه را مشخص خواهد کرد.

رافائل اوفک، تحلیلگر ارشد مرکز مطالعات راهبردی بگین سادات  گفت: این سوال که “در مرحله بعد چه اتفاقی میفتد؟” در پی تصمیم ترامپ به خودداری از تایید پایبندی ایران به مفاد برجام مطرح شده است. در هر حال به غیر از ایران و آمریکا به عنوان بازیگران اصلی،  بازیگران دیگری نیز در این صحنه حضور دارند: اسراییل، که مخالف برجام است و اتحادیه اروپا، روسیه و چین که می خواهند آن را حفظ کنند. موضع اروپا در درجه اول ناشی از انگیزه های اقتصادی است: گشودن بازار ایران به روی صنایع اروپایی.

اما آمریکا هنوز از این توافق خارج نشده است. در عوض ترامپ به قانونگذاران دستور داده است تا این توافق را با اعمال شرایطی جدید برای ایران از جمله متوقف کردن برنامه موشک های بالستیک اصلاح کنند. با توجه به آنچه نتانیاهو در کنفرانس اخیر سازمان ملل درباره برجام گفت که “اصلاحش کنید یا لغوش کنید” به نظر می رسد رویکرد نتانیاهو درباره این توافق مشابه رویکرد ترامپ است. ارزیابی این موضوع که آیا متحدان اروپایی آمریکا از این کشور برای گشودن دوباره این توافق پشتیبانی می کنند یا خیر، بسیار دشوار است. در هر صورت ایران که بارها وعده داده به تقویت نیروی دفاع موشکی خود ادامه خواهد داد، همچنان مانع اصلی است. در نتیجه سرنوشت برجام مبهم است به ویژه اگر آمریکا از آن خارج شود.