کر جیلز، فیلیپ هانسون، رودریک لین، جیمز نیکسی، جیمز شر و اندرو وود در گزارشی با عنوان چالش روسی که اندیشکده چتم هاوس منتشر کرد، نوشتند: در شرایط فعلی روسیه با مشکلات عدیده داخلی روبروست و اقتصاد رو به رکود و نوع فرهنگ سیاسی اش باعث شده تا شرکت های اقتصادی و جامعه روسیه در شرایط سختی قرار گیرند.

ترکیب این دو امنیت در اروپا و ثبات در روسیه را به خطر می‌اندازد. از این رو چالش روسیه که در این گزارش مورد بررسی قرار می گیرد، دارای دو قسم است: نخست چالشی برای غرب که ناشی از تهدید فزاینده ای است که از طرف روسیه به نظم بین المللی ساطع می شود و دیگری چالش برای خود روسیه.

هرچند که اصلاحات موجب انتفاع روسیه از اتحادیه اروپا می شود، اما کرملین با بسط اتحادیه اروپا و به ویژه گسترش ناتو به «قلمرو منافع» روسیه مخالف است و از همین رو پوتین با به دست گرفتن قدرت در ماه مه 2012 سیاست های سختگیرانه ای را در پیش گرفت که از جمله آنها می توان به تشدید سرکوب داخلی، اقتصاد متمرکز، افزایش بودجه نظامی و پیگیری هژمونی روسیه در سرزمین شوروی سابق اشاره کرد.

این سیاست ها باعث فرو رفتن روسیه در یک حصار شده است که اگر مسکو این روند را هم در اقتصاد و هم در روابط بین الملل دنبال کند، به طور فزاینده ای برای اروپا خطرناک و برای روسیه پرهزینه خواهد بود.

تغییر نظر روسیه درباره غرب

از نگاه رئیس جمهور پوتین «مدل روسیه جدید» قدرتی بزرگ و مستقل است که جایگاه ژئوپولیتیک خاص خود را دارد. در این مدل اگر روسیه کنترل خود را بر حوزه پیرامونی از دست دهد، منافعش مورد تهدید قرار می‌گیرد. از طرفی، این مدل از اساس با رویکرد اروپایی که به سمت نظم بین المللی متفاوتی حرکت می کند، در تضاد است. در نتیجه، چشم انداز مشارکت راهبردی با روسیه که بسیاری در غرب خواهان آن بودند در مواجهه با ارزش های متضاد و منافع ناسازگار، دست نیافتنی خواهد بود. این مدل جدید پایدار نخواهد بود و دولت های غربی لازم می بینند که به فکر سناریوهای مختلفی برای تغییر آن باشند.

اقتصاد ضعیف

اقتصاد روسیه در رکود فرو رفته است و عواملی که باعث آن شده اند ساختاری، ژئوپولیتیکی و پیوسته هستند، مضاف برآنکه محدودیت‌های اعمال شده توسط سیستم پوتین، مانع از رقابت و رشد سرمایه گذاری بخش خصوصی می شود.

لازم به ذکر است تحریم های اعمال شده توسط آمریکا و اروپا نیز چندان فشاری به اقتصاد روسیه وارد نمی سازد که باعث عقب نشینی روسیه از اوکراین شود؛ برعکس، این تحریم ها دستاویز لازم برای روسیه را فراهم می سازد تا علت رکود اقتصادی را بر گردن تحریم ها بیندازد.

اوکراین: جنگ روایت و تسلیحات

جنگ اوکراین به نحوی معرف آینده امنیت اروپاست. هدف اصلی مسکو در اوکراین تجزیه این کشور در صورت عدم کنترل آن است و اینکه اروپا بپذیرد «بدون روسیه هیچ امنیتی نخواهد بود».

سیاست خارجی روسیه در قبال غرب

از زمان آغاز جنگ اوکراین، هیچ تغییر ناگهانی در سیاست خارجی روسیه ایجاد نشده است، چرا که برای دهه ها مقاصد و خواسته های روسیه بیان شده، اما غرب آن را ساده انگاشته و خیال کرده که روسیه درحال پیشرفت به سوی مدل لیبرال-دموکراسی است.

در حالیکه کشورهای غربی، دولت های کنونی شوروی سابق را کشورهایی کاملا مستقل در نظر می گیرند، عزم پوتین برای بازگرداندن سلطه روسیه بر دولت های اقماری قبلی، به هسته اصلی «چالش روسیه» تبدیل شده است. علاوه بر این، چالش های مضاعفی هم با فعالیت های نامشروع روسیه در اتحادیه اروپا نظیر تلاش برای ایجاد انحصار در بازار، ادعای برابری با آمریکا و پیگیری منافع شخصی بدون در نظر گرفتن پیچیدگی های آن برای خود و دیگران، ایجاد شده است.

جعبه ابزار روسیه

دولت روسیه منافع خود را در اقدامات خصمانه علیه همسایگانش دنبال می کند و هیچ یک از این اقدامات با برداشت اروپا از مشارکت در روابط بین الملل همخوانی ندارند. همچنانکه با وجود مشکلات اقتصادی، سرمایه‌گذاری های عظیم برای توانمندسازی قدرت نظامی روسیه صورت گرفته تا شکاف بین آن و ارتش های غربی به رهبری آمریکا کاسته شود و خطر مداخله نظامی در روسیه به حداقل برسد.

روسیه و انتظارات غرب

ریشه بحران اوکراین در توسعه داخلی روسیه و عدم موفقیت آن در پیدا کردن الگوی رضایت‌بخش توسعه بعد از فروپاشی شوروی نهفته است. با این حال غرب خواهان تغییر رژیم در روسیه نیست و فقط نگران پایان ملتهب سیستم پوتین است.

پیشنهادات

سیاستگذاران غربی در ارزیابی از میزان چالش روسیه و روش واکنش به آن اتفاق نظر ندارند، اما معلوم است که روسیه نمی تواند در نظم بین المللی در اروپا ادغام شود، مگر اینکه تغییر اساسی در رویکرد مسکو به وجود آید. با این حال جلوگیری از اعمال زور توسط روسیه علیه همسایگان اروپایی اش و استقرار و انسجام نظام امنیتی اروپا بر اساس حاکمیت، تمامیت ارضی و حق تعیین سرنوشت امری ضروری می نماید. در همین راستا یافتن راهی بهتر برای رساندن این پیام به کرملین و مردم روسیه که تبدیل شدن این کشور به یک کشور منزوی منطقه ای و بین المللی به سود منافع ملی آنها نیست، باید در دستور کار قرار گیرد.

در عین حال تشریح سیاست های غرب برای چین و کشورهای تازه استقلال یافته ای که نگران سیاست روسیه هستند، ممانعت از روسیه در استفاده سیاسی از انرژی، اجرای سیاست رسانه ای دفاعی در مقابل روایت های کرملین، حفظ اعتبار ناتو به عنوان یک عامل بازدارنده در مقابل تهاجم روسیه و استقرار توانمندی های بازدارنده متعارف می تواند از سری اقدامات دیگری باشد که غرب می بایست در برابر سیاست های روسیه دنبال کند.

و دست آخر اینکه، لازم است کشورهای عضو اتحادیه اروپا بطور جداگانه و در اتحادیه ظرفیت خود را برای تحلیل رویدادهای جاری روسیه و کشورهای همسایه بالا ببرند، چرا که پیگیری این اهداف و دستیابی به آنها این اطمینان را به شرکای آنها می دهد که در صورت تشدید وخامت اوضاع، غرب برای مقابله با روسیه کاملا آماده است.