نشریه بلومبرگ در تحلیلی نوشت: حتی اگر ایران و روسیه موفق نشوند، رویارویی رئیس جمهور آمریکا با متحدان اروپایی‌اش باعث می‌شود این دو کشور به هدف خود نزدیک‌تر شوند.

دیدگاه ترامپ در خصوص اروپا مشخص است. او اتحادیه اروپا را مجموعه‌ای از کشورهای کوچک می‌داند که برای بقای اقتصادی و دفاع نظامی به آمریکا متکی هستند. از نظر ترامپ، این کشورهای کوچک همواره تسلیم فشار می‌شوند. این موضع را می‌توان در پیام توئیتری متکبرانه «ریچارد گرنل»، سفیر جدید آمریکا در آلمان مشاهده کرد که به شرکت‌های آلمانی فعال در ایران دستور داد فوراً عملیات تجاری خود را کاهش دهند.

گرنل در خصوص این پیام توضیح داده است که وی از همان ادبیاتی استفاده کرده است که کاخ سفید در مورد تصمیم ترامپ برای خروج از توافق هسته‌ای ایران استفاده کرد.

واکنش خشم‌آلود حلقه سیاسی آلمان به این پیام توئیتری، عذرخواهی آمریکایی‌ها را به دنبال نداشته است. ترامپ نیز در مورد بیانیه مشترک آلمان، فرانسه و انگلیس ابراز نگرانی نکرده است؛ بیانیه این سه کشور نشان می‌دهد که آنها قصد دارند به توافق هسته‌ای ایران پایبند بمانند.

از اظهارات دو تن از مقامات ارشد وزارت خارجه آمریکا مشخص است که واشنگتن قبل از خروج از توافق هسته‌ای گفتگوهای مفصلی با اروپایی‌ها نداشته است. زمانی که از یکی از این مقامات سوال شد آیا آمریکا آماده است شرکت‌های فرانسوی و آلمانی را که با ایران همکاری می‌کنند، تحریم کند، وی در پاسخ گفت بحث و گفتگوها در این زمینه آغاز شده است.

دولت پوتین که مانند اروپایی‌ها و ایران گفت به توافق هسته‌ای پایبند می‌ماند، عاشق چنین مسائلی است. ایوان دانیلوف، ستون‌نویس ریانووستی، از این فرصت استفاده و پیش‌بینی کرد ترامپ به انزوا در عرصه بین‌المللی نزدیک می‌شود.

به جز ورشو و بوداپست که با ایران روابط تجاری ندارند، سایر پایتخت‌های اروپایی احترام زیادی برای ترامپ قائل نمی‌شوند. سیاستمداران فرانسوی، آلمانی و انگلیسی ریاست جمهوری ترامپ را یک ناهنجاری و یک عقبگرد موقتی می‌پندارند. طرح کنونی اروپایی‌ها این است که تمامی چهارچوب‌هایی را که وی قصد دارد درهم بشکند، حفظ کنند تا دوران ریاست جمهوری وی به پایان برسد و رئیس جمهور بعدی آمریکا وارد کاخ سفید شود.

این مسئله در مورد توافقنامه آب و هوایی پاریس و همچنین توافق هسته‌ای ایران نیز صادق است. هیچ کس در مسکو یا تهران نباید انتظار داشته باشد رهبران میانه‌رویی مانند آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه یا به ویژه ترزا می، نخست وزیر انگلیس ناگهان تبدیل به افرادی ضدآمریکایی شوند، آن هم صرفاً‌ به این دلیل که ترامپ در کاخ سفید است.

اما این بدان معنا هم نیست که قدرت‌های اصلی اروپایی تحقیرهای ترامپ را بپذیرند. اروپایی‌ها قبلاً هم در برابر آمریکا ایستاده‌اند. مثال مرتبط در اینجا، تحریم های فرامرزی کوبا ذیل «قانون هلمز-برتون» است که بیل کلینتون آن را در سال 1996 امضا و اجرایی کرد. پاسخ اتحادیه اروپا وضع قانونی بود که از شرکت‌های اروپایی در برابر چنین تحریم‌هایی محافظت می‌کرد.

بر اساس این قانون، محدویت هایی که اروپا وضع کرده بود برای شرکت‌های اروپایی غیرقابل اجرا می‌شدند. این قانون یک تهدید توخالی نبود: برای مثال، در سال 2007 اتریش یکی از بانک‌های خود را مجبور کرد حساب‌های بانکی 100 شهروند کوبایی را که به خاطر فشار یک شرکت آمریکایی بسته شده بود، بار دیگر باز کند.

موضع اروپا در مورد کوبا به شرکت‌های اروپایی مانند گروه هتل داری اسپانیایی «سول ملیا» و شرکت دخانیات فرانسوی «آلتادیس» اجازه داد پس از قانون هلمز-برتون همچنان جزء سرمایه‌گذاران بزرگ در کشور کوبا باقی بمانند.

در همین حال، تحریم‌های آمریکا دیگر سرمایه‌گذاران اروپایی، به ویژه شرکت‌هایی را که در آمریکا فعالیت داشتند، نیز ترساند: اتحادیه اروپا نتوانست از آنها محافظت کند، اما به گفته ژوآکوین روی از دانشگاه میامی، «اثر واقعی قانون هلمز برتون باعث تقویت اتحاد همه دولت‌های اروپایی و آمریکای لاتین و افزایش مخالفت آن‌ها شده است.» در سال 1997، زمانی که آمریکا با مقاومت اروپایی‌ها و اقدام آن‌ها در سازمان تجارت جهانی روبرو شد، به اجبار برخی از مفاد سفت و سخت این قانون را لغو کرد.

ترامپ دلیلی نمی‌بیند که اروپایی‌ها امروز مقاومت کمتری نشان دهند، به ویژه به این دلیل که ایران فرصت اقتصادی بسیار بزرگ‌تری در مقایسه با کوبا به حساب می‌آید. در کوبا، رقم بزرگ‌ترین سرمایه گذاران اروپایی حدود صدها میلیون دلار بود، اما ایران، کشوری است که هفت درصد ذخایر معدنی کل دنیا را در اختیار دارد و حدود هفت میلیارد دلار بین ماه‌های ژانویه 2016 و سپتامبر 2017 جذب سرمایه کرد.

این در حالی است که در سال 2015 این رقم حدود 2 میلیارد دلار بود. بیشتر این سرمایه‌ها از چین و اتحادیه اروپا جذب شد. با وجود این، تحریم‌های آمریکا ممکن است پیامدهای عمیقی داشته باشد: اگر شرکت توتال فرانسه که فعالیت گسترده‌ای در آمریکا دارد، مجبور به خروج از پروژه پارس جنوبی ایران شود، آنگاه شرکت «سی ان پی سی» چین که اکنون از شرکای توتال است، جای آن را خواهد گرفت. هنوز برای اروپایی ها مشخص نیست که چرا آن‌ها باید این فرصت سرمایه‌گذاری را به چین واگذار کنند. شرکت توتال می‌خواهد اتحادیه اروپا به نیابت از این شرکت مبارزه کند.

به علاوه، سال گذشته، صادرات آلمان به ایران به سه میلیارد یورو رسید و شرکت آلمانی بانک تجاری اروپایی – ایرانی رقمی بالغ بر 10 میلیارد دلار مبادله تجاری با تهران داشت.

مخاطرات برای آمریکا بیشتر از چیزی است که ظاهراً دولت ترامپ درک کرده است. اتحادیه اروپا با نفوذی که بر سامانه «سوئیفت» و قدرت تجاری خود دارد، قادر است تحریم‌های آمریکا را کم‌اثر کند. اگر تحریم‌های آمریکا بی‌اثر شوند و ایرانی‌ها هم مانند روس‌ها یکپارچه باشند، آنگاه آمریکا چهره یک پلیس ترسناک بین المللی را نخواهد داشت و این چیزی نیست که ترامپ بپسندد.