جورج سوروس، رییس بنیاد سوروس در تفسیری که در پایگاه اینترنتی اندیشکده پراجکت سیندیکت منتشر شد، نوشت: احتمالا پاسخ را می توان در نظرسنجی هایی یافت که در ماه های منتهی به همه پرسی برگزیت (خروج انگلیس از اتحادیه اروپا) انجام شده بود.

بحران مهاجرت اروپا و برگزیت بر یکدیگر تاثیر داشتند. جنبش «ترک اتحادیه اروپا» از اوضاع رو به وخامت مهاجران به ویژه تصاویر تکان دهنده هزاران پناهجویی که در کاله (فرانسه)، ناامید از ورود به انگلیس به سر می بردند، استفاده می کرد تا به وحشت از مهاجرت بدون کنترل از دیگر کشورهای عضو اتحادیه اروپا دامن زند. مقامات اروپایی نیز تصمیم گیری های مهم در زمینه مهاجرت را به تعویق انداختند تا مانع تاثیر منفی آن بر همه پرسی انگلیس شوند.

تصمیم آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان مبنی بر باز کردن درهای کشورش به روی پناهجویان حرکتی الهام بخش بود، اما خیلی سنجیده نبود. هجوم ناگهانی پناهجویان زندگی روزمره مردم را در سراسر اتحادیه اروپا مختل کرد.

فقدان کنترل مناسب وحشتی را موجب شد که همه از جمله مردم، مقاماتی که مسئول تامین امنیت آنها بودند و حتی خود پناهجویان را تحت تاثیر قرار داد.

علاوه بر آن، ناتوانی دولت ها و نهادهای اروپایی در حل و فصل بحران راه را برای رشد احزاب ضداتحادیه اروپای بیگانه هراس، مانند حزب استقلال انگلیس که جلودار جنبش ترک اتحادیه اروپا بود، هموار ساخت.

اکنون سناریوی فاجعه باری که بسیاری بیم آن را داشتند، به وقوع پیوسته است، آنچه روند فروپاشی اتحادیه اروپا را عملا غیرقابل تغییر می سازد.

اقتصاد و مردم انگلیس در کوتاه مدت و میان مدت از برگزیت آسیب چشمگیری خواهد دید. بلافاصله پس از همه پرسی ارزش پوند به پایین ترین میزان خود در بیش از سه دهه سقوط کرد و احتمال دارد بازارهای مالی سراسر جهان تا زمانی که مذاکرات درباره روند پیچیده جدایی سیاسی و اقتصادی انگلیس از اتحادیه اروپا ادامه دارد، دستخوش بحران بمانند. عواقب برگزیت برای اقتصاد را تنها می توان با بحران مالی سال های 2007 و 2008 مقایسه کرد.

این روند به طور قطع مملو از بی ثباتی ها و خطرات سیاسی بیشتر خواهد بود، زیرا تنها منافع انگلیس مطرح نیست، بلکه بقای پروژه اروپایی را در معرض خطر قرار داده است. برگزیت راه را برای دیگر نیروهای ضداتحادیه اروپا در درون این اتحادیه هموار کرد. در حقیقت به مجرد اعلام نتیجه همه پرسی انگلیس جبهه ملی فرانسه «فرگزیت» و خیرت ویلدرس، سیاستمدار هلندی نیز «نگزیت» را مطرح کردند.

به اعتقاد نویسنده، برگزیت برای خود انگلیس نیز دردسرساز خواهد بود، زیرا مردم اسکاتلند به باقی ماندن در اتحادیه اروپا رای داده اند و در نتیجه دور از انتظار نیست که بار دیگر برای جدایی از انگلیس و به دست آوردن استقلال خود تلاش کنند. برخی از مقامات ایرلند شمالی نیز که رای دهندگان آن حامی باقی ماندن در اتحادیه اروپا بودند نیز خواستار اتحاد با جمهوری ایرلند شده اند.

واکنش اتحادیه اروپا به برگزیت خود می تواند مشکل دیگری باشد. سران اروپا که در تلاشند مانع از تکرار این روند در دیگر کشورها شوند، احتمالا برای کاهش آلام ترک اتحادیه اروپا پیشنهادی برای انگلیس نخواهند داشت.

با توجه به وسعت تبادلات تجاری اتحادیه اروپا با انگلیس تبعات برگزیت برای صادرکنندگان می تواند فاجعه بار باشد و از آنجایی که در سال های آتی مؤسسات مالی عملیات و نیروهای خود را به مراکز منطقه یورو منتقل خواهند کرد، شهر لندن (و بازار مسکن این شهر) از آسیب در امان نخواهد ماند.

اما پیامدهای برگزیت برای اروپا از این هم بدتر خواهد بود. اکنون تنش ها میان کشورهای عضو به نقطه اوج خود رسیده و این در حالی است که سران تضعیف شده فرانسه و آلمان اکنون به طور مستقیم بر روی مشکلات داخلی متمرکز شده اند. سقوط 10 درصدی ارزش سهام در ایتالیا در پی همه پرسی برگزیت به خوبی نشان دهنده آسیب پذیری این کشور در برابر بحران بانکی تمام عیاری است که می تواند به روی کار آمدن «جنبش پنج ستاره» در این کشور تا سال آینده شود.