اندیشکده آمریکایی «موسسه خاورمیانه» مقاله ای را به قلم *اِران اتزیون (Eran Etzion)، نویسنده اسرائیلی، با عنوان «شش چالش روابط اسرائیل و آمریکا در دوره ترامپ» منتشر کرده است که در ادامه می خوانیم:

در سالهای 2000، دولت جورج بوش نزد افکار عمومی پایین ترین رتبه در طول تاریخ آمریکا را دارا بود. تنها یک متحد آمریکا در دنیا وجود داشت که افکار عمومی مردم آن با سیاست های آمریکا همراهی می کردند و آن هم اسرائیل بود. دولت اسرائیل همانند شهروندان آن با قدرت از سیاست های بوش همچون «جنگ جهانی علیه تروریسم» و نیاز به ریشه کن کردن «محور شرارت» حمایت می کرد.

یک دهه بعد، مراسم تحلیف دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا نیز شرایط بسیار مشابهی را خلق کرده است؛ به گونه ای که اکثریت قریب به اتفاق دولت اسرائیل از آن پشتیبانی کرده و از طرف اکثر شهروندان اسرائیل نیز حمایت می شود. مقامات اسرائیلی، به صورت عمومی یا خصوصی ترامپ را یک مدافع سرسخت اسرائیل به تصویر کشیده اند؛ رئیس جمهوری که از رویکردهای جناح راست اسرائیل در مواجهه با فسلطینی ها دفاع خواهد کرد، اسلام افراطی را نابود کرده و توافق هسته ای ایران را از بین خواهد برد.

اما اگر واقع بینانه به قضایا نگاه کنیم، خواهیم دید که انتظار می رود روابط اسرائیل با آمریکا، در شش جریان سیاسی با چالش هایی مواجه شود:

اول، راهبرد کلی ترامپ و ترتیب اولویت های ترامپ

«اول آمریکا» تنها یک شعار توخالی نیست. ملی گرایی و انزواطلبی در داخل و خارج از کشور، تنها خبری خواهد بود که از واشنگتن مخابره خواهد شد. ایجاد شغل جدید، توسعه زیرساخت های عظیم کشور، یا حتی ساخت دیوار مکزیک، همه مواردی هستند که بر مسائل مرتبط با اسرائیل اولویت خواهند داشت. در مورد مسائل خارجی نیز، ترامپ ابتدا به سراغ چین و روسیه خواهد رفت تا مصر و عربستان سعودی.

دوم، سیاست انرژی و کاهش اهمیت خاورمیانه

سیاست های ترامپ در بخش انرژی، اهمیت راهبردی خاورمیانه را برای آمریکا کاهش خواهد داد. استقلال آمریکا در تامین انرژی که یکی از مهمترین سیاست های راهبردی اوباما بود، در دولت ترامپ نیز با شدت و قدرت بیشتری ادامه خواهد داشت. افزایش اکتشاف و تولید سوخت های فسیلی، قیمت های جهانی نفت را باز هم کاهش خواهد داد که این مساله زیان بزرگی برای تولید کنندگان عرب و دیگر کشورهای صادرکننده نفت خواهد بود. در حالی که اقتصاد اسرائیل منتظر است تا از شرایط پایین بودن قیمت نفت سود ببرد، امیدش به صادرات گاز به اروپا – طرحی که توجیه اقتصادی آن به شدت زیر سوال رفته است – آخرین ضربه را خواهد خورد و به ناامیدی تبدیل خواهد شد. اقتصاد کشورهای سنی همسایه اسرائیل صدمه خواهد دید و در نتیجه آن، روابطشان با آمریکا تیره و تار خواهد شد. هر چند در این میان، کاهش درآمدهای نفتی ایران، که بخش عمده ای از اقتصاد آن را شامل می شود، به نفع اسرائیل خواهد بود.

سوم، نابودی داعش

نابودی داعش و ترویست های افراطی، جزو گزینه های ترامپ نیست. دولت جدید آمریکا نه تنها صدها هزار نیرو به منطقه نخواهد فرستاد، بلکه جیمز ماتیس، وزیر دفاع هم به احتمال زیاد هیچ راهبرد جدیدی برای تبدیل ارتش عراق به یک ارتش موثر با هزینه سیاسی و اقتصادی قابل قبول، پیشنهاد نخواهد داد. جنگ علیه داعش احتمالا با منابع مالی بیشتر ادامه خواهد یافت، اما با همان استراتژی «ضعیف کردن و نابود کردن». به علاوه شعار رئیس جمهوری ممکن است به حملات بیشتری علیه تروریسم منجر شود؛ اما در داخل خاک آمریکا. از نگاه اسرائیل، این رویکرد منافع گوناگون و گاهی متضاد را در بر خواهد داشت. در حالی که افزایش فشار بر داعش و در نهایت نابودی و محو آن، جزو منافع روشن اسرائیل به شمار می آید، با این حال مبارزه با ایران، برای دولت اسرائیل اهمیت بیشتری دارد، تا اینکه در ائتلافی بین المللی در کنار آمریکا علیه داعش بجنگد. تمرکز صرف آمریکا بر مبارزه با داعش، ممکن است به تضاد منافع آمریکا و اسرائیل بیانجامد.

چهارم، بحران سوریه

بحران سوریه که احتمال می رود بدون تشریفات خاصی به روسیه تحویل داده شود نیز جزو نگرانی های اسرائیل است. حضور ایران و حزب الله لبنان در کنار روسیه، هشداری جدی برای اسرائیل محسوب می شود تا از آمریکا، به عنوان تنها کشوری که توان ایجاد توازن در مقابل سوریه را دارد، بخواهد نقش فعال تری در سوریه ایفا کند. همچون پرونده هسته ای ایران در دوره اوباما، به نظر می رسد که آینده سوریه نیز به یکی از نقاط تاریک روابط اسرائیل و آمریکا تبدیل خواهد شد. با این فرض که ترامپ روابط ویژه ای با ولادمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه برقرار خواهد کرد، و با توجه به استراتژی ترامپ در قبال سوریه که روابط عمیقی با ایران و حزب الله در جبهه نبرد دارد، اوضاع کاملا به ضرر اسرائیل پیش خواهد رفت.

پنجم، توافق هسته ای ایران

ترامپ در مبارزات انتخاباتی خود قول داده بود که این توافق را باطل خواهد کرد اما به تدریج لحن وی نرم تر شده است. این موضوع برای بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، اهمیت ویژه ای دارد. نتانیاهو، قبل از اولین دیدارش با ترامپ آمریکا، در 11 دسامبر (21 آذر)، گفته بود «پنج راه حل (برای لغو توافق هسته ای ایران) در ذهنم دارم»، اما توضیح بیشتری درباره این پنج راه حل ارائه نداد. در این مساله نیز، همانند بحران سوریه، هر تلاش جدی برای بر هم زدن توافقی که فرایندی بسیار طولانی برای رسیدن به آن صرف شده بود، با واکنش شدید روسیه مواجه خواهد شد؛ که این موضوع نیز در تعارض با تلاش راهبردی ترامپ برای ایجاد روابط سازنده با پوتین قرار دارد. با فرض بر اینکه چین، آلمان، انگلیس، فرانسه و اتحادیه اروپا نیز در کنار یکدیگر قرار خواهند تا با برهم زنندگان توافق هسته ای ایران مقابله کنند، آنگاه اسرائیل در انزوا قرار خواهد گرفت. به نظر می رسد که زمین بازی مناسب برای اقدام مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران، موضوعاتی غیر از توافق هسته ای خواهد بود. تحریم های بیشتر علیه ایران به بهانه برنامه موشک های بالستیک یا حمایت این کشور از تروریسم، احتمالا منافع آمریکا و اسرائیل را تامین خواهد کرد.

ششم، مناقشه فلسطینی – اسرائیلی

ششم، چارچوب مناقشه فلسطینی – اسرائیلی که همیشه در قلب روابط بین آمریکا و اسرائیل قرار دارد، بازآرایی خواهد شد. این مناقشه مهمترین موضوع سیاسی داخلی اسرائیل است که در نقطه ای تاریخی قرار دارد و ریاست جمهوری ترامپ تنها کمی آن را برجسته تر می کند. قطعنامه شماره 2334 شورای امنیت و اظهارات جان کری موید آن است که «راه حل دو کشور» در بستر مرگ قرار دارد. دولت اسرائیل، با فشار شهرک نشینان داخل و خارج از حزب لیکود، در نظر دارد بخش های بیشتری از کرانه باختری را ضمیمه خاک اسرائیل کند؛ زیرا معتقد است که دولت جدید آمریکا، همانند (آخرین روزهای) دولت اوباما عمل نخواهد کرد که بر خلاف سابقه 50 ساله حمایت از سیاست های اسرائیل، از حق وتو استفاده نکرد. هر اقدامی در زمینه ضمیمه اراضی بیشتر به خاک اسرائیل زنجیره ای از واکنش ها چه در داخل و چه در فضای سیاسی را در پی خواهد داشت. با این حال دولت اصرار به نوعی اطمینان دارد که دولت ترامپ از اسرائیل حمایت خواهد کرد. انتقال سفارت آمریکا به بیت المقدس، نشان دهنده خروج آمریکا از هر فرایندی برای صلح تلقی خواهد شد.

در این قضیه، شور و شوق دست راستی های اسرائیل منطقی به نظر می رسد. با برتری نظامی و اقتصادی فاحش نسبت به فلسطینی ها، اسرائیل تنها باید راهبرد درستی را انتخاب کند. اکنون اسرائیل فضای بی نظیری برای مانورهای راهبردی در اختیار دارد. نتانیاهو اکنون با یک انتخاب دراماتیک مواجه شده است که می تواند نقطه عطفی در تاریخ اسرائیل باشد. اما تاریخ هم ممکن است نقشه های دیگری برای نتانیاهو کشیده باشد و سیستم قضایی و جنایی اسرائیل احتمال دارد وی را از قدرت برکنار کند.

فراتر از دستور کار سیاست خارجی، گفتمان عمومی اسرائیل در سال 2017، همانند آمریکا، با اتهامات متقابل نتانیاهو، رسانه ها و نخبگان قدیمی دولت درباره پشت پرده دادگاه جنایی شخص اول دولت، اشباع خواهد شد.

*اران اتزیون رئیس پیشین بخش سیاستهای استراتژیک وزارت خارجه اسرائیل و معاون شورای امنیت ملی در دفتر نخست وزیر اسرائیل است که در سال 2015 مرکز آینده پژوهی اسرائیل (Israel Center for Strategic Futures) را با هدف ارائه پیش بینی های سازنده و راهبردی به تصمیم سازان ارشد اسرائیل تاسیس می کند.

منبع: پارس تودی