مصطفی مهند در تحلیلی که مرکز مطالعات الجزیره منتشر کرد، نوشت: تا کنون رژیم صهیونیستی، موضع رسمی و روشنی درباره آینده سوریه اتخاذ نکرده است، این در حالی است که تل‌آویو از نقش محدود و حاشیه‌ای خود در تعیین سرنوشت سوریه آگاه است. در عین حال، این رژیم از تحولات کنونی  منطقه از جمله حضور روسیه به عنوان قدرتی تاثیرگذار در خاورمیانه به شکل عام و در سوریه به شکل خاص با خبر است.

روسیه در حال حاضر در نقش قدرتی بین‌المللی به خاورمیانه بازگشته است و از آنجا که قدرتی فرا منطقه‌ای به شمار می‌آید، ناچار به مدیریت صحنه‌ای است که در آن منافع متحدان این کشور در منطقه ممکن است در  تعارض بایکدیگر قرار گیرد. این به معنای اتخاذ مواضع متناقض در سیاست های خود در قبال مسائل منطقه‌ای نیست، اما باید توجه داشت که روسیه از یک سو با ایران و سوریه ائتلاف نموده و از نظام سوریه حمایت می‌کند و در عین حال تلاش می کند به عنوان یک میانجی ظاهر شود  و این میانجیگری در نشست ژنو مشاهده شد.

روسیه با وجود حمایت خود از ایران رابطه با رژیم صهیونیستی را از جمله اهداف مهم و راهبردی خود در منطقه خاورمیانه قلمداد می نماید، این در حالی است که این رژیم نیز، از اهمیت نقش روسیه به عنوان قدرتی که به خاورمیانه بازگشته، مطلع است و این را می‌توان در اظهارات و مواضع بوگی یعلون وزیر دفاع سابق اسرائیل در مناسبت‌های مختلف مشاهده کرد.

یعلون در یکی از سخنرانی های خود یادآور شده است که بازگشت قدرتمند روسیه به منطقه از طریق بحران سوریه، امری است که در نتیجه غیاب آمریکا از این صحنه و عدم اتخاذ سیاستی موثر در قبال جنگ داخلی سوریه شکل گرفته است. وی در این باره معتقد است که روسیه تحولات صحنه سوریه را از طریق حمایت تسلیحاتی از نظام سوریه، خلع سلاح شیمیایی این کشور و برگزاری کنفرانس ژنو ۲ مدیریت نموده است.

از دید یعلون نقش روسیه در تمامی این تحولات در اثر غیاب آمریکا شکل گرفته است و غیاب آمریکا در این بحران نه به دلیل ناچاری، بلکه کاملا آگاهانه و ارادی بوده است؛ چرا که آمریکا تصمیم به خروج از خاورمیانه گرفته و در عین حال یعلون بر این باور است که هیچ قدرتی در جهان وجود ندارد که بتواند و یا تمایل داشته باشد جایگاه آمریکا را به عنوان پلیس جهانی تصاحب نماید؛ امری که اوضاع را بیش از پیش پیچیده تر می سازد.

رژیم صهیونیستی تلاش زیادی برای حفظ روابط خود با روسیه انجام می‌دهد و این امر از آن روست که روسیه اصلی‌ترین حامی تسلیحاتی ایران و سوریه به شمار می‌آید و در عین حال رژیم صهیونیستی منافع روسیه در منطقه و محدودیت توانایی خود بر تأثیر عمیق در سیاست های روسیه را درک  می کند.  

بر این اساس به دلیل اهمیت روسیه برای رژیم صهیونیستی، بنیامین نتانیاهو نخست وزیر این رژیم دوباردر ماه های می و نوامبر ۲۰۱۳م برای گفت و گو درباره پرونده هسته ای ایران و سه بار در سال ۲۰۱۶م برای گفت و گو درباره پرونده سوریه و مداخله روسیه در این کشور، به روسیه سفر نمود. 

پیش از مداخله نظامی روسیه در سوریه، روابط روسیه با رژیم صهیونیستی، به دلیل مواضع این رژیم در قبال بحران سوریه و به ویژه در پرونده شیمیایی سوریه، تا حدی با تنش روبرو شد. در این باره پس از آنکه توافق بر سر نابودی تسلیحات شیمیایی دولت سوریه حاصل شد، پوتین طی سخنان بحث‌برانگیزی یادآور شد که تسلیحات شیمیایی سوریه در واکنش به سلاح‌های هسته‌ای اسرائیل تولید شده است. پوتین در این باره تاکید کرد که اسرائیل در نهایت باید سلاح‌های هسته‌ای خود را کنار بگذارد، همانطور که سوریه تسلیحات شیمیایی خود را از بین برد. پوتین در آن زمان یادآور شده بود که اسرائیل برخلاف روسیه، از جمله 5 عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل نیست و بنابراین حق داشتن سلاح هسته‌ای را ندارد.

طی این سال‌ها مواضع روسیه در قبال رژیم صهیونیستی در اشکال متفاوتی بیان شده؛ به شکلی که پوتین ار یک سو بر ضرورت حل و فصل پرونده هسته‌ای ایران از طریق یک توافق کلی تاکید کرده و از سوی دیگر بر حمایت خود از  منافع امنیتی رژیم صهیونیستی تأکید نموده است.

مداخله روسیه در سوریه و رابطه با رژیم صهیونیستی

مرحله جدید روابط رژیم صهیونیستی و روسیه پس از مداخله نظامی روسیه در سوریه، بر اساس درک دو طرف از منافع منطقه‌ای و بین‌المللی یکدیگر شکل گرفت.

در این میان، درک اسرائیل از منافع امنیتی روسیه در منطقه، نقش مهمی در اعتمادسازی میان دو  طرف ایفا کرده است. از این رو اسرائیل از موضع‌گیری و محکومیت جنگ روسیه علیه گرجستان، انضمام شبه جزیره کریمه و یا دخالت محدود این کشور در جنگ داخلی اوکراین خودداری نمود و این موضعی خلاف موضع آمریکا در قبال تمامی این تحولات بوده است که روسیه را در دوران ریاست پوتین یک تهدید بین المللی جدی قلمداد می نماید.

همین موضع رژیم صهیونیستی در قبال بحران سوریه  و مداخله نظامی روسیه در سوریه در سال ۲۰۱۵م تکرار شد، به شکلی که اسرائیل از این فرصت با هدف دسترسی به توافق‌های نظامی و سیاسی با روسیه برای حفظ منافع خود در سوریه استفاده کرد.

رژیم صهیونیستی مداخله تأثیرگذار روسیه در منطقه را نشانه ای برای صعود این کشور به عنوان یک قدرت بین المللی تأثیرگذار در صحنه منطقه ای قلمداد می نماید که چه بسا از تأثیر آمریکا فراتر باشد.

در این باره بلافاصله پس از ورود نیروهای روسیه به سرزمین های سوریه، نتانیاهو در سپتامبر ۲۰۱۵م به مسکو سفر نمود و در این سفر بر منافع ۳گانه خود در سوریه تأکید نمود که عبارتند از ۱- جلوگیری از انتقال سلاح به حزب الله لبنان ۲- جلوگیری از انتقال جنگ به مرزهای سرزمین های اشغالی ۳- حق رژیم صهیونیستی در دفاع از خود و یا انجام حملات پیش دستانه علیه عملیات های ضد اسرائیلی در مناطق سوریه.

در همین حال عاموس یدلین، رئیس سابق اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل بر این باور است که  مداخله روسیه، نظام سوریه را از سقوط نجات داده و از سوی دیگر، حاشیه مانور نظامی اسرائیل در حریم هوایی سوریه را نیز به میزان قابل توجهی کاهش داده است؛ به شکلی که  نیروی هوایی اسرائیل از نزدیک شدن به حریم سامانه‌های پدافندی روسیه در خاک سوریه خودداری می‌کند.

از دید یدلین، مداخله روسیه در سوریه دارای جنبه‌های مثبتی برای اسرائیل است که این جنبه ها عبارتند از:

اول: برقراری ثبات در سوریه؛ امری که زمینه را برای دست‌یابی به حل و فصل درباره آینده سوریه فراهم می سازد. در این باره رژیم صهیونیستی ترجیح می دهد در صحنه سوریه ثبات حاکم شود تا بتواند از روند اوضاع سیاسی این کشور آگاهی یابد. با وجود آن که اسرائیل درباره ساختار دلخواه خود درباره آینده سوریه پس از بحران این کشور علنا سخنی به میان نیاورده است اما ثبات در صحنه سوریه برای اسرائیل مهم است و به عقیده یدلین این مسأله با مداخله روسیه تحقق یافته است.

دوم: هماهنگی با روسیه، اسرائیل را به عنوان کشوری مهم، با ثبات و با نفوذ در منطقه نشان داده است.

سوم: توافق‌های تاکتیکی با روسیه در پرونده سوریه، می‌تواند نقطه آغازی برای توافق‌های استراتژیک در آینده باشد، به ویژه آن که هر دو طرف به انجام توافق‌های تاکتیکی میان خود متعهد هستند، امری که اعتماد میان دو طرف را در آینده تقویت می نماید.

نتیجه گیری

رژیم صهیونیستی، علی‌رغم ائتلاف روسیه با رقبای تل‌آویو در بحران سوریه، به توافق‌های مهمی در زمینه منافع امنیتی خود با مسکو دست یافته است که این منافع عبارتند از؛ جلوگیری از انتقال سلاح از سوریه به لبنان، جلوگیری از نزدیک شدن جنگ به مرزهای اسرائیل و کسب مجوز برای پاسخ به حملاتی که از سوی طرف‌های درگیر در بحران سوریه به اسرائیل می‌شود. در این باره آنچه دسترسی به این توافق‌ها را آسان کرده، اطمینان خاطر اسرائیل به روسیه مبنی بر بی طرف بودن آن در درگیری های سوریه و عدم حمایت از هیچ  یک از طرف‌ها علیه طرف های دیگر و شریک ندانستن خود در تعیین آینده سوریه است؛ مسأله ای که باعث شد روسیه، منافع امنیتی اسرائیل را در صحنه بحران سوریه مد نظر قرار دهد. اما با این وجود، تعداد حملات اسرائیل پیش و پس از حضور روسیه، علیه سوریه به خوبی نشان می‌دهد که موسکو، به تل‌آویو در پرونده سوریه آزادی عمل کامل نداده است.

در این باره در تل‌آویو، اختلاف نظر جدی در مورد توافق‌های میان روسیه و اسرائیل وجود دارد؛ به شکلی که برخی معتقدند که این توافق‌ها، زمینه را برای شکل‌گیری روابط استراتژیک میان دو طرف فراهم می‌کند. این در حالی است که برخی دیگر بر این باورند که آنچه به دست آمده، توافق‌هایی تاکتیکی است که صرفا تا پایان بحران سوریه باقی خواهد ماند و بدون شک با ورود دونالد ترامپ به کاخ سفید، این توافقات سرنوشت دیگری خواهد یافت.