به ‌موازات افزایش قدرت سیاسی اردوغان رئیس جمهور ترکیه ، سیاست خارجی آنکارا منطبق بر منویات سیاسی وی پیش رفته‌است. سیاست خارجی و مناسبات ترکیه با کشورهای مختلف به‌ویژه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در همین چارچوب به پیش رفته و این مناسبات به شدت متغیر است. به‌عبارت دیگر جای تعجب نخواهد بود که مناسبات فعلی ترکیه با کشورهای عربی خلیج فارس  به‌سرعت تغییر کند چنانچه اردوغان چنین استنباط کند که تغییر روابطش با کشورهای عربی دارای مزایای داخلی است.

آنکارا همواره بدنبال گسترش مناسبات خود با کشورهای عربی خلیج فارس بوده و  تلاش کرده تا با ورود به عراق این کشور را تبدیل به دروازه ورود منطقه کند. اگرچه ترکیه از  حیث موقعیت جغرافیایی و فرهنگی در آسیا واقع شده، اما نگرش سیاسی، دیپلماتیک، نظامی و اقتصادی آن به غرب است. این امر موجب شده تا تردیدهای جدی در ارتباط با جایگاه ترکیه و نیز نگاه آن به مناسباتش با کشورهای عربی عضو شورای همکاری خلیج فارس ایجاد شود.

نگاه آنکارا به دمشق مبتنی ‌بر سه اولویت است ، اول گسترش همکاری اقتصادی در جنوب شرق ترکیه از طریق یک سیاست مرزی باز  با سوریه ، دوم ایجاد پل زمینی از آناتولی تا  خلیج فارس از طریق سوریه و آخر هم فاصله گرفتن دولت اسد از ایران ، از این سه دوتای اولی بطور مستقیم با کشورهای عربی خلیج‌فارس مرتبط است .

از سوی دیگر روابط  ترکیه با کشورهای عربی خلیج فارس ازجمله امارات و عربستان احتمالا با دشواری‌هایی مواجه خواهد شد چراکه ترک‌ها بدنبال نفوذ و اعتبار جدید در منطقه هستند.  آنها اغلب از رهبران عرب منطقه برداشت سوء می‌کنند. کشورهای عربی علیرغم برقراری همکاری با ترکیه در زمینه‌های مختلف مایل نیستند خود را تسلیم قدرت آنکارا در منطقه کنند.

با آغاز بیداری عربی در سال 2011 و سرنگونی دیکتارتورهایی همچون بن علی در تونس و حسنی مبارک در مصر و نیز گسترش اعتراضات مردمی در منطقه ، ترک‌ها این تحولات را آغازی برای رهبری خود بر نظم جدید منطقه‌ای مبتنی ‌بر ترکیبی از اسلام‌گرایی، دموکراسی و قدرت اقتصادی خود قلمداد کردند.  تور اردوغان به شمال آفریقا در سپتامبر 2011 با هدف تثبیت خود به عنوان رهبر جدید منطقه انجام شد. در آن زمان رسانه‌های حامی اردوغان درخصوص سفر وی به قاهره، طرابلس و تونس نوشتند که رهبر ترکیه شاه جدید خیابان‌های عرب است.

اما این حسن شهرت زیاد دوام نداشت ، چراکه اعتراضات پارک گزی در بهار 2013 نشان داد اردوغان رهبری اقتدارگرا همانند رهبران برکنار شده کشورهای عربی است. در چنین شرایطی اشتیاق جوانان کشورهای عربی برای الگوگیری و سرمشق گیری از فرهنگ و دمکراسی ترکیه از بین رفت. بعلاوه، این وضعیت جدید کام مردم عرب را تلخ کرد چراکه ترکیه دیگر نمی‌توانست منبع و الهامی برای آنها باشد. ضمن اینکه سقوط دولت مرسی پایانی بر تلاش ترکیه جهت رهبری منطقه و کشورهای عربی بود.

از سوی دیگر مخالفت ترکیه با کودتا در مصر ، سقوط دولت مرسی و پناه دادن به اعضای اخوان‌المسلمین و نیز روایت اصلی حزب اردوغان مبنی بر اینکه بازیگر و کنشگر اصلی و کانونی در منطقه است موجب شد این کشور با عربستان و امارات تعارض پیدا کند. حمایت ترکیه از اخوان‌المسلمین موجب شد تا عربستان که نسبت به قیام مردمی در منطقه هراس داشت نسبت به آنکارا خشمگین شود و سرمایه‌گذاری خود در این کشور را به حالت تعلیق درآورد.

تا اواسط 2016 ترک‌ها و سعودی‌ها همکاری و هماهنگی خود را در سوریه تقویت کرده و  مناسبات خود با امارات را نیز تا حدودی بهبود بخشیدند. علیرغم پیشرفت‌های حاصله در مناسبات ترکیه با کشورهای عربی خلیج فارس بویژه عربستان و امارات، دشواری‌ها و مشکلات بالقوه همچنان باقی است.

از سوی دیگر در روابط ترکیه با ایران علیرغم اینکه دو کشور رقیب راهبردی هستند ، توانستند مناسبات خود را به بخش‌های سیاسی و اقتصادی مجزا از هم تقسیم کنند؛ یعنی اختلاف نظر در خصوص سوریه و عراق را از مزایای مراودات تجاری و همکاری اقتصادی جدا ساخته‌اند.

مناسبات کشورهای عربی خلیج فارس و ترکیه از نگاه این کشورها

مناسبات کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس با ترکیه دارای پیچیدگی‌های متعددی است. آنها ترکیه را یک شریک دشوار و غیرقابل اعتماد در بسیاری از مسائل مهم منطقه‌ای قلمداد می‌کنند. کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس نگرانی‌ها و دغدغه‌های بلندمدتی دارند مبنی‌بر اینکه ترکیه نهایتاً ممکن است به یک قدرت نظامی و اقتصادی منطقه‌ای با بلندپروازی‌های هژمونیک و نئوعثمانی‌گری تبدیل شود. بعلاوه این کشورها در ارتباط با تمایلات اسلامی ترکیه موضع واحدی ندارند. بعنوان مثال امارات نسبت به نفوذ ایدئولوژیکی ترکیه در خاورمیانه بسیار نگران است.

ترکیه از زمان کودتای نافرجام جولای 2016 درگیر مسائل سیاسی داخلی شده و از یک سو اقدام موثری برای کاهش نگرانی‌های بلندمدت کشورهای عربی خلیج فارس انجام نداده‌است و از سوی دیگر تمایل اندکی برای نقشی که این کشورها مایلند آنکارا در منطقه ایفا کند نشان داده ‌است.

کشورهای عربی خلیج فارس مایلند ترکیه در جبهه آنها باشد اما نسبت به بلندپروازی‌های آنکارا برای بدست گیری رهبری این کشورها در منطقه به شدت نگران هستند و سوءظن دارند.

از سوی دیگر عادی‌شدن روابط ترکیه با روسیه به منزله تغییر نسبی در سیاست آنکارا نسبت به دولت اسد است و بنظر می‌رسد ترکیه دیگر همانند گذشته اصرار بر کناره‌گیری اسد از قدرت ندارد. این امر برای کشورهای عربی خلیج فارس چندان خوشایند نیست و موجب شده تا نگرانی‌های آنها نسبت به نیات آنکارا بیشتر شود.

مناسبات ترکیه با امارات بواسطه کم و کیف نگرش دو کشور به اخوان‌المسلمین تنش‌آلود است. استقبال مقامات اماراتی از سقوط دولت مرسی و مخالفت ترکیه با این امر موجب شد روابط طرفین با چالش هایی مواجه شود. بسیاری از کارشناسان مسائل منطقه بر این باورند که عدم بازدید اردوغان از امارات در سفر اخیرش به منطقه ناشی از رویکرد سختگیرانه امارات نسبت به اخوان‌المسلمین و در حقیقت نوعی انتقاد آنکارا از مقامات امارات است که در رسانه‌های ترکیه مشاهده می‌شود.

نگرانی‌ها نسبت به نئوعثمانی‌گری

قیام‌های عربی که موجب بروز نگرانی زیادی در میان کشورهای عربی خلیج فارس شد، فرصت مهمی برای بلندپروازی‌های ترکیه در تاریخ معاصر خاورمیانه بود. برخی محافل در ترکیه، جهان عرب و  غرب بر این باور بودند که رویکرد مذهبی حزب عدالت و توسعه بعنوان حزب حاکم ترکیه می‌توانست مدل و الگویی برای کشورهای عربی باشد. در مقابل عده‌ای بر این نظرند که چنین الگویی می‌تواند موجب شود تا کشورهای عربی به اقمار ترکیه تبدیل شوند. ترکیه در خصوص جاذبه‌های اخوان‌المسلمین در جهان عرب اغراق نموده درحالیکه عربستان و امارات نسبت به این جنبش بسیار بدبین هستند.

بلندپروازیی‌های نئوعثمانی‌گری یا پان اسلامیست ترکیه در بخش مهمی از صحنه سیاسی معاصر این کشور باقی مانده و بسیاری از کشورهای عربی خلیج فارس نسبت به این نوع بلندپروازی دغدغه و نگرانی دارند. این نگرانی متعاقب کودتای تابستان 2016 و ظهور ملی‌گرایی توام با پارانویا، وطن‌شیفتگی و پاکسازی گسترده در ترکیه بیشتر شده‌است. این پدیده‌ها با نقشه‌های الحاق‌گرایانه و ملی‌گرایانه در ترکیه نشان از بلندپروازی‌های سرزمینی ترکیه در سرزمین‌های سابق امپراطوری عثمانی دارد. کشورهای عربی خلیج فارس همانند دیگر کشورهای عربی خاورمیانه تاریخ طولانی از سلطه عثمانی دارند و ایده خیزش مجدد نئوعثمانی‌گری ترکیه با اهداف هژمونیک در بلند مدت زنگ خطری برای کشورهای عربی بشمار می‌رود.

اگرچه ترکیه شریک مهمی برای کشورهای عربی خلیج فارس برای همکاری اقتصادی و متحدی ارزشمند در عرصه سیاسی در سطح منطقه بشمار می‌رود اما کشورهای یادشده نسبت به بلندپروازی‌های ترکیه در منطقه بسیار محتاط هستند. ترکیه قطعاً یک قدرت غیرعربی با تاریخ امپراطوری طولانی توام با سلطه است. اغلب سرزمین‌های کشورهای عربی عضو شورای همکاری خلیج فارس زمانی تحت سلطه حکومت عثمانی قرار داشت. این کشورها نسبت به خیزش مجدد هژمونی ترکیه در بلندمدت نگران هستند. از اینرو، کشورهای عربی خلیج فارس مایل به حضور و مشارکت ترکیه در منطقه هستند اما نه حضور و مشارکتی گسترده که منجر به هژمونی این کشور در منطقه شود.