سامح راشد سردبیر مجله سیاست بین الملل وابسته به موسسه الاهرام در این باره نوشت: تصمیم ۵ کشور عربی در تاریخ ۵ ژوئیه ۲۰۱۷ برای قطع روابط با قطر بر محوریت این روند منطقه ای تأکید کرد، به نحوی که این تصمیم به شکل یکجانبه از سوی عربستان و یا امارات اتخاذ نشد بلکه هم زمان سه کشور دیگر یعنی بحرین، مصر و یمن نیز در آن مشارکت داشتند.  

انگیزه های یکسان

با مطالعه بیانیه صادر شده از سوی ۵ کشور قطع کننده روابط با قطر می توان مشاهده کرد که پیوندهای مشترکی میان آنها برای اتخاذ چنین اقدامی وجود دارد که عبارتند از :

– مداخله قطر در مسائل داخلی به شکلی که به ضرر امنیت و ثبات این ۵ کشور است.

– درپیش گرفتن سیاست ها و تحرکاتی از سوی قطر در سطح منطقه که مخالف با منافع مستقیم این کشورها و به شکل کلی منافع عربی است، به ویژه در روابط میان قطر و ایران و نیز در پرونده ها و مسائل عربی و کشورهای دارای نزاع و تنش مثل لیبی، سوریه و یمن.

– اتخاذ سیاست هایی در مخالفت با آنچه در اجلاس ریاض در ۲۱ می گذشته درباره هماهنگی و همکاری خلیجی، اسلامی و آمریکایی برای مبارزه با تروریسم توافق شد.

– عدم پایبندی قطر به بندهای توافقات سابق با کشورهای عربی خلیج فارس  پس از بحران خروج سفرا از دوحه.

پیامدهای قطع روابط با قطر

پیامدهای قطع روابط با قطر را می توان در دو سطح منطقه ای کشورهای حاشیه خلیج فارس و سطح منطقه ای اصلی شامل کشورهای عربی منطقه و کشورهای همسایه مورد بررسی قرار داد.

سطح کشورهای حاشیه خلیج فارس

هرگونه تحولات داخلی در سطح کشورهای شورای همکاری خلیج فارس دارای پیامدها و نتایجی است که به شکل مستقیم به وضعیت آینده هریک از کشورهای شورای همکاری و نیز تمام شورای همکاری به عنوان یک تشکل منطقه ای آسیب می رساند.

حالت شکاف میان کشورهای عربی حوزه خلیج فارس می تواند از کارآمدی شورای همکاری به عنوان یک تشکل منطقه ای که باید منافع و اهداف اعضای خود را دنبال نماید، می کاهد. به شکلی که تبعات منفی خروج هرکشور از این چهارچوب کلی ضرورتا بر تمام شورای همکاری انعکاس می یابد.

این به آن معناست که ادامه این شیوه از تحرکات یکجانبه از سوی قطر در کوتاه مدت منجر به تأثیر پذیری تشکل شورای همکاری از تحریم خواهد شد.

سطح کشورهای عربی

اگرچه اقدامات اتخاذ شده از سوی ۵ کشور در برابر قطر غافلگیر کننده بود اما روند منطقه ای این اقدامات روشن می سازد که موضع گیری این ۵ کشور مربوط به مجموعه ای از تحرکات و مواضع قطر در طول سالهای گذشته است. با رسیدن واکنش های کشورهای عربی خلیج فارس و منطقه به حد قطع روابط انتظار می رود این امر دوحه را به سمت اصلاح شیوه اداره برخی از پرونده های منطقه ای در راستای پذیرش خواسته ها و توافقات عربی سوق دهد.

تحرکات قطر در پرونده های بحرانی در منطقه به ویژه در لیبی، یمن و سوریه در راستای تقویت نفوذ و ایجاد شبکه های منافع و نیروهای داخلی در این ۳ کانون درگیری است. اما در باره همکاری قطر و ایران به سهولت می توان پیش بینی نمود که تهران اقدام به پشتیبانی از قطر و چه بسا تحریک آن به دوری بیشتر از چهارچوب کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و منطقه کند.

این در حالی است که کارآمدی و تأثیر قطع روابط کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و منطقه با قطر، چه بسا این کشور را با عزلت منطقه ای و خسارت های اقتصادی روبرو سازد و دوحه را به سمت بازنگری در حساب ها و سیاست های منطقه ای خود سوق دهد تا با منافع کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و منطقه هماهنگ تر شود.