رابرت اینهورن، مذاکره‌کننده سابق هسته‌ای آمریکا و عضو ارشد مرکز کنترل تسلیحات و منع اشاعه که از اعضای ارشد اندیشکده بروکینگز است، در گفت‌وگویی که در وب‌سایت این اندیشکده منتشر شد، درباره چرایی قصد ایران برای شروع غنی‌سازی ۶۰ درصدی اورانیوم و افزودن هزار سانتریفیوژ پیشرفته در تأسیسات نطنز گفت: فکر می‌کنم مجموعه‌ای از دلایل عامل این تصمیم است. ایران احساس می‌کند که باید به دشمنانش، یعنی اسرائیل و آمریکا، نشان دهد که به حملات علیه ایران قاطعانه پاسخ خواهد داد و این قبیل اقدامات پیامدهایی خسارت‌بار برای منافع آن‌ها خواهد داشت.

وی افزود: این اولین باری نیست که به برنامه هسته‌ای ایران حمله می‌شود. تابستان گذشته در تأسیسات بزرگ مونتاژ سانتریفیوژهای پیشرفته خرابی زیادی به بار آمد. این حمله به اسرائیل نسبت داده شد. اخیراً یکی از دانشمندان برجسته هسته‌ای ایران به نام فخری زاده ترور شد. سال‌ها قبل در دولت اوباما حمله‌ای سایبری با عنوان استاکس‌نت رخ داد که درنتیجه آن خسارت شدیدی به سانتریفیوژهای ایران در نطنز وارد شد.

بنابراین آنچه رخ‌داده اقدام جدیدی نیست و این تازه‌ترین دور از حملات برای کارشکنی در برنامه ایران است. ایران همچنین می‌خواهد موضع مذاکراتی خود را در گفت‌وگوهای وین در خصوص برجام تقویت کند. مذاکرات حدود دو هفته قبل آغاز شد و مذاکراتی غیرمستقیم است. آمریکایی‌ها و ایرانی‌ها با یکدیگر دیدار نمی‌کنند، اما اروپایی‌ها به‌عنوان واسطه اقدام می‌کنند.

هدف ایران از شدت بخشیدن به برنامه خود در طول حدود یک سال گذشته تحت‌فشار قرار دادن آمریکا برای بازگشت به مذاکرات درباره برجام و تعلیق تحریم‌ها بوده است. ممکن است حمله اخیر به نطنز سرعت توسعه هسته‌ای را کم کند و فشاری را که ایران امیدوار بود به آمریکا وارد آورد، تضعیف کرده باشد. بنابراین احتمالاً ایران احساس می‌کند که باید با انجام کاری شبیه به غنی‌سازی ۶۰ درصدی و نصب هزار سانتریفیوژ بیشتر، اهرم مذاکراتی را برای خود احیا کند.

ایران تحت برجام اجازه غنی‌سازی ۳.۶۷ درصدی داشت. آن‌ها سپس تصمیم گرفتند از قید محدودیت‌های هسته‌ای خارج شوند. ابتدا سراغ غنی‌سازی ۲۰ درصدی رفتند. اما آن‌ها حتی پیش از برجام هم غنی‌سازی ۲۰ درصدی را انجام می‌دادند و برای انجام این کار دلیل منطقی هم داشتند زیرا غنی‌سازی ۲۰ درصدی برای تأمین سوخت راکتور تحقیقاتی تهران موردنیاز است.

اما این اولین باری است که در ایران غنی‌سازی ۶۰ درصدی انجام می‌گیرد و اولین باری است که آن‌ها اورانیوم را بالای ۲۰ درصد غنی‌سازی می‌کنند. این امر نگران‌کننده است. اگر آن‌ها این روند را آغاز کنند، اطلاعات ارزشمندی را در خصوص چگونگی تسریع غنی‌سازی به دست می‌آورند و حتی اگر درنهایت به محدودیت‌های برجامی بازگردند، نمی‌توان دانشی را که با آغاز این روند به دست آورده‌اند، از آن‌ها گرفت.

کارشناسان معتقدند که آن‌ها قصد دارند مقادیر بسیار اندکی اورانیوم ۶۰ درصدی تولید کنند و نشان دهند که ظرفیت انجام این کار رادارند و این به‌عنوان هشداری در این خصوص باشد که آمادگی دارند در صورت برآورده نشدن خواسته‌های دیپلماتیکشان پیش‌تر بروند.

به‌تازگی جامعه اطلاعاتی آمریکا گزارشی را منتشر کرده است که در آن می‌گوید ایران در حال حاضر فعالیت‌های مهمی در جهت توسعه تسلیحات هسته‌ای انجام نمی‌دهد. بنابراین این روند نگران‌کننده هست، اما هشداردهنده نیست.

رابرت اینهورن گفت که امیدوار است این اقدام ایران تأثیر معکوس بر مذاکرات نداشته باشد. دولت بایدن می‌خواهد مانع گسترش برنامه هسته‌ای ایران شود و دولت روحانی می‌خواهد آمریکا تحریم‌ها را لغو کند. هر دو طرف برای احیای برجام انگیزه دارند. برای من جالب بود که ایران بلافاصله بعدازاین حمله هیئتش را برای ازسرگیری مذاکرات به وین فرستاد و این هم جالب است که مقامات ایران این حمله را تلاشی برای جلوگیری از دستیابی ایران به لغو تحریم‌هایی توصیف کردند که می‌تواند ماحصل بازگشت طرف‌ها به برجام باشد. فکر می‌کنم که مقامات ایران به افکار عمومی داخلی خود می‌گویند که آن‌ها مرعوب نخواهند شد و بر مذاکرات برای کسب مزایای اقتصادی احیای برجام اصرار خواهند داشت. بنابراین در حال حاضر گفت‌وگوها ادامه خواهد داشت اما فکر می‌کنم وقایعی که در منطقه رخ می‌دهد می‌تواند دیپلماسی را پیچیده‌تر و حتی دچار اشکال کند.

اینهورن با اشاره به حمله به کشتی ایرانی در دریای سرخ و حمله به کشتی رژیم صهیونیستی در خلیج‌فارس گفت که اوضاع می‌تواند به‌راحتی متشنج و از کنترل خارج شود و اگر چنین شود فشار داخلی هر دو طرف می‌تواند به معنای سخت‌تر شدن مواضع مذاکراتی و کاهش چشم‌انداز توافق برای بازگشت به برجام باشد. فکر می‌کنم تأثیر این حمله‌بر مذاکرات حداقلی خواهد بود، اما نمی‌توان روی آن حساب کرد.

در این مرحله به دیپلماسی آرام نیاز است، اروپایی‌ها، روس‌ها و چینی‌ها باید هر چه می‌توانند انجام دهند.

دولت بایدن باید از اسرائیل بخواهند به فعالیت‌هایی دست نزند که می‌تواند به تشدید تنش‌ها منجر شود. در حال حاضر دولت بایدن قصد ندارد چیزی به اسرائیل بگوید که نشان دهد آمریکا از اقداماتی که اسرائیل برای حفاظت از امنیت ملی خود ضروری می‌داند حمایت نمی‌کند، اما من فکر می‌کنم دولت بایدن باید و می‌تواند در این مرحله اسرائیل را ترغیب کند که تنش‌ها را به شکلی که چشم‌انداز دیپلماسی را به خطر بیندازد، تشدید نکند. فکر می‌کنم هرگونه ترغیب ازاین‌دست در رابطه با اسرائیل از طریق کانال‌های دیپلماتیک خصوصی باید دنبال شود.