دکتر ناهید پور رستمی در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی عنوان کرد: توافق کواد با خروج استرالیا تا سال 2010 متوقف شده بود، اما در مذاکرات سران چهار عضو در اجلاس 2017 «آ. سه.آن» در مانیل به‌منظور مقابله نظامی و دیپلماتیک با چین در دریای چین جنوبی احیا شد.

وی افزود: اگرچه در بیانیه نشست مجازی اخیر، روسای جمهور این چهار کشور بر همکاری کشورها در ایجاد نظم در دریاهای شرق و جنوب چین و همچنین همکاری در کنترل تأثیرات اقتصادی و بهداشتی COVID-19 تأکید شده، اما با توجه به موضوعات مطرح‌شده در بیانیه به نظر می‌رسد این گفتگوها باهدف ایجاد توازن قدرت در منطقه در مقابل چین است، موضوعی که در شکل‌گیری این گفتگوها از ابتدا مدنظر بود.

 

آمریکا به دنبال بهره‌گیری از اهرم‌های هند و ژاپن

عضو هیئت‌علمی گروه مطالعات جنوب، شرق آسیا و اقیانوسیه دانشکده مطالعات جهان با اشاره به سفر وزرای دفاع و خارجه آمریکا به هند و ژاپن، افزود: این تحرکات نشان می‌دهد بایدن، مانند آقای ترامپ، سیاست مقابله با چین را ادامه داده است و این‌گونه نیست که تغییری در رابطه بین چین و آمریکا بعد از آمدن آقای بایدن اتفاق بیفتد. برای آمریکا بسیار مهم است که قدرت گرفتن چین را مهار کند و از اهرم‌هایی هم که قبلاً در منطقه روی آن کارکرده است مانند ژاپن و هند را به کار بگیرد.

پور رستمی در خصوص سیاست ژاپن در قبال آمریکا و چین باوجود مشارکت در قرارداد مشارکت اقتصادی جامع منطقه‌ای (RCEP) که بزرگ‌ترین قرارداد تجارت آزاد جهان و اقدامی در مقابل آمریکا محسوب می‌شود، گفت: ژاپن به دو دلیل مجبور به همکاری با آمریکا و تکیه به این کشور به لحاظ سیاسی است. چراکه از یک‌سو معاهده امنیتی این کشور با آمریکا را باید در نظر داشت؛ معاهده‌ای که در سال 1952 منعقد و در سال 1960 تجدید شد. از سوی دیگر هم سابقه تنش‌های تاریخی این کشور با کشورهای منطقه مسئله مهمی است که بر بسیاری از سیاست‌ها و روابط آثار خود را نشان می‌دهد.

 

ژاپن نمی‌تواند به چین تکیه کند

وی با بیان اینکه ژاپن به دلیل مناقشات تاریخی خود با چین نمی‌تواند به لحاظ سیاسی به این کشور اعتماد و تکیه کند و رابطه سیاسی قابل‌اعتمادی را بسازد، ادامه داد: کشورهای دیگر منطقه هم به لحاظ سیاسی چندان قابل‌اتکا برای ژاپن نیستند، آنچه در دنیا با عنوان «رویکرد به شرق از سوی ژاپن» مطرح شد، بیشتر از بعد تجارت و اقتصاد بود؛ زیرا ژاپن از سال 2002 به بعد باملاحظه رشد اقتصادی بالا در برخی کشورهای منطقه رویکرد نگاه به شرق را اتخاذ کرد و وارد یک سری قراردادهای اقتصادی و تجاری با کشورهای منطقه به‌ویژه چین و کره جنوبی شد.

این تحلیلگر مسائل منطقه شرق آسیا و ژاپن درعین‌حال با یادآوری اینکه به لحاظ سیاسی ژاپن همچنان وابسته به آمریکا است، توضیح داد: اگرچه ژاپن برای بهبود روابط خود با کشورهای منطقه اقدامات مختلفی مانند احداث برخی شعب شرکت‌های مهم تجاری ژاپنی در این کشورها انجام داده است، ولی به دلایلی که توضیح داده شد نمی‌تواند به این کشورها به لحاظ سیاسی و امنیتی اتکا کند.

 

تلاش‌های آمریکا برای ایجاد قدرتی مقابل چین در منطقه در بلندمدت نمی‌تواند موفقیت‌آمیز باشد

پور رستمی در خصوص تأثیر و تبعات این اقدامات آمریکا در منطقه جنوب شرق آسیا، اظهار داشت: به گفته اکثر چین شناسان به نظر می‌رسد این کشور به لحاظ اقتصادی و فنّاورانه به‌جایی رسیده است که آمریکا دیگر نمی‌تواند مانع ظهور و بروز قدرت آن در منطقه شود. به‌هرحال نفوذ اقتصادی و تجاری چین در دنیا شکل جدیدی از نظم جهانی را رقم خواهد زد که قطعاً متفاوت از شرایط فعلی خواهد بود.

پور رستمی درباره چشم‌انداز رقابت میان قدرت‌ها در ایندوپاسیفیک نیز گفت: در شرایط فعلی باوجود حجم وسیع و بالای سرمایه‌های شرکت‌های ژاپنی، آمریکایی و چین، در کوتاه‌مدت تنش نظامی در این منطقه منتفی به نظر می‌رسد.

وی همچنین افزود: اکنون به‌شدت روابط تجاری درهم‌تنیده است و این امکان تنش را کم می‌کند؛ اما در بلندمدت اگر خروج این شرکت‌ها از چین اتفاق بیفتد با توجه به تشدید رقابت‌ها احتمال تنش وجود دارد.