در پی تحرکات دیپلماتیک چند هفته اخیر دولت‌های آمریکا و انگلیس در خصوص پایان بخشیدن به جنگ شش‌ساله یمن، شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز  طی بیانیه‌ای خواستار توقف هرچه سریع‌تر درگیری‌ها و برقراری آتش‌بس در این کشور شده است؛ بیانیه‌ای که از دیدگاه کارشناسان سیاسی، نباید آن را نتیجه تغییر سیاست‌های عملی دولت‌های غربی در قبال جنگ یمن دانست، بلکه صدور آن از ضرورت‌های دیگری سرچشمه می‌گیرد.

این در حالی است که رسانه‌های مرتبط با دولت‌های غربی نیز کوشیده‌اند تا مجموع  این تحرکات دیپلماتیک به‌اصطلاح صلح طلبانه در خصوص جنگ شش‌ساله یمن را، نتیجه روی کار آمدن دمکرات‌ها در آمریکا و اعلام رسمی سیاست‌های منطقه‌ای «جو بایدن» بشمار آورند و از واقعیت‌های میدانی تأثیرگذار و از روندی که طی چند ماه اخیر بر منازعات نظامی یمن حاکم شده و موجبات نگرانی شدید آن‌ها را فراهم  کرده، سخنی به میان نیاورند. حال‌آنکه نشانه‌ها و شواهد متعددی در دست است که از ارتباط مستقیم  میان مواضع و تحرکات کنونی دولت‌های غربی و واقعیت‌های میدانی در جبهه منازعات نظامی خبر می‌دهد. چراکه  پیشروی‌های سرنوشت‌ساز ارتش و نیروهای مردمی یمن در استان راهبردی و نفت‌خیز «مأرب» و شکست‌های فضاحت‌بار نیروهای متجاوز و مزدوران سعودی در این جبهه، رویداد کوچکی نیست که در محاسبات دولت‌های غرب مورد ملاحظه قرار نگرفته باشد؛ واقعیتی که نگرانی‌های بسیار شدید مقامات ریاض را برانگیخته و با انتقال این نگرانی‌ها به غرب، واکنش‌های واشنگتن، لندن و برخی دیگر پایتخت‌های اروپایی را  هم سبب شده است. البته نشانه و شاهد روشن‌تر در این خصوص، عدم کوشش غرب برای توقف عملی تهاجمات نظامی ائتلاف سعودی به یمن و از آن مهم‌تر، عدم تلاش آن‌ها برای برچیدن محاصره اقتصادی این کشور است و این همان  نشانه‌ای است که به‌طور واضح‌تری، تبلیغاتی بودن مواضع واشنگتن و دیگر کشورهای غربی را برملا می‌کند.

به هر ترتیب بدون توجه به واقعیت‌های میدانی در یمن و بدون محاسبه  نگرانی‌های مشترک ریاض و پایتخت‌های غربی نمی‌توان به علل تغییر مواضع تبلیغاتی و اعلامی مقامات واشنگتن و  به دلایل تحرکات به‌اصطلاح صلح طلبانه آن‌ها پی برد. حال‌آنکه شخص رئیس‌جمهور آمریکا حدود یک ماه و نیم پیش با حضور در وزارت امور خارجه این کشور تأکید کرد که «دولتش قصد دارد در راستای پایان دادن به جنگ یمن، حمایت از عملیات تهاجمی ائتلاف سعودی در جنگ یمن را متوقف کند.» و این سخن «بایدن» همان سخنی بود که هیچ‌گاه در عرصه عمل مصداقی پیدا نکرد.

درمجموع باید گفت که روند چندماهه حاکم بر نبردها در استان کلیدی مأرب و قرار گرفتن این استان نفت‌خیز در آستانه آزادسازی کامل، ائتلاف متجاوز سعودی و حامیان غربی‌اش را نه‌تنها شدیداً  آشفته ساخته، بلکه این واقعیت مهم را بیش از گذشته برملا کرده است که سیاست یورش و تجاوز نظامی شش‌ساله به یمن به پایان راه رسیده  است و در این وانفسا دنیای غرب و ارتجاع منطقه ناچار است تا سیاست‌های مزورانه‌ای در قبال این کشور به اجرا بگذارند تا شاید بتوانند با شعار پایان جنگ و ضرورت برقراری آتش‌بس، ارتش و نیروهای مردمی یمن را از پیشروی‌های بیشتر و کسب پیروزی افتخارآمیز نهایی بازدارد.

لذا از یک‌سو امیدوارند تا شعار ضرورت برقراری آتش‌بس آن‌ها، موجبات ایجاد فشارهای سیاسی و تبلیغاتی برای بازداشتن ارتش و نیروهای مردمی یمن  از تسلط کامل بر استان مأرب و درنتیجه آزادی سازی کامل این استان راهبردی را فراهم کند و از سوی دیگر درصدد ایجاد ترتیبات جدیدی هستند تا جنگ‌افروزی‌ها در داخل یمن را برای سال‌های طولانی دیگر تداوم ببخشند. چنانکه فریب و ترغیب ترکیه برای انجام فعالیت‌های نظامی در یمن ازجمله این ترتیبات است که فرصتی را برای رهایی نظامیان عربستان و مزدورانشان از چنگال نیروهای قدرتمند دفاعی یمن فراهم می‌سازد.

ترکیه بر اساس سیاست‌های بلند پروازانه اردوغان و به دنبال ناکامی‌های نظامی برای قبضه کردن انحصاری منابع نفتی لیبی، اینک در جستجوی فضایی است تا خود را از قرار گرفتن در بن‌بست سیاسی و تبلیغاتی رهایی بخشد و لذا اینک بدون توجه به نقشه‌های فریبنده غرب و ارتجاع منطقه که در طراحی آن قاعدتاً صهیونیست‌های نیز نقشی جدّی دارند به‌سوی باتلاقی خطرناک پیش می‌رود.