سه کارشناس برجسته به پنج سؤال وب‌سایت شورای آتلانتیک آمریکا در مورد ویژگی اصلی راهبرد دفاع ملی آینده آمریکا پاسخ داده و به بررسی این موضوع پرداخته‌اند که چطور آمریکا می‌تواند با تروریسم و قدرت‌یابی رژیم‌های اقتدارگرا مقابله کرده و بین رقابت و همکاری با دیگر قدرت‌های جهانی تعادل ایجاد کند.

 

  1. راهبرد امنیت ملی 2017 و راهبرد دفاع ملی 2018 آمریکا عمدتاً به چند دشمن آمریکا (روسیه، چین، کره شمالی و ایران) و شبکه‌های تروریستی پرداخته بود. آیا راهبرد آمریکا در برابر این رقبا در دهه بعدی نیز همچنان یکسان خواهد بود؟ آمریکا چطور در تمرکز خود بر رژیم‌های اقتدارگرا، تروریسم و رقابت قدرت‌های بزرگ تعادل ایجاد خواهد کرد؟

مارکوس گارلوسکاس، عضو «طرح امنیت آسیا در مرکز امنیت و راهبرد اسکوکرافت» معتقد است که این دشمنی‌ها به‌طور حتم پابرجا خواهند بود اما چالش ناشی از این رقبا به‌طور جمعی یا فردی تکامل پیداکرده و احتمالاً تشدید خواهد شد. توانمندی‌های نظامی پیشرفته روسیه به همراه تمایل و توانایی آن برای بازی در «منطقه خاکستری» احتمالاً افزایش خواهد یافت. چین و کره شمالی بیش‌ازپیش به چالش راهبردی تبدیل‌شده و چین به حفاظت از کره شمالی در برابر پیامدهای توسعه توانمندی‌های موشکی و هسته‌ای پیشرفته ادامه خواهد داد. ایران نیز ظاهراً روی نقش پرنفوذ فزاینده خود در منطقه اصرار کرده و این نفوذ خود را به‌موازات مقابله با اسرائیل گسترش خواهد داد.

به نظر کرستن فانتنروز، رئیس طرح امنیت خاورمیانه در اسکوکرافت، آمریکا به خاطر چالش‌های ریکاوری از کووید-19 و رکود اقتصادی ناشی از آن، نمی‌تواند هم‌زمان برای مقابله با فعالیت‌های چندگانه مخرب رژیم‌های اقتدارگرا و کنترل و مهار چین و روسیه، منابع لازم را تأمین کند.

متیو باروز، رئیس «طرح پیش‌بینی، راهبرد و ریسک مرکز امنیت و راهبرد اسکوکرافت»، نیز معتقد است که آمریکا برای مقابله با رقبای متعدد، دیگر از ابزار نامحدود برخوردار نیست. گزینه پیش روی آمریکا این است که هیچ دشمنی نداشته باشد. به همین منظور، آمریکا باید به‌جای اتکا به گزینه نظامی صرف، به تولید ابزار دیپلماتیکی، اقتصادی و سایر ابزارها بپردازد.

 

  1. آمریکا در رقابت قدرت‌های بزرگ چه هدفی را باید دنبال کند؟

طبق نظر گارلوسکاس، رقابت قدرت‌های بزرگ برنامه‌ای بلندپروازانه و اساسی برای چین محسوب می‌شود زیرا چین از اراده و توانایی رقابت با آمریکا درصحنه جهانی برخوردار است. باروز معتقد است که رقابت به‌ویژه بین آمریکا ازیک‌طرف و چین به‌اضافه روسیه از طرف دیگر، در حال افزایش است؛ اما تشدید رقابت تا نقطه تقابل، برای رفاه و امنیت آمریکا مطلوب نیست. آمریکا باید به مسیر تعامل با چین و روسیه برگردد.

 

  1. آیا آمریکا اکنون با چین وارد «جنگ سرد» جدیدی شده است؟ پیامدهای این جنگ سرد برای مدیریت بحران، برنامه دفاع و دیگر تهدیدها و اولویت‌های آمریکا چیست؟

به اعتقاد گارلوسکاس، «جنگ سرد» اصطلاح درستی برای روابط بین چین و آمریکا نیست؛ اما درهرحال، چین نسبت به اتحاد شوروی از «قدرت نرم» و پتانسیل اقتصادی بیشتری برخوردار است، هرچند که عظمت نظامی شوروی را ندارد. پیامدهای این جنگ سرد وسیع و فراگیر خواهد بود و لزوم مقابله با چالش‌های ناشی از چین، دیگر اولویت‌های امنیت ملی آمریکا را تحت‌الشعاع قرار خواهد داد.

به نظر باروز، جنگ سرد چین و آمریکا تنها در ذهن مجموعه نظامی- صنعتی است، چراکه بخش تجارت و مالی آمریکا هنوز به دنبال باز کردن بازارهای چین به روی سرمایه‌گذاری و کسب‌وکارهای غرب است. مرزهای باز آمریکا باعث جذب استعدادهای جهان شده است. بستن این مرزها به روی چین و سایر کشورهای متحد آمریکا باعث آسیب به نوآوری، یعنی تنها عامل رشد اقتصادی آمریکا، خواهد شد.

 

  1. در مورد ایران و کره شمالی، آمریکا با چه اهرم‌هایی می‌تواند برنامه نظامی آن‌ها را محدود سازد؟

گارلوسکاس معتقد است که ایران و کره شمالی یک وجه تمایز اساسی دارند و یکی از ضعف‌های امنیت ملی آمریکا عدم‌تشخیص تمایز آن‌هاست. ایران هرگز یک سلاح هسته‌ای یا موشک بالستیک قاره‌پیمای واقعی آزمایش نکرده درحالی‌که کره شمالی بارها این سلاح‌ها را آزمایش کرده است. ایران ازنظر اقتصادی با منطقه و جهان تعامل دارد درحالی‌که کره شمالی منزوی است. از سوی دیگر، ارتباط نزدیک اقتصادی و جغرافیایی چین با کره شمالی، پکن را به حفاظت از کره شمالی برانگیخته و آن را امکان‌پذیر می‌سازد درحالی‌که این سطح از حفاظت شامل حال ایران نیست.

بنابراین، تحریم‌ها برای مهار برنامه نوپای ایران در مقایسه با کره شمالی تأثیر بیشتری دارد. اگرچه مشوق‌های چشمگیر برای هر دوی این کشورها لازم است اما هرکدام از آن‌ها رویکرد متفاوتی می‌طلبد.

به نظر باروز، کره شمالی و ایران تا حدی به خاطر تهدید تغییر رژیم این کشورها توسط آمریکا، به تقویت قدرت نظامی مبادرت می‌کنند. واشنگتن باید مجازات با تحریم‌ها را کنار گذاشته و همان‌طور که با ایران به توافق برجام دست‌یافت، توافق با کره شمالی را نیز با تعامل همسایه‌های این کشور دنبال کند.

 

  1. آیا آمریکا باید مفهوم «دفاع ملی» را گسترش داده و تهدیدهای نامتقارن نوظهور، نظیر کژآگاه سازی، جنگ سیاسی، حملات سایبری و سلاح بیولوژیکی را در آن بگنجاند؟

گارلوسکاس معتقد است که حساسیت سیاسی، پیشینه تاریخی و قوانین، مانع از این رویکرد در آمریکا هستند اما راهبرد دفاع ملی باید آن‌ها را نیز در برگیرد.

به نظر فانتنروز، تصمیم در این خصوص باید بر منشأ این تهدیدها، فوریت این تهدیدها و ابزار پاسخ به آن‌ها و سازمان مربوطه و دارای اختیارات، استوار باشد.

به اعتقاد بارونز، مشکل گنجاندن یک تهدید در مقوله دفاع ملی یا امنیت ملی این است که این امر دولت آمریکا را در ابتدا به راه‌حل‌های نظامی سوق داده و سایر ابزارهای مقابله با این مسائل را نادیده می‌گیرد.