فهرست

نشانه‌های انزوای آمریکا

جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۹۷ ۱۶:۴۴ ب.ظ

نشانه‌های انزوای آمریکا
شورای راهبردی آنلاین – ترجمه: فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، محدودیت واشنگتن را از بین برد. نومحافظه‌کارانی که تازه به قدرت رسیده بودند، فرصت را مغتنم شمردند و دیپلماسی را با تهدید و زور جایگزین کردند.

پال کریگ رابرتس در تحلیلی که پایگاه اینترنتی گلوبال ریسرچ منتشر کرد، نوشت: یکی از بدترین نمونه‌ها رژیم جورج دبلیو بوش است، زمانی که ریچارد آرمیتاژ معاون وزیر امور خارجه آمریکا به پاکستان گفت یا آنچه را که به شما گفته می‌شود، انجام می‌دهید، یا شما را بمباران می‌کنیم تا به عصر حجر بازگردید.

در خصوص روسیه دوره ولادیمیر پوتین، این سطح از تهدید زیاده خواهی است، زیرا روسیه می‌تواند بمباران را با بمباران متقابل پاسخ دهد. بنابراین تهدیدها بدین شکل کاهش یافته اند: آنچه ما می‌خواهیم را انجام دهید و گرنه ما شما را تحریم خواهیم کرد.

تحریم‌ها ابراز تسلط یک کشور بر کشور دیگر است. آنها ادعا می‌کنند که اعمال تحریم‌ها دارای مجوز بین المللی و قانونی است تا به دیگر کشورهای مستقل جهان بگویند باید چه کارهایی انجام دهند، در غیر این صورت باید عواقب آن را تحمل کنند.

زمانی که قدرت یکجانبه واشنگتن تمام شد، تحریم‌ها به جای دیپلماسی به ابزار آمریکا تبدیل شدند. دولت بیل کلینتون رئیس جمهور وقت آمریکا آنها را علیه عراق به کار برد. زمانی که سازمان ملل متحد اعلام کرد که تحریم‌های آمریکا علیه عراق منجر به مرگ 500 هزار کودک عراقی شده است، مادلین آلبرایت وزیر امور خارجه یهودی وقت آمریکا در پاسخ به سئوالی که از او پرسیده شد آیا تحریم‌ها ارزش کشته شدن نیم میلیون کودک را داشت، پاسخ داد: «بله، ارزشش را داشت».

یهودیان نیز درباره فلسطینی‌ها همین گونه فکر می‌کنند. اسرائیل کشور فلسطینی‌ها را اشغال کرده است و در پاسخ آن‌ها را می‌کشد. یکی از وزاری اسرائیلی گفت: ما همان کاری را می‌کنیم که آمریکا با بومی‌های قاره آمریکا (سرخ پوستان) کرد.

از آنجا که آمریکا و اسرائیل جنایتکار هستند، واشنگتن همه اقدامات سازمان ملل علیه اسرائیل را وتو می‌کند. دو دولت جنایتکار با هم متحد شده اند. از دیدگاه آمریکا، حتی اگر در قرن بیست و یکم 7 کشور و یا بیشتر نابود شوند باز هم «ارزشش را دارد».

هر زمان که یک کشور از سیاست‌های واشنگتن پیروی نمی‌کند، واشنگتن تحریم‌هایی را علیه آن اجرا می‌کند. ایران، کره شمالی، روسیه و ونزوئلا همگی در حال تحمل کردن تحریم‌های آمریکا هستند. به علاوه، آمریکا کشورهای دیگر همانند متحدان اروپایی خود را وادار می‌کند تا آنها نیز کشورهای مورد نظر را تحریم کنند و گرنه آنها هم تحریم خواهند شد.

این سیاست تا زمانی کارگر بود که سلطه جویی آمریکا زیاده خواهانه نشده بود. زمانی زیاده خواهانه شد که دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا از توافق هسته ای با ایران خارج شد، ترامپی که نو محافظه کاران اسرائیلی راهنمایی او هستند.

زمانی که کشورهای اروپایی (آلمان، فرانسه و انگلیس) اعلام کردند که از توافق هسته ای با ایران (برجام) خارج نخواهند شد، ترامپ آنها را هم به تحریم اقتصادی تهدید کرد.

همه اروپا در حال حاضر از بیکاری رنج می‌برد. تحریم‌های آمریکا علیه ایران این وضع را برای اروپا بدتر می‌کند، زیرا مجبور هستند تا از تجارت‌های پر سود با ایران خارج شوند.

این درخواست‌ها برای اروپایی‌ها زیاده خواهانه است، زیرا آنها از سال 1945 و پایان جنگ جهانی دوم، آمریکا را هم پیمان خود می‌دانند. مقامات اروپایی می‌گویند زمان آن فرا رسیده است تا اروپا به دنبال منافع خود باشد تا اینکه به منافع واشنگتن توجه کند.

آیا این یک شورش اروپایی علیه آمریکا است یا اروپایی‌ها در پی گرفتن پول و امتیاز بیشتر از آمریکا هستند؟ واشنگتن در برابر شورش اروپایی‌ها چه کاری انجام خواهد داد؟

ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه سال‌ها است که توهین‌ها و تحریکات را تحمل می‌کند و در انتظار تحقیر واشنگتن برای شکستن امپراتوری اروپایی خود است. شاید صبر پوتین در حال حاضر نتیجه داده و اکنون این اتفاق در حال رخ دادن است.

نشانه‌هایی وجود دارد که آمریکا در حال منزوی کردن خود است. هند و ترکیه (عضو ناتو) به دستورات آمریکا توجهی نکردند و هر دو از روسیه تسلیحات نظامی خریداری کردند. در نتیجه آنها دخالت آمریکا در امور داخلی خود را رد کردند.

ژان کلود یونکر، رئیس کمیسیون اروپا گفت زمان آن رسیده است تا با روسیه ارتباط برقرار کنیم و حملات علیه این کشور را متوقف کنیم. آیا اتحادیه اروپا که اختراع خود سازمان سیای آمریکا است، علیه واشنگتن خواهد شد.

بله ممکن است. آمریکا، آلمان را تهدید کرده است در صورتی که با روسیه برای انتقال لوله گاز به اروپا همکاری کند تحت تحریم‌های آمریکا قرار خواهد گرفت. آمریکا ترجیح می‌دهد تا اروپا از کمبود انرژی رنج بکشد تا اینکه متکی به روسیه باشد، زیرا این متکی بودن به روسیه سبب کاهش قدرت آمریکا در اروپا می‌شود.

آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان نیز نظرش تغییر کرده است و می‌گوید آمریکا دیگر قابل اعتماد نیست، آلمان در نظر دارد تا «سرنوشت خود را در دستان خود بگیرد». نتایج یک نظرسنجی اخیراً نشان می‌دهد که 82 درصد از آلمانی‌ها با این نظر مرکل موافق هستند که «آمریکا قابل اعتماد نیست.»

واشنگتن بی کفایتی خود را مرتبا افزایش می‌دهد، روابط امپراتوری خود را حتی با متحدانش بدتر و آنها را تهدید به جنگ تجاری کرده است. ظاهرا کسی در دولت ترامپ نیست که به این مسئله پی ببرد که مشکل اقتصادی آمریکا درونی است و ربطی به مکزیک، کانادا، چین و اتحادیه اروپا ندارد. مشکل جدی اقتصادی آمریکا به دلیل جهانی شدن، اقتصاد نئولیبرالی و بانک‌های سرمایه گذاری نیویورک است.

کالاهای آمریکایی همانند کفش نایکی و رایانه‌های اپل که زمانی به دست کارگران آمریکایی تولید می‌شد، در حال حاضر کارخانه‌های آنها در چین قرار دارد و به دست کارگران چینی تولید می‌شوند تا از میزان هزینه‌ها کاسته شود. در نتیجه زمانی که همین کالاها برای مصرف مردم آمریکا وارد خاک آمریکا می‌شود، به عنوان واردات با آنها برخورد می‌شود، این یکی از مشکلات تجاری و اقتصادی آمریکا است، اما دولت و رسانه‌های آمریکا این مسئله را عنوان نمی کنند و فقط می‌گویند این مشکلات مربوط به چین، کانادا یا مکزیک است. نمی گویند که این مشکلات فقط به خاطر طمع شرکت‌های آمریکایی برای سود بیشتر است.

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به عنوان سردمدار حکومت‌های سوسیالیستی در جهان، هند و چین درهای بازار خود را به روی موج جدید کاپیتالیسم خارجی گشودند، اما حالا آنها با «جنگ تجاری» رو به رو شده اند.

در واقع دولت ترامپ درگیر جنگ تجاری با چین یا سایر کشورها نشده، بلکه وارد جنگی تجاری با شرکت‌های آمریکایی شده است که به خاطر سود بیشتر یا اجبار بانک‌های نیویورک کارخانه‌های خود را به آن سوی آب‌ها بردند. افزایش تعرفه‌ها متوجه صادرات چینی‌ها نخواهد شد، بلکه شامل تولیدات آمریکایی در آن سوی آب‌ها خواهد شد.

افزایش تعرفه‌ها بر روی آلومینیوم و فولاد باعث می‌شود تا قیمت برای مصرف کننده‌های داخلی آمریکایی بالا رود. بدین معنی که تولیدکنندگان داخلی آلومیینیوم و فولاد نیز قیمت را بالا می‌برند که در نهایت به ضرر مصرف کننده داخلی در آمریکا است. این دقیقا بر خلاف سیاست‌های حمایت گرایانه تجاری و اقتصادی است.

اقتصاددان‌های نئولیبرال به مردم آمریکا دروغ می‌گویند که سرمایه گذاری در آن سوی آب‌ها باعث ایجاد مشاغل بهتر برای آمریکایی‌ها خواهد شد. پژوهش‌های رسمی نشان می‌دهد که بازار کار برای مردم آمریکا بدتر و درآمد نیز کمتر شده است.

انتقال کارخانه‌های آمریکایی به آن سوی آب‌ها برای مردم آمریکا فاجعه بار بوده، زیرا سبب شده تا قدرت خرید آنها پایین بیاید.

افزایش استفاده از رُبات‌ها اوضاع را بدتر از این هم خواهد کرد. آنهایی که فکر می‌کنند رُبات‌ها زندگی انسان‌ها را بهبود می‌بخشند، در واقع یک سری احمق هستند که نمی دانند به نظم اجتماعی آسیب می‌زنند. تعرفه‌ها نمی توانند مشاغلی را که به رُبات‌ها سپرده شده اند، پس بگیرند. رُبات‌ها همچنین خانه، خودرو، لباس، غذا، نوشیدنی، تلفن همراه، وسایل سرگرمی و کامپیوتر نمی خرند. بنابراین آینده روشنی برای کاپیتالیسم تصور نمی شود.

در نهایت می‌توان گفت که جنگ اقتصادی ترامپ علیه متحدان اروپایی منجر به مستقل شدن اروپا و دوستی آنها با روسیه خواهد شد.

آمریکا برای بهبود اوضاع اقتصادی خود نیاز به رهبرانی دارد که مغرور نباشند و به جای تمسخره کشورهای دیگر بر روی مشکلات داخلی کشور تمرکز کنند.


جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۹۷ ۱۶:۴۴ ب.ظ


اظهار نظر

برای ارسال نظرات خود باید ابتدا عضو و وارد سایت شوید.

تا کنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است، شما میتوانید اولین نفری باشید که در رابطه با آن اظهار نظر میکنید!