فهرست

فرمانده سابق نیروهای ناتو در افغانستان:

موج‌سواری ترامپ بر دلسردی مردم آمریکا

يكشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۷ ۱۹:۵۴ ب.ظ

موج‌سواری ترامپ بر دلسردی مردم آمریکا
شورای راهبردی آنلاین – رصد: ژنرال بازنشسته آمریکایی گفت: آمریکایی‌ها از نخبگان در جامعه دلسرد شده‌اند؛ از کسانی که دولت را اداره می‌کنند ناامید شده‌اند.

استنلی مک کریستال در گفتگو با اکونومیست گفت: اگر به رشد درآمد در میان طبقه متوسط آمریکا نگاه کنید، می‌بینید که دچار رکود بوده و درعین‌حال ثروت نامتناسب توزیع شده است. وقتی به قدرت سیاسی که در دست نخبگان افتاده و بداقبالی‌ها، برای مثال در ویتنام و جنگ عراق و بحران اقتصادی 2008 نگاه می‌کنید، شاید همه این‌ها قابل پیشگیری بود و قطعاً همه این‌ها قابل انتقاد است و شخصی مثل ترامپ با بهره‌برداری از این دلسردی مردم به قدرت رسید.

مک‌کریستال که سابقه 38 سال در ارتش آمریکا فعالیت کرده، فرماندهی نیروهای ناتو در افغانستان را بر عهده داشت. ژنرال استنلی مک کریستال تغییرات عمده‌ای در نیروهای ویژه آمریکا ایجاد کرد و هدایت گروهی را بر عهده داشت که ابو مصعب الزرقاوی، سرکرده القاعده در عراق را پیدا کرد و کشت. وی همچنین برای لشکرکشی رئیس‌جمهور اوباما در افغانستان لابی کرد، اما سال 2010 در انتقاد از دولت اوباما در مصاحبه با یک مجله زیاده‌روی کرد که به قیمت برکناری از سمتش منجر شد. وی در 8 سال گذشته زمان زیادی را صرف بررسی این کرده که چه چیز درست بوده و چه چیز غلط و حاصل بررسی‌های خود را در کتابی به نام «رهبری: افسانه و واقعیت» منتشر کرده است.

آنچه در پی می‌آید مشروح مصاحبه وی با نشریه اکونومیست است:

اکونومیست: شما رئیس‌جمهور ترامپ را پاسخی نادرست برای سؤالی درست توصیف کرده‌اید. منظورتان چه بوده است؟

مک کریستال: این جمله یکی از دوستان زیرکم است که فکر می‌کنم بسیار درست است. آمریکایی‌ها از نخبگان در جامعه دلسرد شده‌اند؛ از کسانی که دولت را اداره می‌کنند ناامید شده‌اند. اگر به رشد درآمد در میان طبقه متوسط آمریکا نگاه کنید، می‌بینید که دچار رکود بوده و درعین‌حال ثروت نامتناسب توزیع شده است. وقتی به قدرت سیاسی که در دست نخبگان افتاده و بداقبالی‌ها، برای مثال در ویتنام و جنگ عراق و بحران اقتصادی 2008 نگاه می‌کنید، شاید همه این‌ها قابل‌پیشگیری بود و قطعاً همه این‌ها قابل انتقاد است. فکر می‌کنم وقتی کسی - مثل رئیس‌جمهور ترامپ- می‌آید و پاسخی ساده انگارانه برای این‌ها دارد -این پاسخ که می‌خواهیم منشأ ضرر را نابود کنیم؛ ما می‌خواهیم سیستم را از بین ببریم، وی از ترس و نگرانی مردم سوءاستفاده کرده است. وی از تمایل مردمی که از چیزی دیگر تقریباً سرخورده شده‌اند، بهره‌برداری کرده و پاسخی پیشنهاد کرده است که فکر نمی‌کنم اصلاً درست باشد.

اکونومیست: شما فرمانده نیروهای ویژه بودید و زمان زیادی را صرف مبارزه با شورشیان در خطوط مقدم در افغانستان و نقاط دیگر کردید. آیا ما به‌نوعی شاهد چرخش دوباره درگیری‌هایی که بازیگران غیردولتی و گروه‌های شورشی در آن‌ها نقش ایفا می‌کردند، به‌سوی مناقشات سیاسی بین قدرت‌های بزرگ و ایفای نقش دولت‌ها هستیم؟

مک کریستال: فکر می‌کنم چیزی که شاهد هستیم، هر دوی این‌هاست. دوره‌ای بود که آمریکا بیش‌ازحد قدرتمند بود و در مقطعی ابرقدرت نامیده می‌شد. درنتیجه ایده جنگ یک کشور با یک کشور دیگر غیرممکن بود، چراکه هیچ‌کسی ازنظر فناوری توان مقاومت در برابر آمریکا را نداشت. فکر می‌کنم دیگر این‌طور نیست. کشورهایی هستند که مشخص کرده‌اند به‌نوعی به‌طور بالقوه می‌توانند با ما رقابت کنند؛ اما در عین حال فکر می‌کنم بازیگران کوچک‌تر، بازیگران غیردولتی، حتی گروه‌های تروریستی نیز هم‌اکنون از فناوری استفاده می‌کنند. آن‌ها توانایی بیش‌ازحدی برای تهدید دارند؛ بنابراین، فکر می‌کنم ما شاهد هر دوی آن‌ها (مناقشه با ایفای نقش بازیگران دولتی و مناقشه با ایفای نقش بازیگران غیردولتی) هستیم. ما شاهد طیف گسترده‌ای از تهدیدها خواهیم بود. اگرچه بر اساس آمار، خشونت‌ها در جهان فروکش کرده است، اما من فکر می‌کنم امکان بروز خشونت هنوز هم نسبتاً زیاد است.

اکونومیست: به نظر می‌رسد جیمز ماتیس، وزیر دفاع می‌خواهد نیروها و تجهیزات بیشتری را از خاورمیانه خارج کند. آیا حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه و مناطق اطراف آن رو به کاهش است؟

مک کریستال: فکر می‌کنم این برداشت وجود دارد، اما واقعیت‌هایی هم وجود دارد. شما می‌توانید دلیل قانع‌کننده‌ای مبنی بر این ارائه کنید که ما نباید مقدار زیادی از ثروت ملی را صرف خاورمیانه کنیم و اینکه ما بیش‌ازحد روی این منطقه متمرکزشده‌ایم، اما دستاوردهای محدودی داشته‌ایم؛ اما واقعیت این است که خاورمیانه در حال حاضر مکان بسیار، بسیار خطرناکی است و شاید در حال حاضر بی‌ثبات‌تر از هر زمان دیگر باشد که دلیل عمده آن اوضاع سوریه است.

اکونومیست: بعضی فکر می‌کند اگر آمریکا مشارکت نظامی در این منطقه داشته باشد، منطقه باثبات‌تر می‌شود. آیا واقعیت هم همین است؟

مک کریستال: فکر می‌کنم تهاجم به عراق، اساس چنین تفکری را متزلزل کرد. به نظر من، این یک اشتباه بود و به‌طور کامل درباره آن بررسی نشده بود.

اکونومیست: نظرتان درباره مداخله نظامی چیست؟ اگر شما بودید، هرگز این کار را نمی‌کردید؟

مک کریستال: خیر، من این کار را نمی‌کردم و غیرممکن بود که از آن به‌عنوان یک ایده خوب دفاع کنم. چون ما می‌دانیم چنین اقدامی به کجا ختم می‌شود. اگر ما می‌دانستیم قرار است چنین اتفاقاتی بیفتد، آیا باز هم این کار را می‌کردیم؟ به نظر من، خیر. فکر می‌کنم صدام حسین شخص خوبی نبود، حاکم خوبی نبود، بلکه بیشتر مثل یک میوه گندیده بود که قطعاً سقوط می‌کرد.

اکونومیست: آمریکا - در کنار دیگران همچنان - به فروش سلاح به سعودی‌ها ادامه می‌دهد؛ سلاح‌هایی که علیه غیرنظامیان در یمن استفاده می‌شود. آیا ‌‌این رابطه با عربستان و به‌ویژه ‌رابطه مربوط به فروش سلاح به این کشور رو به گرم شدن است؟

مک کریستال: فکر نمی کنم این رابطه برای فروش سلاح باشد. موضوع این است که در حال حاضر از هر جایی می‌توان سلاح خرید و برای تأمین سلاح حتماً نیاز به آمریکا نیست. شاید سلاح‌های ما بهتر باشد، اما در واقع چینی‌ها هم سلاح تولید می‌کنند و می‌فروشند، روس‌ها هم اسلحه تولید می‌کنند. پس واقعیت این است که اگر ما تصمیم بگیریم سلاح‌های خود را نفروشیم، درواقع چنین تصمیمی گاهی موجب کاهش اهرم ما در طول زمان می‌شود. چون زمانی که شما سلاح می‌فروشید و بسته‌های آموزشی یا بسته‌های لجستیکی ارائه می‌کنید، رابطه‌ای ایجاد می‌شود که در طول زمان، در برابر خریدار، نوعی اهرم در اختیار شما قرار می‌دهد. پس فقط موضوع پول نیست؛ بنابراین فکر می‌کنم وقتی می‌خواهیم به دیگران سلاح نفروشیم، به‌خوبی به آن فکر کنیم.

اکونومیست: با توجه به استفاده یا بهتر است بگوییم سوءاستفاده سعودی‌ها از این سلاح‌ها در جنگ یمن، این استدلال قانع‌کننده‌ای نیست. شما مسئول هستید. دولت آمریکا این سلاح‌ها را می‌فروشد و صنایع دفاعی آمریکا هم از فروش سلاح‌ها بسیار خرسند است. این در حالی است که از این سلاح‌ها در یمن استفاده می‌شود.

مک کریستال: درست است و می‌توان از آن دفاع کرد، اما تا حدی؛ چراکه اگر یک متحد یا یک کشور دیگر سلاح‌های خود را از جایی دیگر بخرد، در آن صورت شما اهرم بسیار کمتری نزد آن خواهید داشت. این دو موضوع تا حدی جداگانه است. کاری که ما نمی‌توانیم انجام دهیم، این است که در برابر اقدامی که اشتباه می‌دانیم، دست روی دست بگذاریم و کاری نکنیم. اگر ما فکر می‌کنیم که مداخله نظامی در یمن اشتباه است، باید این نظر خود را بیان کنیم. باید در این خصوص اعمال فشار کنیم که بخش عمده آن باید پشت درهای بسته صورت گیرد و بخشی از آن‌هم علنی باشد. ما باید به پا خیزیم و برای اعمال‌نفوذ در این خصوص تلاش کنیم.


يكشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۷ ۱۹:۵۴ ب.ظ


اظهار نظر

برای ارسال نظرات خود باید ابتدا عضو و وارد سایت شوید.

تا کنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است، شما میتوانید اولین نفری باشید که در رابطه با آن اظهار نظر میکنید!