فهرست

جنایت بی‌کیفرمانده‌ی عربستان

شنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۷ ۱۶:۲۳ ب.ظ

جنایت بی‌کیفرمانده‌ی عربستان
شورای راهبردی آنلاین – رصد: سرنوشت جمال خاشقجی روزنامه نگار ارشد سعودی همچنان نامشخص است، اما یک موضوع قطعی به نظر می‌رسد و آن موضوع این است که او «ناپدید» شده؛ اگرچه برای تعیین واقعیت‌ها باید تحقیقات انجام گیرد، اما معانی ضمنی ناپدید شدن خاشقجی روشن است.

دکتر نیل کیلیام، عضو ارشد برنامه خاورمیانه و آفریقای شمالی در تحلیلی که اندیشکده چتم هاوس منتشر کرد، نوشت: رهبری جدید سعودی در حال حاضر تاب هیچ مخالفتی را چه در داخل یا خارج ندارد. سیاست آمریکا سهواً کارت سفیدی در اختیار عربستان قرار داده تا بدون روبرو شدن با مجازات اقدام کند. شرکای بین‌المللی این پادشاهی اهرم‌های فشار بسیار اندکی در زمینه سیاست‌های داخلی یا خارجی آن دارند. اعتماد میان سرمایه‌گذاران بین‌المللی رو به تنزل است و این امر اگر با تغییر شدیدی روبرو نشود، سیاست چشم‌انداز 2030 را تحلیل می‌برد.

این اقدام صرف‌نظر از اینکه خاشقجی کشته و یا به عربستان مسترد شده باشد، نشانگر آن است که رهبری جدید عربستان هیچ‌گونه انتقاد از پروژه خود برای ایجاد تغییر، یعنی چشم‌انداز 2030 را چه از طرف داخل اعمال شود و یا از طرف خارج تحمل نخواهد کرد.

از زمانی که ملک سلمان در سال 2017 پسرش محمد بن سلمان را به‌عنوان ولیعهد خود منصوب کرد، بازداشت فعالان ازجمله روحانیون مشهور، فعالان حقوق زنان، رهبران کسب‌وکار، روزنامه‌نگاران، مفسران رسانه اجتماعی و اعضای عالی‌رتبه خاندان حاکم سعودی به امری عادی تبدیل شده است.

اغلب تحلیلگران این تدابیر را به تمایل بیش‌ازحد ولیعهد برای باب کردن تغییرات اجتماعی و اقتصادی تمام‌عیار با سرعتی بالا و درعین‌حال به دست گرفتن مالکیت کامل این روند نسبت می‌دهند. به‌عبارت‌دیگر وقتی او تغییری را بنیان می‌گذارد، مثل دادن اجازه رانندگی به زنان و تعیین قوانین ورشکستگی، مشتاق است تا آن را به‌عنوان ابتکار خود و نه پاسخ به فشار عمومی جلوه دهد.

در یک تفسیر سخاوتمندانه از این رویکرد این‌طور استدلال می‌شود که چنین اقداماتی برای کمک به حذف مقاومت زوایای محافظه‌کارتر در درون عربستان ضروری است. اگر این‌طور دیده شود که خاندان حاکم به فشار مردمی پاسخ می‌دهد این امر باعث می‌شود تا دیگر گروه‌های ذینفع نظیر دستگاه روحانیت و جامعه کسب‌وکار در برابر چنین تغییری مقاومت کنند.

تحلیلگران و مفسران موافق با دستور کار اصلاحی بن سلمان این بحث را مطرح کرده‌اند که تاکتیک‌های شوک و ترس او در عرصه سیاست داخلی و خارجی برای موفق شدن چشم‌انداز 2030 در امر تقویت اعتماد داخلی و بین‌المللی به این پروژه امری حیاتی است.

درحالی‌که علائمی وجود داشته مبنی بر این‌که همه‌چیز آن‌طور که به نظر می‌رسد نیست، ازجمله پاک‌سازی هتل ریتز کارلتون، بازداشت سعد حریری، نخست‌وزیر لبنان، کشمکش دیپلماتیک با کانادا و دستگیری سلمان العوده، اما در نهایت امر ناپدید شدن خاشقجی این تفسیر نیک‌اندیشانه را در زیر خاک مدفون می‌کند.

مخالفان در گذشته و درحالی‌که خاشقجی را اصلاً نباید جزو مخالفان برشمرد، همیشه می‌توانستند راهی برای بازگشت به این پادشاهی و مسیری به‌سوی جبران، بخشایش و پذیرفته شدن به‌عنوان یک همکار پیدا کنند. این راه به مدت چندین دهه وجود داشت. بااین‌حال بن سلمان وارد شد و قواعد بازی را تغییر داد.

اعدام نمر النمر، روحانی شیعه در ژانویه 2016 اولین نشانه واقعی از این بود که قرار است اوضاع تغییر کند و رهبری جدید آستانه مجاز برای مخالفت را کاهش داده است. البته برخی این استدلال را مطرح می‌کنند که النمر از مدت‌ها قبل از آن آستانه رد شده بود. درهرصورت، اعدام او اقدامی مخاطره‌آمیز بود، اما ظاهراً رسوایی اندکی به همراه داشت.

و در اینجا درسی وجود داشت. رهبری جدید می‌تواند همان‌طور که در بالا اشاره شد گام‌های جسورانه‌ای بردارد و به اقدامات ماجراجویانه‌ای دست بزند و غرب یا جامعه بین‌المللی بر سرش فریادی نزند. پیام‌هایی ملایم به رهبری عربستان ارسال می‌شود، اما به گوش‌هایی ناشنوا می‌رسد.

درواقع یک کمپین ماهر روابط عمومی از ملک بن سلمان پشتیبانی می‌کند و دولت‌های غربی تمایل دارند او در دستور کار اصلاحی‌اش موفق شود و به‌این‌ترتیب خواسته یا ناخواسته به او مجوز داده‌اند تا انتقادات را در راه یک خیر بزرگ‌تر سرکوب کند.

اقدام دولت‌های غربی نه‌تنها در ترغیب به انجام اصلاحاتی جامع، بلکه ترغیب به دنبال کردن فرصت‌های اقتصادی پیشنهاد شده توسط چشم‌انداز 2030 به‌شدت توان یا اراده آن‌ها برای متقاعد کردن رهبری سعودی به اعمال خویشتن‌داری بیشتر را محدود کرده است. اگرچه دونالد ترامپ گفته است از مفقود شدن خاشقجی «نگران» است، اما فقدان اعتراض دیگر دولت‌ها و نبود خط مشی قوی‌تر از جانب آمریکا قابل‌توجه و تاسف‌بار است.

به‌علاوه ملک بن سلمان همچنان احساس جسارت بیشتری خواهد کرد و احتمالاً در مصونیت اقدام خواهد کرد، زیرا این پادشاهی نه‌تنها به درخواست‌های باراک اوباما و دونالد ترامپ، روسای جمهور پیشین و فعلی آمریکا برای توقف سواری مجانی پاسخ داده، بلکه یک رویکرد قوی‌تر در قبال سیاست داخلی و خارجی اتخاذ و آن را تسریع کرده است. سعودی‌ها و اماراتی‌ها اکنون بخش جدایی‌ناپذیر فشار ترامپ برای عقب راندن ایران هستند.

به‌این‌ترتیب این رهبر جوان سعودی برای اقدام – قاطعانه و بی‌پروا - بدون دریافت چراغ سبز آمریکا و بدون این‌که توجه زیادی به عواقب آن داشته باشد، احساس توانمندی می‌کند.

البته عواقبی وجود خواهد داشت. اول، اعتماد سرمایه‌گذار در عربستان رو به تنزل گذاشته و درنهایت هرگونه موفقیتی را که ممکن است چشم‌انداز 2030 به رسیدن به آن امیدوار باشد، از بین می‌برد.

دوم، تلفیق شکست در برآوردن انتظارات جوانان سعودی با ساکت کردن صدای مخالفان احتمالاً به بروز نارضایتی گسترده منجر می‌شود.

سوم، دولت‌های غربی باید به ارزیابی دوباره ماهیت شراکت‌شان با عربستان هم از منظر اخلاقی و هم از منظر اقتصادی بپردازند. این دورنما که ممکن است چشم‌انداز 2030 از مسیرش خارج شود، به منافع اقتصادی آن‌ها صدمه می‌زند.

ناپدید شدن خاشقجی یک هشدار است. این امر باید با محکومیت دولت‌های غربی روبرو شود. ترغیب به انجام اصلاحات اجتماعی و اقتصادی و تعقیب فرصت‌های طلایی ضروری خیلی خوب است، اما نه به هر قیمتی. سرکوب صداهایی نظیر جمال خاشقجی فقط به عربستان سعودی و آن دولت‌هایی که می‌خواهند بدون تردید از آن حمایت کنند، صدمه خواهد زد.


شنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۷ ۱۶:۲۳ ب.ظ


اظهار نظر

برای ارسال نظرات خود باید ابتدا عضو و وارد سایت شوید.

تا کنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است، شما میتوانید اولین نفری باشید که در رابطه با آن اظهار نظر میکنید!

مطالب مرتبط



موضوعات مربوطه


کلمات کلیدی