فهرست

الزامات نگاه به شرق در سیاست خارجی ایران

شنبه ۰۶ مرداد ۱۳۹۷ ۱۶:۵۳ ب.ظ

الزامات نگاه به شرق در سیاست خارجی ایران
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: همزمان با پیچیده شدن تعاملات بین المللی ایران با غرب، نگاه به شرق در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بیش از گذشته برجسته شده است. «نگاه به شرق» را باید محصول ظهور یک نیروی جدید و قدرتمند در ساخت نظم جهانی دانست؛ نظمی که الزاما دیگر نظم غربی نیست. این نیروی غیرغربی نتیجة جابجایی¬های جریان قدرت در جهان و روند تدریجی شکل¬گیریِ ساختار متنوع‌تری از نظم بین‌المللی است.

دکتر عبدالرسول دیوسالار - کارشناس مسائل استراتژیک

نگاه به شرق اشاره به چین، روسیه، هند و برخی کشورهای شرق آسیا دارد. این کشورها، الگوهای بدیل ساخت نظم بین‌المللی را دنبال می‌کنند. این کشورها جایگاهی رو به رشد در سطح اقتصاد و معادلات قدرت جهانی دارند، درنتیجه به صورت طبیعی کنش­های جدیدی را رقم می­­زنند تا نقش بیشتری در ساخت نظم بین‌المللی بیابند. این نقش بیشتر بدین­معنی است که صداهای متنوع‌تری ساختار نظم بین‌المللی را شکل خواهد داد. این روند جدید به صورت طبیعی برای ایران فرصت­زا است؛ به این مفهوم که همزمان با این تغییرات متنوع شدن صداهای جدید برآمده از چین، روسیه و هند در ساختار نظم بین‌الملل به عنوان یک نیرو شناسایی و پذیرش می‌شود. اکنون پرسش این است که آیا ایران می­تواند یک تصمیم راهبردی برای حداکثرسازی منافع خود از این روند متنوع‌تر شدن صداهای موجود در ساخت نظم بین‌المللی اتخاذ کند یا خیر؟ پاسخ به این پرسش بی­شک مثبت است. ایران باید بتواند منافع خود در نظم غیرغربی در حال ظهور که این بار به رهبری آمریکا - اروپا نیست نیز جستجو کند.

طبیعتا بخش مهمی از منافع ملی ایران همچنان در ساختار کلاسیک نظم بین‌المللی غرب محور تعریف می­شود اما بخش دیگری از نیازهای منافع ملی ما در صداهای جدیدی که در حال مطرح شدن هستند، قابلیت پیگیری خواهد داشت. در اینجاست که نگاه به شرق اهمیت پیدا می‌کند. از این زاویه نگاه به شرق به این مفهوم است که جمهوری اسلامی ایران چگونه منافع خود را در میان نیروهای جدیدی که در پی ساخت نظم بین‌المللی هستند بازتعریف و پیگیری کند. همکاری ایران با روسیه در سوریه مثال بارزی است که نشان می‌دهد چگونه همکاری با نیرویی که در جریان معطوف به شرق تعریف می‌شود می‌تواند بخش‌هایی از منافع‌ ایران را تامین کند. بنابراین از نظر تئوریک، این مسئله که ایران چگونه می­تواند در عین تنظیم روابط خود با قدرت­های کلاسیک غربی یعنی اروپا و آمریکا، جایگاه خود را در میان قدرت­های در حال ظهور یعنی چین، روسیه و هند تثبیت کند مهم است.

بنابراین یک ضرورت ساختاری ناشی از تغییرات جریان جهانی قدرت، لزوم گردش به شرق را تحمیل می‌کند. اگرچه از این گردش باید تعاریف دقیق­تری ارائه شود. به عنوان مثال امضای موافقتنامه تجارت آزاد میان ژاپن و اتحادیه اروپا نمونه­ای جدی از روند بروز تغییرات قدرت و الزام ساختاری اروپا در گردش به شرق است. اکنون پرسش این است که آیا امضای این موافقتنامه بدین مفهوم است که اروپایی‌ها می‌خواهند از ساختار غرب محور خارج و وارد حوزه شرق شود؟! بدن تردید اینچنین نیست بلکه بدین معنی است که اروپا نیز در حال بازتعریف خود در نسبت با شرق است.

در عین ضرورت­های ساختاری گرایش به شرق، این یک بحث کلیدی را نباید از یاد برد که در بلندمدت جمهوری اسلامی ایران نیاز دارد که نقاط تعارض اختلافی خود را با نظم مسلط غربی حل و فصل کند. در غیر این صورت نمی‌تواند در نظم شرقی نیز جایگاه مطلوبی پیدا کند، زیرا پیوستگی قدرت در حال ظهور شرقی با قدرت مسلط غربی انکارناپذیر است. نظم شرقی، پیش از تثبیت در ساختار بین­الملیی تمایلی به مقابله مستقیم با نظم و قدرت غربی ندارد، زیرا مایل است از بسترهای ساختاری آن برای بهینه­سازی قدرت خود استفاده کند. از این رو ضروی است مراقب این سوءتفاهم باشیم که الزاما نظم شرقی در حال ظهور به دنبال جایگزین خود با نظم غربی در حال افول نیست بلکه به دنبال به رسمیت شناخته شدن نقشش در ساختار نظم کنونی است. درحقیقت نیروهای شرقی مانند روسیه، چین و هند به دنبال پیدا کردن جای خود و شناسایی منافع خود در نظم غربی هستند. این کنش و واکنش‌ها باعث تغییر ساختار می‌شود و اگر چنین چیزی را فرض کنیم طبیعی است که قدرت­ها شرقی الزاما نگاه ضدنظم موجود یا براندازانه نسبت به نظم موجود ندارند، بلکه نگاه آنها اصلاح‌گرایانه دارند.

بنابراین اگر ایران در تعارض با نظم بین‌المللی موجود قرار بگیرد طبیعتا در گردش به شرق نیز موفقیت چندانی نخواهد داشت. اگر ایران نتواند نقاط تعارض خود در ساختار بین‌المللی موجود را حل و فصل کند در بلندمدت در حوزه نگاه به شرق نیز موفق نخواهد بود. تلقی از ایران به عنوان یک نیروی ضدسیستمی منافع قدرت­های شرقی را نیز نقض خواهد کرد و سیاست گردش به شرق ایران را نیز ناموفق می­سازد. در این شرایط است که تصور گردش به شرق جهت مقابله با نیروهای مسلط نظم غربی، غیرواقعی تلقی می­شود. مثال بارز این مساله واکنش­های قابل پیش­بینی و تند قدرت­های شرقی در خصوص ادعاهای غیرواقعی سال­های گذشته در انحراف برنامه اتمی ایران به سوی سلاح است.

به این ترتیب گرایش به شرق یک سازگارسازی سیاستی با تغییرات طبیعی در نظام بین‌الملل است و طبیعی است که جمهوری اسلامی ایران نیز خود را در این ساختار جدید بازتعریف کند. در مجموع ایران از گردش به شرق حداقل دو منفعت اصلی را می‌تواند تعریف کند؛ نخست منفعت سیاسی امنیتی است. به هر حال ایران با رویکرد سیاسی زیاده خواهانه وتهدید امنیتی مستمر از نظم غربی مواجه است. گرایش به شرق می تواند موازنه وتعادلی را در این راستا ایجاد کند و ایران را در وضعیت موازنه نسبت به نیروهای حاکم بر نظم بین الملل قرار دهد. بنابراین در حوزه امنیتی نگاه به شرق می‌تواند یک عملکرد موازنه‌گرایانه تلقی شود و ایران را در وضعیت موازنه نسبت به نیروهای حاکم قرار دهد. منفعت دیگر اقتصادی است. همزمان با متحول شدن جریان قدرت اقتصادی و تولید پول در دنیا، ایران باید بتواند خود را با این روند تغییر همگام کند. به این ترتیب ضرورت گردش به شرق تلفیقی از الزامات ساختاری- سیستمی، امنیتی و اقتصادی است.

 


شنبه ۰۶ مرداد ۱۳۹۷ ۱۶:۵۳ ب.ظ


اظهار نظر

برای ارسال نظرات خود باید ابتدا عضو و وارد سایت شوید.

تا کنون نظری برای این مطلب ثبت نشده است، شما میتوانید اولین نفری باشید که در رابطه با آن اظهار نظر میکنید!